113 توبة

پناه میبرم به الله از شرِّ شیطانِ مَطرودأَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ

سوره توبه، که در قرآن‌های معمولی سوره نهم است، از ۱۲۹ آیه تشکیل شده است. ۳۷ آیه اول آن چند روز قبل از زمان حج اکبر، یعنی ذی‌الحجه سال فتح مکه، و بقیه آیات آن پیش از سفر جنگی پیامبر اسلام به تبوک نازل شده است؛ سفری که به دستور الله، با لشکری مجهز و قوی، شامل حدود سی هزار مرد جنگی، در گرمای تابستان و در ماه رجب سال نهم هجری، یعنی شش ماه پس از بازگشت از فتح مکه و طائف به مدینه، برای توسعه نفوذ حکومت اسلام انجام شد. (تبوک محلی میان مدینه و شام، با فاصله‌ای تقریباً مساوی از هر دو، بود. این سفر جنگی صرفاً برای آن بود که پس از آنکه مسلمانان نفوذ حکومتی خود را از جنوب پایتخت مملکت خود، «شهر مدینه»، تا مرز یمن، «طائف»، توسعه دادند، لازم بود قسمت شمال عربستان تا مرز حکومت شام را که تحت نفوذ دولت روم بود، در اختیار خود درآورند و راه‌های نفوذ آینده نهضت مصلحانه و پربرکت دین اسلام را هموار سازند.)

در این سوره، هم وضع انواع مسلمان‌نشدگان پس از فتح مکه روشن می‌گردد، هم وضع مشرکان مختلف، هم درجات گوناگون دورویان، و هم اهمیت مسلمانان باسابقه و فداکار، از مهاجران و انصار، که گردانندگان حقیقی نهضت اسلام بودند. همچنین در این سوره، چگونگی غزوه حُنین، که پس از فتح مکه بود، و نیز مقدمات جنگ تبوک روشن می‌گردد. این سوره نیز مانند تمام سوره‌های قرآن با بسم‌الله آغاز شده است؛ نه به صورت «بسم‌الله الرحمن الرحیم»، که نشانه رحمت الله بر مردم باشد، بلکه به صورت «برائت من الله»، که اعلام بیزاری الله از مشرکان لجوج و عهدشکن است. پس از این خلاصه، به ترجمه و تفصیل آیات این سوره توجه نمایید:

001  چهار ماه مهلت به مشرکان، رعایت پیمان، انتقام و درمان خشم

  
این اعلامِ برائت و بیزاری از سوی الله و رسول اوست، خطاب به آن گروه از مشرکان که با آنان پیمان بسته‌اید. (1)بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسولِهِ إِلَى الَّذينَ عاهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ9:1
پس چهار ماه در زمین آزادانه رفت‌وآمد کنید و بدانید که شما هرگز نمی‌توانید الله را درمانده کنید یا از قدرت او بگریزید، و بدانید که الله کافران را خوار و رسوا می‌کند. (2)فَسيحوا فِي الأَرضِ أَربَعَةَ أَشهُرٍ وَاعلَموا أَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِي اللَّهِ ۙ وَأَنَّ اللَّهَ مُخزِي الكافِرينَ9:2
و این اعلامی است از سوی الله و پیامبر او به همه مردم در روز حج بزرگ، که الله از مشرکان بیزار است و پیامبرش نیز از آنان بیزار است؛ پس اگر توبه کنید، برای شما بهتر است، و اگر روی برگردانید، بدانید که هرگز نمی‌توانید الله را ناتوان کنید؛ و به کسانی که کفر ورزیدند، از عذابی دردناک خبر بده. (3)وَأَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسولِهِ إِلَى النّاسِ يَومَ الحَجِّ الأَكبَرِ أَنَّ اللَّهَ بَريءٌ مِنَ المُشرِكينَ ۙ وَرَسولُهُ ۚ فَإِن تُبتُم فَهُوَ خَيرٌ لَكُم ۖ وَإِن تَوَلَّيتُم فَاعلَموا أَنَّكُم غَيرُ مُعجِزِي اللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ الَّذينَ كَفَروا بِعَذابٍ أَليمٍ9:3
مگر آن گروه از مشرکان که با آنان پیمان بسته‌اید، سپس هیچ چیزی از پیمان خود با شما نکاستند و هیچ‌کس را بر ضد شما یاری نکردند؛ پس پیمانشان را تا پایان مدتشان به‌طور کامل رعایت کنید، زیرا الله پرهیزکاران را دوست دارد. (4)إِلَّا الَّذينَ عاهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ ثُمَّ لَم يَنقُصوكُم شَيئًا وَلَم يُظاهِروا عَلَيكُم أَحَدًا فَأَتِمّوا إِلَيهِم عَهدَهُم إِلىٰ مُدَّتِهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ9:4
پس وقتی ماه‌های حرام گذشت، مشرکان را هر جا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره‌شان درآورید و در هر گذرگاه و کمینگاهی برایشان کمین بگیرید. اما اگر توبه کردند و نماز را برپا داشتند و زکات پرداختند، راه را برایشان باز بگذارید، که بی‌گمان الله آمرزنده و مهربان است. (5)فَإِذَا انسَلَخَ الأَشهُرُ الحُرُمُ فَاقتُلُوا المُشرِكينَ حَيثُ وَجَدتُموهُم وَخُذوهُم وَاحصُروهُم وَاقعُدوا لَهُم كُلَّ مَرصَدٍ ۚ فَإِن تابوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ فَخَلّوا سَبيلَهُم ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ9:5
و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، به او پناه بده تا سخن الله را بشنود؛ سپس او را به جایی برسان که در امان باشد. این به آن سبب است که آنان مردمی هستند که آگاهی ندارند. (6)وَإِن أَحَدٌ مِنَ المُشرِكينَ استَجارَكَ فَأَجِرهُ حَتّىٰ يَسمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبلِغهُ مَأمَنَهُ ۚ ذٰلِكَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَعلَمونَ9:6
چگونه ممکن است مشرکان نزد الله و نزد پیامبر او پیمانی داشته باشند، مگر همان کسانی که شما در کنار مسجدالحرام با آنان پیمان بستید؛ پس تا وقتی آنان نسبت به شما بر پیمان خود پایدار ماندند، شما نیز نسبت به آنان پایدار بمانید؛ بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست دارد. (7)كَيفَ يَكونُ لِلمُشرِكينَ عَهدٌ عِندَ اللَّهِ وَعِندَ رَسولِهِ إِلَّا الَّذينَ عاهَدتُم عِندَ المَسجِدِ الحَرامِ ۖ فَمَا استَقاموا لَكُم فَاستَقيموا لَهُم ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ9:7
چگونه می‌توان به پیمان آنان اعتماد کرد، در حالی که اگر بر شما چیره شوند، درباره شما نه هیچ پیوند و حرمت خویشاوندی را رعایت می‌کنند و نه هیچ عهد و تعهدی را؛ با زبانشان شما را راضی می‌کنند، اما دل‌هایشان نمی‌پذیرد، و بیشترشان نافرمان‌اند. (8)كَيفَ وَإِن يَظهَروا عَلَيكُم لا يَرقُبوا فيكُم إِلًّا وَلا ذِمَّةً ۚ يُرضونَكُم بِأَفواهِهِم وَتَأبىٰ قُلوبُهُم وَأَكثَرُهُم فاسِقونَ9:8
آیات الله را به بهایی ناچیز فروختند و مردم را از راه او بازداشتند؛ به‌راستی چه بد بود کاری که انجام می‌دادند. (9)اشتَرَوا بِآياتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَليلًا فَصَدّوا عَن سَبيلِهِ ۚ إِنَّهُم ساءَ ما كانوا يَعمَلونَ9:9
در حق هیچ مؤمنی نه پیوند خویشاوندی و قرابت را رعایت می‌کنند و نه پیمان و تعهدی را، و آنان همان تجاوزکارانند. (10)لا يَرقُبونَ في مُؤمِنٍ إِلًّا وَلا ذِمَّةً ۚ وَأُولٰئِكَ هُمُ المُعتَدونَ9:10
پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشتند و زکات پرداختند، برادران شما در دین هستند؛ و ما آیات را برای مردمی که می‌دانند، روشن و جداگانه بیان می‌کنیم. (11)فَإِن تابوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ فَإِخوانُكُم فِي الدّينِ ۗ وَنُفَصِّلُ الآياتِ لِقَومٍ يَعلَمونَ9:11
و اگر پس از پیمانی که بسته‌اند سوگندهای خود را شکستند و به دین شما تاختند، با سران کفر بجنگید، زیرا آنان هیچ پایبندی و حرمتی برای سوگندهایشان ندارند، باشد که دست بردارند. (12)وَإِن نَكَثوا أَيمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَطَعَنوا في دينِكُم فَقاتِلوا أَئِمَّةَ الكُفرِ ۙ إِنَّهُم لا أَيمانَ لَهُم لَعَلَّهُم يَنتَهونَ9:12
آیا با مردمی نمی‌جنگید که پیمان‌های خود را شکستند، قصد بیرون راندن رسول را داشتند و نخستین بار خودشان دشمنی را با شما آغاز کردند؟ آیا از آنان می‌ترسید؟ اگر مؤمن هستید، الله سزاوارتر است که از او بترسید. (13)أَلا تُقاتِلونَ قَومًا نَكَثوا أَيمانَهُم وَهَمّوا بِإِخراجِ الرَّسولِ وَهُم بَدَءوكُم أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخشَونَهُم ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخشَوهُ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ9:13
با آنان بجنگید تا الله به دست شما آنان را عذاب دهد، خوار و رسوایشان کند، شما را بر آنان یاری دهد و پیروز گرداند و کینه و رنجِ دل‌های گروهی از مؤمنان را تسکین دهد و آرام سازد. (14)قاتِلوهُم يُعَذِّبهُمُ اللَّهُ بِأَيديكُم وَيُخزِهِم وَيَنصُركُم عَلَيهِم وَيَشفِ صُدورَ قَومٍ مُؤمِنينَ9:14
و خشم دل‌هایشان را از میان می‌برد، و الله توبه هر کس را بخواهد می‌پذیرد، و الله دانا و حکیم است. (15)وَيُذهِب غَيظَ قُلوبِهِم ۗ وَيَتوبُ اللَّهُ عَلىٰ مَن يَشاءُ ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ9:15

016  علم الله به کردارِ انسان، آبادی مساجد، آب‌رسانی و آباد نگه داشتن مکّه در مقابل ایمان به الله و آخرت و مجاهده

  
آیا گمان کرده‌اید که رها می‌شوید، در حالی که هنوز الله کسانی از شما را که جهاد کرده‌اند و جز الله و پیامبرش و مؤمنان، هیچ همراز و تکیه‌گاه پنهانی نگرفته‌اند، آشکار نکرده است؟ و الله به آنچه انجام می‌دهید کاملاً آگاه است. (16)أَم حَسِبتُم أَن تُترَكوا وَلَمّا يَعلَمِ اللَّهُ الَّذينَ جاهَدوا مِنكُم وَلَم يَتَّخِذوا مِن دونِ اللَّهِ وَلا رَسولِهِ وَلَا المُؤمِنينَ وَليجَةً ۚ وَاللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعمَلونَ9:16
مشرکان را نسزد که مسجدهای الله را آباد کنند، در حالی که خودشان بر کفر خویش گواهی می‌دهند؛ آنان کارهایشان تباه شده است و در آتش جاودانه خواهند بود. (17)ما كانَ لِلمُشرِكينَ أَن يَعمُروا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلىٰ أَنفُسِهِم بِالكُفرِ ۚ أُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُم وَفِي النّارِ هُم خالِدونَ9:17
تنها کسانی مسجدهای الله را آباد می‌کنند که به الله و روز آخرت ایمان دارند، نماز را برپا می‌دارند، زکات می‌دهند و جز از الله نمی‌ترسند؛ پس امید است آنان از هدایت‌یافتگان باشند.(18)إِنَّما يَعمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَن آمَنَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَلَم يَخشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسىٰ أُولٰئِكَ أَن يَكونوا مِنَ المُهتَدينَ9:18
آیا آب‌رسانی به حاجیان و آباد نگه داشتن مسجدالحرام را هم‌ارزش کسی قرار داده‌اید که به الله و روز آخرت ایمان آورده و در راه الله جهاد کرده است؟ آنان نزد الله برابر نیستند، و الله قوم ستمکار را هدایت نمی‌کند. (19)أَجَعَلتُم سِقايَةَ الحاجِّ وَعِمارَةَ المَسجِدِ الحَرامِ كَمَن آمَنَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَجاهَدَ في سَبيلِ اللَّهِ ۚ لا يَستَوونَ عِندَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الظّالِمينَ9:19
کسانی که ایمان آوردند، هجرت کردند و با مال‌ها و جان‌هایشان در راه الله جهاد کردند، نزد الله مقامی بسیار بالاتر دارند؛ و آنان همان رستگاران‌اند. (20)الَّذينَ آمَنوا وَهاجَروا وَجاهَدوا في سَبيلِ اللَّهِ بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم أَعظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّهِ ۚ وَأُولٰئِكَ هُمُ الفائِزونَ9:20
پروردگارشان آنان را به رحمتی از سوی خود، خشنودی خویش، و بهشت‌هایی بشارت می‌دهد که در آن‌ها نعمتی پایدار برایشان خواهد بود. (21)يُبَشِّرُهُم رَبُّهُم بِرَحمَةٍ مِنهُ وَرِضوانٍ وَجَنّاتٍ لَهُم فيها نَعيمٌ مُقيمٌ9:21
برای همیشه در آن جاودانه می‌مانند؛ بی‌گمان پاداشی بزرگ نزد الله است. (22)خالِدينَ فيها أَبَدًا ۚ إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ أَجرٌ عَظيمٌ9:22

023  ای مؤمنان، عدم دوستی با فامیل کافر، روز جنگ حُنَین، آرامش و کمک الله

  
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، پدران و برادران خود را، اگر کفر را بر ایمان ترجیح داده‌اند، دوست و پشتیبان و هم‌پیمان خود نگیرید؛ و هر کس از شما آنان را به چنین رابطه‌ای بپذیرد، آنان همان ستمکاران‌اند. (23)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَتَّخِذوا آباءَكُم وَإِخوانَكُم أَولِياءَ إِنِ استَحَبُّوا الكُفرَ عَلَى الإيمانِ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ9:23
بگو اگر پدرانتان و فرزندانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و دارایی‌هایی که به دست آورده‌اید و تجارتی که از کسادی آن می‌ترسید و خانه‌هایی که به آن‌ها دل بسته‌اید، نزد شما دوست‌داشتنی‌تر از الله و پیامبر او و جهاد در راه اوست، پس منتظر بمانید تا الله فرمان خود را بیاورد، و الله گروه نافرمانان را هدایت نمی‌کند. (24)قُل إِن كانَ آباؤُكُم وَأَبناؤُكُم وَإِخوانُكُم وَأَزواجُكُم وَعَشيرَتُكُم وَأَموالٌ اقتَرَفتُموها وَتِجارَةٌ تَخشَونَ كَسادَها وَمَساكِنُ تَرضَونَها أَحَبَّ إِلَيكُم مِنَ اللَّهِ وَرَسولِهِ وَجِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصوا حَتّىٰ يَأتِيَ اللَّهُ بِأَمرِهِ ۗ وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الفاسِقينَ9:24
بی‌گمان الله شما را در میدان‌های بسیاری یاری کرد، و در روز حنین نیز، هنگامی که زیاد بودن نفراتتان شما را به شگفت آورد، اما هیچ سودی به حالتان نداشت، و زمین با همه پهناوری‌اش بر شما تنگ شد، سپس پشت‌کنان گریختید. (25)لَقَد نَصَرَكُمُ اللَّهُ في مَواطِنَ كَثيرَةٍ ۙ وَيَومَ حُنَينٍ ۙ إِذ أَعجَبَتكُم كَثرَتُكُم فَلَم تُغنِ عَنكُم شَيئًا وَضاقَت عَلَيكُمُ الأَرضُ بِما رَحُبَت ثُمَّ وَلَّيتُم مُدبِرينَ9:25
سپس الله آرامش خود را بر رسولش و بر مؤمنان فرو فرستاد و سپاهیانی را فرستاد که شما آن‌ها را نمی‌دیدید و کسانی را که کافر شدند عذاب کرد، و این است کیفر کافران. (26)ثُمَّ أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلىٰ رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنينَ وَأَنزَلَ جُنودًا لَم تَرَوها وَعَذَّبَ الَّذينَ كَفَروا ۚ وَذٰلِكَ جَزاءُ الكافِرينَ9:26
سپس الله پس از آن، توبه هر کس را که بخواهد می‌پذیرد، و الله بسیار آمرزنده و مهربان است. (27)ثُمَّ يَتوبُ اللَّهُ مِن بَعدِ ذٰلِكَ عَلىٰ مَن يَشاءُ ۗ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ9:27

028  ای مؤمنان، مشرکان پلید هستند، گرفتن جزیه از اهل کتاب

  
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مشرکان ناپاک‌اند؛ پس پس از این سال دیگر نباید به مسجدالحرام نزدیک شوند، و اگر از فقر و تنگدستی می‌ترسید، الله اگر بخواهد به‌زودی شما را از فضل خود بی‌نیاز خواهد کرد؛ همانا الله دانا و حکیم است. (28)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عامِهِم هٰذا ۚ وَإِن خِفتُم عَيلَةً فَسَوفَ يُغنيكُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ إِن شاءَ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَكيمٌ9:28
با کسانی از اهل کتاب که به الله و روز واپسین ایمان نمی‌آورند، آنچه را الله و پیامبرش حرام کرده‌اند حرام نمی‌شمارند، و به دین حق پایبند نیستند، بجنگید تا جزیه را با دست خود و از روی تسلیم بپردازند، در حالی که خاضع و زیر فرمان‌اند. (29)قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَلا بِاليَومِ الآخِرِ وَلا يُحَرِّمونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَلا يَدينونَ دينَ الحَقِّ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ حَتّىٰ يُعطُوا الجِزيَةَ عَن يَدٍ وَهُم صاغِرونَ9:29

030  عُزَیر و مسیح پسران الله، نور کامل با اسلام

  
یهودیان گفتند عُزَیر پسر الله است و مسیحیان گفتند مسیح پسر الله است. این سخنی است که با دهان خود می‌گویند و گفتار کسانی را شبیه‌سازی می‌کنند که پیش از آنان کافر شدند. الله نابودشان کند، چگونه از حق برگردانده می‌شوند!(30)وَقالَتِ اليَهودُ عُزَيرٌ ابنُ اللَّهِ وَقالَتِ النَّصارَى المَسيحُ ابنُ اللَّهِ ۖ ذٰلِكَ قَولُهُم بِأَفواهِهِم ۖ يُضاهِئونَ قَولَ الَّذينَ كَفَروا مِن قَبلُ ۚ قاتَلَهُمُ اللَّهُ ۚ أَنّىٰ يُؤفَكونَ9:30
آنان دانشمندان دینی و راهبان خود و نیز مسیح پسر مریم را به جای الله صاحب اختیار و معبود خود گرفتند، در حالی که به آنان فرمان داده نشده بود جز اینکه تنها معبودی یگانه را بپرستند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ او پاک و منزه است از آنچه شریک او قرار می‌دهند. (31)اتَّخَذوا أَحبارَهُم وَرُهبانَهُم أَربابًا مِن دونِ اللَّهِ وَالمَسيحَ ابنَ مَريَمَ وَما أُمِروا إِلّا لِيَعبُدوا إِلٰهًا واحِدًا ۖ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۚ سُبحانَهُ عَمّا يُشرِكونَ9:31
می‌خواهند نور الله را با دهان‌ها و سخنان خود خاموش کنند، اما الله جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هرچند کافران ناخشنود باشند. (32)يُريدونَ أَن يُطفِئوا نورَ اللَّهِ بِأَفواهِهِم وَيَأبَى اللَّهُ إِلّا أَن يُتِمَّ نورَهُ وَلَو كَرِهَ الكافِرونَ9:32
اوست آن کسی که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه دین‌ها چیره کند، هرچند مشرکان ناخشنود باشند. (33)هُوَ الَّذي أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدىٰ وَدينِ الحَقِّ لِيُظهِرَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَو كَرِهَ المُشرِكونَ9:33

034  ای مؤمنان، اندوخته کردن طلا و نقره و عذابش، دوازده ماه و چهار ماه حرام

  
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بسیاری از عالمان دینی و راهبان، اموال مردم را به ناحق می‌خورند و مردم را از راه الله بازمی‌دارند؛ و کسانی که طلا و نقره را اندوخته می‌کنند و آن را در راه الله خرج نمی‌کنند، آنان را به عذابی دردناک خبر بده. (34)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنَّ كَثيرًا مِنَ الأَحبارِ وَالرُّهبانِ لَيَأكُلونَ أَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَيَصُدّونَ عَن سَبيلِ اللَّهِ ۗ وَالَّذينَ يَكنِزونَ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ وَلا يُنفِقونَها في سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ أَليمٍ9:34
روزی که آن اندوخته‌ها را در آتش جهنم داغ می‌کنند و با آنها پیشانی‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان را داغ می‌گذارند؛ این همان چیزی است که برای خودتان اندوختید، پس بچشید آنچه را همواره می‌اندوختید. (35)يَومَ يُحمىٰ عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَ فَتُكوىٰ بِها جِباهُهُم وَجُنوبُهُم وَظُهورُهُم ۖ هٰذا ما كَنَزتُم لِأَنفُسِكُم فَذوقوا ما كُنتُم تَكنِزونَ9:35
بی‌گمان شمار ماه‌ها نزد الله، از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، در کتاب الله دوازده ماه است؛ از میان آنها چهار ماه حرام‌اند. این، آیین درست و استوار است؛ پس در این ماه‌ها به خودتان ستم نکنید، و با مشرکان همگی بجنگید، همان‌گونه که آنان همگی با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است. (36)إِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا في كِتابِ اللَّهِ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ مِنها أَربَعَةٌ حُرُمٌ ۚ ذٰلِكَ الدّينُ القَيِّمُ ۚ فَلا تَظلِموا فيهِنَّ أَنفُسَكُم ۚ وَقاتِلُوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقاتِلونَكُم كافَّةً ۚ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ9:36
نَسیء، یعنی عقب انداختن و جابه‌جا کردن حرمت ماه‌های حرام، چیزی جز افزوده شدن بر کفر نیست؛ کسانی که کافر شده‌اند با آن گمراه می‌شوند: یک سال آن را حلال می‌شمارند و سالی دیگر حرام می‌شمارند، تا فقط شمار ماه‌هایی را که الله حرام کرده برابر نگه دارند، و به این ترتیب آنچه را الله حرام کرده حلال کنند. کارهای بدشان در نظرشان زیبا جلوه داده شده است، و الله گروه کافران را هدایت نمی‌کند. (37)إِنَّمَا النَّسيءُ زِيادَةٌ فِي الكُفرِ ۖ يُضَلُّ بِهِ الَّذينَ كَفَروا يُحِلّونَهُ عامًا وَيُحَرِّمونَهُ عامًا لِيُواطِئوا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ ۚ زُيِّنَ لَهُم سوءُ أَعمالِهِم ۗ وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الكافِرينَ9:37

038  ای مؤمنان، ترغیب به جنگ، واکنش مسلمانان بی‌ایمان

  
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، شما را چه شده است که وقتی به شما گفته می‌شود در راه الله به حرکت درآیید، سستی می‌کنید و به زمین می‌چسبید؟ آیا زندگی دنیا را به جای آخرت پسندیده‌اید؟ بهره و لذت زندگی دنیا در برابر آخرت، جز چیزی اندک نیست. (38)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا ما لَكُم إِذا قيلَ لَكُمُ انفِروا في سَبيلِ اللَّهِ اثّاقَلتُم إِلَى الأَرضِ ۚ أَرَضيتُم بِالحَياةِ الدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ ۚ فَما مَتاعُ الحَياةِ الدُّنيا فِي الآخِرَةِ إِلّا قَليلٌ9:38
اگر برای یاری دین بیرون نروید، شما را دچار عذابی دردناک می‌کند و مردمی دیگر را به جای شما می‌آورد، و شما هیچ زیانی به او نمی‌رسانید؛ و الله بر هر چیزی تواناست. (39)إِلّا تَنفِروا يُعَذِّبكُم عَذابًا أَليمًا وَيَستَبدِل قَومًا غَيرَكُم وَلا تَضُرّوهُ شَيئًا ۗ وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ9:39
اگر او را یاری نکنید، به‌یقین الله او را یاری کرده است، آن‌گاه که کافران او را بیرون راندند، در حالی که او یکی از آن دو نفر بود، زمانی که آن دو در غار بودند، آن‌گاه که به همراه خود می‌گفت: اندوهگین مباش، بی‌گمان الله با ماست. پس الله آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهیانی که شما آن‌ها را ندیدید نیرومند ساخت، و سخن کافران را پست و فرودست گرداند، و سخن الله همان سخن برتر و والاتر است، و الله شکست‌ناپذیر و حکیم است. (40)إِلّا تَنصُروهُ فَقَد نَصَرَهُ اللَّهُ إِذ أَخرَجَهُ الَّذينَ كَفَروا ثانِيَ اثنَينِ إِذ هُما فِي الغارِ إِذ يَقولُ لِصاحِبِهِ لا تَحزَن إِنَّ اللَّهَ مَعَنا ۖ فَأَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلَيهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنودٍ لَم تَرَوها وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذينَ كَفَرُوا السُّفلىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ العُليا ۗ وَاللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ9:40
به میدان بروید، چه سبک‌بار باشید و چه گران‌بار، و با دارایی‌ها و جان‌هایتان در راه الله جهاد کنید؛ این برای شما بهتر است اگر بدانید. (41)انفِروا خِفافًا وَثِقالًا وَجاهِدوا بِأَموالِكُم وَأَنفُسِكُم في سَبيلِ اللَّهِ ۚ ذٰلِكُم خَيرٌ لَكُم إِن كُنتُم تَعلَمونَ9:41
اگر منفعتی نزدیک و سفری آسان در میان بود از تو پیروی می‌کردند، اما راه برایشان دور و دشوار شد. و به الله سوگند می‌خورند که اگر می‌توانستیم حتماً با شما بیرون می‌آمدیم. خودشان را نابود می‌کنند و الله می‌داند که بی‌تردید آنان دروغگو هستند. (42)لَو كانَ عَرَضًا قَريبًا وَسَفَرًا قاصِدًا لَاتَّبَعوكَ وَلٰكِن بَعُدَت عَلَيهِمُ الشُّقَّةُ ۚ وَسَيَحلِفونَ بِاللَّهِ لَوِ استَطَعنا لَخَرَجنا مَعَكُم يُهلِكونَ أَنفُسَهُم وَاللَّهُ يَعلَمُ إِنَّهُم لَكاذِبونَ9:42
الله از تو درگذشت؛ چرا به آنان اجازه دادی، پیش از آنکه برایت روشن شود چه کسانی راست گفته‌اند و دروغگویان را بشناسی؟ (43)عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُم حَتّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقوا وَتَعلَمَ الكاذِبينَ9:43
کسانی که به الله و روز آخرت ایمان دارند، از تو اجازه نمی‌خواهند که از جهاد با مال‌ها و جان‌هایشان بازبمانند، و الله به پرهیزگاران داناست. (44)لا يَستَأذِنُكَ الَّذينَ يُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ أَن يُجاهِدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ بِالمُتَّقينَ9:44
تنها کسانی از تو اجازه می‌خواهند که به الله و روز آخرت ایمان ندارند و دل‌هایشان گرفتار شک شده است؛ پس آنان در شک خود سرگردان و دودل می‌مانند. (45)إِنَّما يَستَأذِنُكَ الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَارتابَت قُلوبُهُم فَهُم في رَيبِهِم يَتَرَدَّدونَ9:45
و اگر واقعاً می‌خواستند بیرون بروند، برای آن آمادگی و سازوبرگ فراهم می‌کردند؛ اما الله برخاستن و حرکت کردنشان را نپسندید، پس آنان را بازداشت و به آنان گفته شد: با کسانی که می‌نشینند و از رفتن بازمی‌مانند، بنشینید. (46)وَلَو أَرادُوا الخُروجَ لَأَعَدّوا لَهُ عُدَّةً وَلٰكِن كَرِهَ اللَّهُ انبِعاثَهُم فَثَبَّطَهُم وَقيلَ اقعُدوا مَعَ القاعِدينَ9:46
اگر آنان همراه شما بیرون آمده بودند، جز آشفتگی و تباهی چیزی بر شما نمی‌افزودند و به‌سرعت در میان صفوف شما رفت‌وآمد می‌کردند تا برایتان فتنه و اختلاف پدید آورند، و در میان شما کسانی هستند که به سخنان آنان گوش می‌دهند و از آنان اثر می‌پذیرند، و الله به ستمکاران داناست. (47)لَو خَرَجوا فيكُم ما زادوكُم إِلّا خَبالًا وَلَأَوضَعوا خِلالَكُم يَبغونَكُمُ الفِتنَةَ وَفيكُم سَمّاعونَ لَهُم ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ بِالظّالِمينَ9:47
به‌راستی آنان پیش از این نیز به دنبال فتنه‌انگیزی بودند و کارها را بر ضد تو زیر و رو می‌کردند، تا آن‌که حق فرا رسید و فرمان الله آشکار و پیروز شد، در حالی که آنان ناخشنود بودند. (48)لَقَدِ ابتَغَوُا الفِتنَةَ مِن قَبلُ وَقَلَّبوا لَكَ الأُمورَ حَتّىٰ جاءَ الحَقُّ وَظَهَرَ أَمرُ اللَّهِ وَهُم كارِهونَ9:48
از میان آنان کسانی هستند که می‌گویند: به من اجازه بده که نروم و مرا دچار فتنه و لغزش نکن؛ آگاه باشید که آنان خود در فتنه افتاده‌اند، و بی‌گمان جهنم از هر سو بر کافران احاطه دارد. (49)وَمِنهُم مَن يَقولُ ائذَن لي وَلا تَفتِنّي ۚ أَلا فِي الفِتنَةِ سَقَطوا ۗ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالكافِرينَ9:49

050  واکنش مسلمانان بی‌ایمان، نیکی و مصیبت، نپذیرفتن انفاق

  
اگر خوبی‌ای به تو برسد، آنان را ناراحت می‌کند، و اگر مصیبتی به تو برسد، می‌گویند: ما از پیش کار خود را حساب کرده و تصمیممان را گرفته بودیم، و شادمان روی برمی‌گردانند. (50)إِن تُصِبكَ حَسَنَةٌ تَسُؤهُم ۖ وَإِن تُصِبكَ مُصيبَةٌ يَقولوا قَد أَخَذنا أَمرَنا مِن قَبلُ وَيَتَوَلَّوا وَهُم فَرِحونَ9:50
بگو: هرگز چیزی به ما نمی‌رسد مگر همان چیزی که الله برای ما مقرر کرده است؛ او سرپرست و یاور ماست، و مؤمنان باید تنها بر الله توکل کنند. (51)قُل لَن يُصيبَنا إِلّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَولانا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَليَتَوَكَّلِ المُؤمِنونَ9:51
بگو: آیا برای ما جز یکی از دو سرانجام نیک، پیروزی یا شهادت، انتظار می‌کشید؟ ما هم برای شما انتظار می‌کشیم که الله عذابی از سوی خود به شما برساند یا به دست ما گرفتارتان کند؛ پس منتظر بمانید، ما هم همراه شما منتظریم. (52)قُل هَل تَرَبَّصونَ بِنا إِلّا إِحدَى الحُسنَيَينِ ۖ وَنَحنُ نَتَرَبَّصُ بِكُم أَن يُصيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِن عِندِهِ أَو بِأَيدينا ۖ فَتَرَبَّصوا إِنّا مَعَكُم مُتَرَبِّصونَ9:52
بگو چه با میل و رغبت انفاق کنید و چه از روی بی‌میلی و اجبار، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا شما مردمی نافرمان و سرکش بوده‌اید. (53)قُل أَنفِقوا طَوعًا أَو كَرهًا لَن يُتَقَبَّلَ مِنكُم ۖ إِنَّكُم كُنتُم قَومًا فاسِقينَ9:53
و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن انفاق‌هایشان نشد، جز این که آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیدند، و به نماز نمی‌آیند مگر در حالی که بی‌حال و سست‌اند، و انفاق نمی‌کنند مگر در حالی که ناخشنود و بی‌میل‌اند. (54)وَما مَنَعَهُم أَن تُقبَلَ مِنهُم نَفَقاتُهُم إِلّا أَنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ وَبِرَسولِهِ وَلا يَأتونَ الصَّلاةَ إِلّا وَهُم كُسالىٰ وَلا يُنفِقونَ إِلّا وَهُم كارِهونَ9:54
پس مبادا اموال و فرزندانشان تو را به شگفتی آورد؛ الله فقط می‌خواهد به وسیله همین‌ها در زندگی دنیا عذابشان کند و جانشان در حالی بیرون رود که کافرند. (55)فَلا تُعجِبكَ أَموالُهُم وَلا أَولادُهُم ۚ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِها فِي الحَياةِ الدُّنيا وَتَزهَقَ أَنفُسُهُم وَهُم كافِرونَ9:55
به الله سوگند می‌خورند که قطعاً از شمایند، در حالی که از شما نیستند؛ بلکه آنان گروهی هستند که می‌ترسند. (56)وَيَحلِفونَ بِاللَّهِ إِنَّهُم لَمِنكُم وَما هُم مِنكُم وَلٰكِنَّهُم قَومٌ يَفرَقونَ9:56
اگر پناهگاهی یا غارهایی یا جایی برای داخل شدن و پنهان شدن می‌یافتند، بی‌درنگ با شتابی مهارنشدنی به سوی آن می‌گریختند. (57)لَو يَجِدونَ مَلجَأً أَو مَغاراتٍ أَو مُدَّخَلًا لَوَلَّوا إِلَيهِ وَهُم يَجمَحونَ9:57

058  واکنش مسلمانان بی‌ایمان، صدقات و مصرف آن، آزار و گوش بودن پیامبر

  
و از میان آنان کسانی هستند که درباره تقسیم صدقات از تو عیب‌جویی می‌کنند؛ اگر از آن به آنان داده شود، راضی می‌شوند، و اگر از آن به آنان داده نشود، ناگهان خشمگین و ناراضی می‌شوند. (58)وَمِنهُم مَن يَلمِزُكَ فِي الصَّدَقاتِ فَإِن أُعطوا مِنها رَضوا وَإِن لَم يُعطَوا مِنها إِذا هُم يَسخَطونَ9:58
اگر آنان به آنچه الله و پیامبرش به آنان داده بودند راضی می‌شدند و می‌گفتند: الله ما را بس است؛ به‌زودی الله از فضل خود به ما خواهد داد و پیامبرش نیز؛ ما تنها به الله امید و رغبت داریم. (59)وَلَو أَنَّهُم رَضوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ وَقالوا حَسبُنَا اللَّهُ سَيُؤتينَا اللَّهُ مِن فَضلِهِ وَرَسولُهُ إِنّا إِلَى اللَّهِ راغِبونَ9:59
صدقات فقط برای فقیران، مستمندان، کارگزارانی که بر گردآوری و تقسیم آن گماشته شده‌اند، کسانی که باید دل‌هایشان به دست آورده شود، آزاد کردن بردگان و اسیران، بدهکارانی که از پرداخت بدهی خود ناتوان‌اند، مصرف در راه الله، و مسافر در راه‌مانده است؛ این فریضه‌ای از سوی الله است، و الله دانا و حکیم است. (60)إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلفُقَراءِ وَالمَساكينِ وَالعامِلينَ عَلَيها وَالمُؤَلَّفَةِ قُلوبُهُم وَفِي الرِّقابِ وَالغارِمينَ وَفي سَبيلِ اللَّهِ وَابنِ السَّبيلِ ۖ فَريضَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ9:60
و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند او فقط گوش است و به حرف هر کسی گوش می‌دهد؛ بگو او گوشی است که شنیدنش برای شما خیر است، به الله ایمان دارد، سخن مؤمنان را می‌پذیرد و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند مایه رحمت است؛ و کسانی که رسول الله را آزار می‌دهند، عذابی دردناک خواهند داشت. (61)وَمِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِيَّ وَيَقولونَ هُوَ أُذُنٌ ۚ قُل أُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ وَرَحمَةٌ لِلَّذينَ آمَنوا مِنكُم ۚ وَالَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ أَليمٌ9:61
برای شما به الله سوگند می‌خورند تا شما را راضی کنند، در حالی که اگر مؤمن باشند، الله و پیامبرش سزاوارترند که رضایت او را به دست آورند. (62)يَحلِفونَ بِاللَّهِ لَكُم لِيُرضوكُم وَاللَّهُ وَرَسولُهُ أَحَقُّ أَن يُرضوهُ إِن كانوا مُؤمِنينَ9:62
آیا نمی‌دانند که هر کس با الله و پیامبرش دشمنی و مخالفت کند، قطعاً آتش جهنم از آنِ اوست و در آن جاودانه می‌ماند؛ این همان رسوایی بزرگ است. (63)أَلَم يَعلَموا أَنَّهُ مَن يُحادِدِ اللَّهَ وَرَسولَهُ فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ خالِدًا فيها ۚ ذٰلِكَ الخِزيُ العَظيمُ9:63

064  دورویان و ترس،

  
منافقان می‌ترسند که سوره‌ای درباره‌شان نازل شود و آنچه را در دل‌هایشان پنهان کرده‌اند به آنان خبر دهد؛ بگو: مسخره کنید، بی‌گمان الله همان چیزی را که از آشکار شدنش می‌ترسید، بیرون خواهد آورد. (64)يَحذَرُ المُنافِقونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيهِم سورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِما في قُلوبِهِم ۚ قُلِ استَهزِئوا إِنَّ اللَّهَ مُخرِجٌ ما تَحذَرونَ9:64
و اگر از آنان بپرسی، بی‌گمان می‌گویند: ما فقط حرف می‌زدیم و شوخی می‌کردیم. بگو: آیا الله و آیات او و پیامبرش را به تمسخر می‌گرفتید؟ (65)وَلَئِن سَأَلتَهُم لَيَقولُنَّ إِنَّما كُنّا نَخوضُ وَنَلعَبُ ۚ قُل أَبِاللَّهِ وَآياتِهِ وَرَسولِهِ كُنتُم تَستَهزِئونَ9:65
عذر نیاورید، زیرا شما بعد از ایمانتان کفران کردید و اگر حالا از گروهی از شما، چشم پوشی میکنیم آن گروهی را که حقا گناهشان محرز هست، عذاب خواهیم کرد (66)لا تَعتَذِروا قَد كَفَرتُم بَعدَ إيمانِكُم ۚ إِن نَعفُ عَن طائِفَةٍ مِنكُم نُعَذِّب طائِفَةً بِأَنَّهُم كانوا مُجرِمينَ9:66
مردان دورو و زنان دورو از یکدیگرند، آنان به کارهای بد دستور میدهند و از کارهای شایسته مردم را باز میدارند و دستهای خود را از کارهای مفید جمع میکنند، آنان الله را فراموش کرده اند و او نیز آنان را فراموش کرد، زیرا دورویان متجاوزین حقیقی میباشند (67)المُنافِقونَ وَالمُنافِقاتُ بَعضُهُم مِن بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ بِالمُنكَرِ وَيَنهَونَ عَنِ المَعروفِ وَيَقبِضونَ أَيدِيَهُم ۚ نَسُوا اللَّهَ فَنَسِيَهُم ۗ إِنَّ المُنافِقينَ هُمُ الفاسِقونَ9:67
الله به مردان و زنان دورو و کافران آتش دوزخ را وعده داده تا در آن بمانند و آن برای ایشان کافیست و الله ایشان را مورد نفرت خود قرار داده و برای ایشان عذابی پایدار خواهد بود (68)وَعَدَ اللَّهُ المُنافِقينَ وَالمُنافِقاتِ وَالكُفّارَ نارَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها ۚ هِيَ حَسبُهُم ۚ وَلَعَنَهُمُ اللَّهُ ۖ وَلَهُم عَذابٌ مُقيمٌ9:68
ای دورویان و کافران، شما به همان سرنوشت دچار میشوید که مردم مانند شما پیش از شما دچار شدند، آنان از شما هم از حيث قدرت نیرومندتر بودند و هم مال و اولادشان بیشتر بود، پس آنان از آنچه نصیب ایشان بود بهره مند شدند و شما نیز به اندازه نصیبتان بهره مند خواهید شد، به همان شکلی که پیشینیان شما روی نصیبشان بهره مند شدند (این پیشینیان زورمند تر یهودیان بنی نضیر و خيبر و بنی قریضه و سایر مخالفان قدرتمند پیغمبر اسلام بودند که بدست مسلمانان نابود شدند) و شما هم بمانند کسانی که در فساد فرو رفتند، در فساد فرو رفته اید، تمام اینگونه اشخاص حتی کارهای خوبشان در دنیا و آخرت پوچ جلوه خواهد نمود و ضرر دیدگان حقیقی اینانند (متاسفانه دنیا خواهان فسادکار با اینکه امثال خود را در تاریخ می بینند که در آخر عمرشان به چه نکبتهائی دچار شده اند، تصور میکنند خودشان همانطور که در جوانی از کارهای نامشروع خوشند همیشه خوش خواهند بود.) (69)كَالَّذينَ مِن قَبلِكُم كانوا أَشَدَّ مِنكُم قُوَّةً وَأَكثَرَ أَموالًا وَأَولادًا فَاستَمتَعوا بِخَلاقِهِم فَاستَمتَعتُم بِخَلاقِكُم كَمَا استَمتَعَ الَّذينَ مِن قَبلِكُم بِخَلاقِهِم وَخُضتُم كَالَّذي خاضوا ۚ أُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُم فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ۖ وَأُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ9:69
آیا به این دورویان که در باطن کفران کننده راهنمائی های قرآن میباشند، خبر امثال ایشان، که قبل از ایشان زندگی میکردند نرسیده؟ آن گروههای قبل از ایشان، قوم نوح و قوم عاد و ثمود و قوم ابراهیم و مردم شهر مدین و مردم آن شهرهای زیرورو شده میباشند، که پیغمبرانشان با آن دلایل روشن نزد ایشان آمدند و اینکه دچار عذاب الله شدند، الله نبود که به ایشان ستم کرد، بلکه خودشان بودند که به خود ستم میکردند (قوم نوح دچار غرق شدن در طوفان نوح شدند و قوم عاد که آرامی ها میباشند و پیغمبرشان هود بود، دچار سرمائی بس سخت شدند و همه جز طرفداران هود که از آمدن عذاب خبر داشتند، مردند و قوم ثمود نیز که پیغمبرشان صالح بود دیدند که پیشگوئی و وعده عذاب پیغمبرشان راست آمد و دچار زلزله و عذاب آسمانی شدید شدند، بطوریکه تمام شهرهای ایشان خراب و مردمش جز طرفداران پیغمبرشان، مردند و قوم ابراهیم که طرفداران نمرود پادشاه شهر ابراهيم بودند، با پادشاه شان دچار حمله شدید حمورابی شدند ولی ابراهیم که از آتش نمرود معجزه آسا نجات یافت، با طرفدارانش مورد احترام شدید حمورابی و پادشاه مصر قرار گرفت و مردم شهر مدین نیز که پیغمبرشان شعیب بود، دچار عذاب آسمانی شدند و مردم آن شهرهای زیر و رو شده، قوم لوط بودند که آنان نیز دچار بارانی از آتش و سنگهای مذاب آتش فشانی گردیدند و شرح مفصل داستان این اقوام و مکان زندگی ایشان و آثاری که الان از مکان آنان مانده است، در سوره های اعراف و هود و يونس و احقاف و سوره های دیگری از قرآن هست و در کتب مقدس یهود نیز مقداری از این مطالب میباشد و ذکر آنها بارها در قرآن تکرار گردیده، تا شاید مردم مکه و مدینه متوجه شوند، وعده عذابی که به آنان در قرآن داده شده، حتما انجام میشود، ولی چون گوش شنوا نداشتند، نپذیرفتند تا عاقبت در فتح مکه بدست مسلمانان دیدند که آن وعده ها همه راست بود و عجب است که با این حال بعد از فتح مکه نیز بسیاری از مردم مدینه و مکه نمی خواستند، به دین اسلام ایمان صحیحی بیاورند و راه نفاق و دوروئی را پیش گرفته بودند، زیرا دنیا خواهی چشم حقیقت بین آنان را کور کرده بود، جائی که مردم زمان پیغمبران چنین بودند، آیا مردم امروز که چیزی از معجزات پیغمبران را ندیده اند، حاضرند زیر بار آموزشهای عالی و صحیح قرآن بروند و از هوسهای شدید دنیای امروز خود دست بکشند؟ آری همیشه رسم دنیا چنین بوده که جز قلیلی از مردمِ بسیار دانا و پاک دل زیر اطاعت دستورات الله نروند و در نتیجه همیشه افراد بشر دچار عذابهائی بوسیله یکدیگر شوند) (70)أَلَم يَأتِهِم نَبَأُ الَّذينَ مِن قَبلِهِم قَومِ نوحٍ وَعادٍ وَثَمودَ وَقَومِ إِبراهيمَ وَأَصحابِ مَديَنَ وَالمُؤتَفِكاتِ ۚ أَتَتهُم رُسُلُهُم بِالبَيِّناتِ ۖ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظلِمَهُم وَلٰكِن كانوا أَنفُسَهُم يَظلِمونَ9:70
مؤمنان حقیقی، چه مرد و چه زن، دوستان مورد اعتماد یکدیگرند و علامتشان این است که به کارهای شایسته دستور میدهند و از کارهای ناشایست مردم را باز میدارند و نماز مقرره را میخوانند و زکات مقرره را میدهند و الله و رسولش را اطاعت می نمایند، اینگونه اشخاص را الله مورد رحمت خود قرار خواهد داد و الله پرقدرتی میباشد با حکمت ( آیا مؤمنان فعلی دنیای اسلام که به هم اعتماد ندارند و بجای کارهای شایسته قرآن موهوماتی را بنام روایات دینی عمل میکنند و دستور میدهند و بدترین کارها در محیط ایشان رواج است و در تفسیر كلمات الله، یعنی قرآن دچار اختلافات شده اند و اصلا نمی دانند از پیغمبرشان چه سنتهائی رسیده مؤمن حقیقی میباشند؟ و آیا اینان مورد غضب الله هستند، یا مورد رحمت الله؟) (71)وَالمُؤمِنونَ وَالمُؤمِناتُ بَعضُهُم أَولِياءُ بَعضٍ ۚ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَيَنهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَيُقيمونَ الصَّلاةَ وَيُؤتونَ الزَّكاةَ وَيُطيعونَ اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ أُولٰئِكَ سَيَرحَمُهُمُ اللَّهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ9:71
آن مردان و زنان مؤمن حقیقی را، الله وعده داده به باغهائی که از پای آنها جویبارها روان باشد تا در آنها مدتی بس طولانی و جاوید زندگی کنند و در باغهائی قابل سکونتِ دائم خانه هائی بس پاکیزه و خوب داشته باشند و از اینها خوشحال کننده تر خوشنودی الله از ایشان است و آن کامیابی بس بزرگ دینی، اینها میباشد (این زندگی بس عالی برای مؤمنان حقیقی پس از مرگشان و برای روح ایشان که در بدنی متناسب با عالم برزخ و عالم آخرتشان قرار میگیرد، پیش خواهد آمد که برای کنجکاوان حقیقی حتمی و غیر قابل تردید است) (72)وَعَدَ اللَّهُ المُؤمِنينَ وَالمُؤمِناتِ جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها وَمَساكِنَ طَيِّبَةً في جَنّاتِ عَدنٍ ۚ وَرِضوانٌ مِنَ اللَّهِ أَكبَرُ ۚ ذٰلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ9:72
ای پیغامگیر، با آن کفران کنندگان و دورویان، درگیر باش و بر ایشان سخت بگیر و بدان که جایگاه ایشان دوزخ است و آن باز گشت بدی برای ایشان است (علت اینکه در قرآن آیات بسیاریست که دوزخ را محل بازگشت بد کافران و بهشت را محل بازگشت خوب نیکوکاران حقیقی معرفی میکنند از آن روست که روح انسانی تمام انسانها در ابتدای پیدایش انسانها بر روی زمین، از زمین آخرت که بهشت و جهنم در آنست، به زمین دنیا آمده است، لذا روی قوانینی از الله به همان زمین آخرت که در ابتدا از آنجا آمده مراجعت خواهند نمود) (73)يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقينَ وَاغلُظ عَلَيهِم ۚ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ ۖ وَبِئسَ المَصيرُ9:73
دورویان ذکر شده در بالا به الله قسم میخورند که سخنان ناجور نگفته اند و حال آنکه کلمات کفر آمیز گفته اند و بعد از اینکه خود را مسلمان معرفی نموده اند راه اسلام را کفران کرده اند و کوشش به کار خطرناکی بر علیه مسلمانان کردند که بدان موفق نشدند و آن بد گوئی ها را نکردند مگر بعد از اینکه الله و پیغمبرش باعث شد که از فضل الله آنان ثروتمند شوند (این آیات میرساند که این دورویان با اینکه بعد از مسلمان شدن از غنیمتهای جنگی اسلامی به ثروت رسیدند نمک نشناسی کرده اند و عیب گوئی هائی به تصمیم پیغمبر به جنگ تبوک کردند تا در میان مسلمانان اخلال نمایند و آشوبهای داخلی برپا کنند و اگر این دورویان توبه نمایند برای ایشان بهتر است ولی اگر به این نصایح گوش ندهند الله ایشان را در دنیا و آخرت به عذاب دردناکی دچار خواهد نمود و خواهند دید که برای ایشان در روی زمین هیچ دوست مورد اعتماد و کمک کننده ای نخواهد بود (پیغمبر اسلام و مسلمانان حقیقی که گردانندگان اصلی اسلام بودند به دستور الله حاضر بودند، نسبت به اخلال گران ارفاق نمایند، به شرطی که آنان تحت نظر مسلمانان جدی قرار گیرند و در عمل اثبات نمایند که حقیقتا از اعمال بد دست کشیده اند و مسلمان حقیقی شده اند) (74)يَحلِفونَ بِاللَّهِ ما قالوا وَلَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِ وَكَفَروا بَعدَ إِسلامِهِم وَهَمّوا بِما لَم يَنالوا ۚ وَما نَقَموا إِلّا أَن أَغناهُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ مِن فَضلِهِ ۚ فَإِن يَتوبوا يَكُ خَيرًا لَهُم ۖ وَإِن يَتَوَلَّوا يُعَذِّبهُمُ اللَّهُ عَذابًا أَليمًا فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ۚ وَما لَهُم فِي الأَرضِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ9:74
و بعضی از ایشان با الله عهد بسته بودند، که اگر او از فضل خودش به ما ببخشد، ما در راه دینش کمکهای مالی خواهیم کرد و از نیکوکاران خواهیم شد (75)وَمِنهُم مَن عاهَدَ اللَّهَ لَئِن آتانا مِن فَضلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكونَنَّ مِنَ الصّالِحينَ9:75
پس وقتی الله به ایشان از فضلش بخشید، به الله بخل کردند و در مقابل تقاضای کمک برای جنگ به مسلمانان حقیقی، پشت کردند و از کمک کردن اعراض نمودند (76)فَلَمّا آتاهُم مِن فَضلِهِ بَخِلوا بِهِ وَتَوَلَّوا وَهُم مُعرِضونَ9:76
و به واسطه اینکه خلاف وعده خود به الله رفتار کردند و بواسطه دروغی که گفته بودند، الله در روح ایشان نفاق و دوروئی گذاشت، تا زمانی که الله را ملاقات نمایند (گروهی از تازه مسلمانان فقير به خود و دیگران گفته بودند الله شاهد است که اگر ما از فقر نجات یابیم، به پیشرفت اسلام کمکهای مالی خواهیم کرد و با اینکه جنگهای کم زحمت اسلامی باعث شد آنان روی غنائم جنگی ثروتمند شوند، از کمک کردن در راه جنگ تبوک خودداری کردند و روح دنیا خواهی ایشان معلوم داشت که باید بنام دروغگو و دورو بمیرند و با پرونده دوروئی در پیشگاه الله حاضر شوند) (77)فَأَعقَبَهُم نِفاقًا في قُلوبِهِم إِلىٰ يَومِ يَلقَونَهُ بِما أَخلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدوهُ وَبِما كانوا يَكذِبونَ9:77
آیا ندانسته اند که الله افکار پنهان و هم دم گوشی های ایشان را میداند؟ آری، به يقين الله انواع پنهانها را بطور کامل میداند (78)أَلَم يَعلَموا أَنَّ اللَّهَ يَعلَمُ سِرَّهُم وَنَجواهُم وَأَنَّ اللَّهَ عَلّامُ الغُيوبِ9:78
کسانیکه عیب میشمرند، عمل کسانی از مؤمنان را که در کمک کردن به جنگ هر چه بیشتر به گردن میگیرند و یا مؤمنانی را عیب گوئی میکنند که هر چه را طاقت دارند، در راه جنگ میدهند، اشخاصی که اینگونه مؤمنان فداکار را مسخره میکنند، الله ایشان را مورد تمسخر قرار میدهد و عذاب دردناکی برای ایشان خواهد بود (برای کمک به جنگ تبوک، مؤمنان حقیقی مخصوصا مهاجر و انصار کمکهای بسیاری برای تجهیز لشگریان اسلام و تهیه آذوقه برای یک مسافرت جنگی طولانی انجام دادند و برای این جنگ، ابوبکر که از تمام مسلمانان ثروتمند تر بود تمام اموال خود را برای کمک به جنگ در اختیار پیغمبر اسلام گذاشت و عمر و عثمان و عبد الرحمان بن عوف هر یک نصف مال خود را برای این جنگ دادند و کمک عثمان سیصد شتر و هزار مثقال طلا بود و مجموع لشگر اسلام را در جنگ تبوک حداقل سی هزار نفر گفته اند که سواران آنان ده هزار اسب سوار و دوازده هزار شتر نیز برای سواری و خوراک همراه داشتند و پاره ای از مؤمنان چه مرد و چه زن، با اینکه کم چیز بودند هر چه را میتوانستند، به تجهیز جنگ تبوک کمک کردند و بعضی از این فقیران در حدود یک من خرما کمک کردند، ولی دورویان ذکر شده در بالا علاوه بر آنکه کمک نمی کردند، دیگران را که کمک بسیار میکردند، مسخره می نمودند و بعد از اینکه خبر مسخره ایشان به گوش پیغمبر اسلام رسید، پیغمبر اسلام میخواست، مسخره ایشان را ندیده بگیرد و برای جلبِ آنان گفته بود، که از الله میخواهد تا از آنان ببخشد و لذا مطالب بعد بر علیه آنان آمده است) (79)الَّذينَ يَلمِزونَ المُطَّوِّعينَ مِنَ المُؤمِنينَ فِي الصَّدَقاتِ وَالَّذينَ لا يَجِدونَ إِلّا جُهدَهُم فَيَسخَرونَ مِنهُم ۙ سَخِرَ اللَّهُ مِنهُم وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ9:79
اگر برای ایشان آمرزش بخواهی، یا آمرزش نخواهی، حتی اگر برای ایشان هفتاد بار آمرزش بخواهی، هرگز الله ایشان را نخواهد بخشید، زیرا آنان نسبت به الله و پیغمبرش کفران ورزیدند و الله چنین گروه متجاوز را راهنمایی نخواهد کرد (80)استَغفِر لَهُم أَو لا تَستَغفِر لَهُم إِن تَستَغفِر لَهُم سَبعينَ مَرَّةً فَلَن يَغفِرَ اللَّهُ لَهُم ۚ ذٰلِكَ بِأَنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ وَرَسولِهِ ۗ وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الفاسِقينَ9:80
آن کنار زده شدگان از اینکه برخلاف دستور پیغمبر الله از جنگ باز نشستند خوشحال شدند و بدشان آمد که با اموال و جان خود در راه الله جهاد نمایند و حتی به مؤمنان حقیقی گفتند در چنین فصل گرمائی برای جنگ کوچ نکنید، بگو اگر آنان فکر دقیق میکردند می فهمیدند، آتش دوزخ بسی گرمتر خواهد بود (81)فَرِحَ المُخَلَّفونَ بِمَقعَدِهِم خِلافَ رَسولِ اللَّهِ وَكَرِهوا أَن يُجاهِدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم في سَبيلِ اللَّهِ وَقالوا لا تَنفِروا فِي الحَرِّ ۗ قُل نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا ۚ لَو كانوا يَفقَهونَ9:81
و اینکه حالا از کار خود خندان می باشند، باید بواسطه پاداش بدی که از اعمال فعلی خود خواهند یافت، کم بخندند و بسیار گریه کنند (بعضی روضه خوانها برای گریه گرفتن از مسلمانان این آیه را که درباره دورویان است می خوانند و به مردم میگویند، طبق این آیه خوب است کم بخندید و زیاد گریه کنید) (82)فَليَضحَكوا قَليلًا وَليَبكوا كَثيرًا جَزاءً بِما كانوا يَكسِبونَ9:82
و هر گاه الله تو را بسوی گروهی از ایشان بر گرداند، تا به آن گروه وابسته به اینان حمله نمایی، در آن زمان از تو میخواهند، اجازه دهی همراه با تو به سرکوبی آنان بروند (یعنی این یهودیان به ظاهر مسلمان که حاضر به جنگ پر زحمت تبوک نشدند، هرگاه بینند میخواهی به گروهی از مخالفان اسلام که یهودی هستند، حمله نمائی چون میبینند، اگر با شما همراهی کنند به غنیمتی جنگی میرسند، از تو اجازه میخواهند که حتی با وابستگان یهودی خود روی مال دنیا بجنگند در آنصورت تو به ایشان بگو، هرگز نباید با من به چنین جاهائی خارج شوید و هرگز نباید با من، با هیچ دشمنی بجنگید، زیرا شما در اول باری که برای شما رفتن به جنگ گفته شد، از آن خوشحال شدید که از رفتن به جنگ بنشینید، پس برای همیشه با عقب ماندگان بنشینید (83)فَإِن رَجَعَكَ اللَّهُ إِلىٰ طائِفَةٍ مِنهُم فَاستَأذَنوكَ لِلخُروجِ فَقُل لَن تَخرُجوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقاتِلوا مَعِيَ عَدُوًّا ۖ إِنَّكُم رَضيتُم بِالقُعودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقعُدوا مَعَ الخالِفينَ9:83
و تو ای پیغمبر، هر گاه یکی از اینان مرد، بر او هرگز توجهی نکن و بر قبرش مایست، زیرا آنان به الله و رسولش كفران کردند و هنگامی که مردند، متجاوز بودند (از این آیه پیداست که هرگاه مؤمن بمیرد، باید مؤمنان حتی المقدور با رفتن بر سر قبر او، علاقه و دوستی خود را نشان دهند و صلات در این آیه بمعنای نماز نیست، بلکه بمعنای توجه و نزدیک شدن بر مرده است، زیرا آنچه برای مرده مسلمان لازمست گفته شود، برابر سنت پیغمبر اسلام فقط گفتن چهار بار الله اكبر است و یاد کردن نیکوکاریهای مرده و اقدامات دینی و ایمانی اوست و در موقع گفتن آن که بوسیله یکی از بزرگان محله یا شهر یا دوست صمیمی او گفته خواهد شد، نباید تشریفات دیگری انجام داد و حتی نباید آیات قرآنی خواند، زیرا اینها برای زنده ارزش دارد، نه برای مرده، فقط مرده مسلمان را در صورت امکان می شویند و کفن میکنند و در قبر میگذارند و شخصیت خوبی اگر داشته باشد، بیاد می آورند و در پی کار خود میروند و در زمان پیغمبر اسلام رسم بوده که مرده را جلوی زنده ها حرکت نمی دادند، زیرا در اسلام همیشه زنده بر مرده ترجیح دارد و زنده نسبت به بدن بیجان مرده، نباید احترام زیادی نشان دهد که صورت مرده پرستی پیدا کند و باید بدانند که انسانیتِ شخص وفات یافته به روح اوست که از بدن جدا شده و اگر نیکوکار و بهشتی باشد او را به بهشت برده اند و او کاری به زنده ها ندارد و زنده ها هم به او دسترسی ندارند و جسد انسان مرده ارزش انسانی ندارد، در سفر دريا جسد را به آب می اندازند، تا طعمه ماهیان شود و چون روح مرده مسلمان به جائی بهتر از دنیا میرود، برایش نباید گریه کرد، مگر گریه ای که روی علاقه بسیار خود بخود در انسان پیدا میشود، آنهم در انسانهای ضعیف النفسی مانند زن و خواهر و مادر و موضوع گرفتن هفته و چهله و سال، شرعی نیستند، بلکه عرفی هستند و در حدودی شرعا عیبی ندارد که صرفا برای یادبود دوستان باشد و تحمیلی بر صاحبان مرده که خود محتاج کمک هستند، نباشد و اگر خرجی هم میکنند به نفع بیچارگان باشد نه به نفع مفت خوران و مسجد که مکان عبادت الله است، به هیچوجه جایز نیست که مورد یادبود مردگان باشد و در شستن مرده بهتر آن است که علاوه بر يكبار شستن با آب یکبار با سدر و یک بار با کافور هم شسته شود و هم میتوان با پیراهن و لباس تمیز مرده را کفن کرد و هم با یک پارچه سفید و بی آلایش که بنام کفن معروف است و عیب نیست که کفن از یک پارچه بیشتر باشد و برای قبر نیز نباید کاری کرد که بعضی ها بر بعضی دیگر فخر کنند، که قبر مرده شان پر قیمت تر و با شکوهتر از دیگرانست) (84)وَلا تُصَلِّ عَلىٰ أَحَدٍ مِنهُم ماتَ أَبَدًا وَلا تَقُم عَلىٰ قَبرِهِ ۖ إِنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ وَرَسولِهِ وَماتوا وَهُم فاسِقونَ9:84
و نباید اموال و اولاد این اشخاصِ کم ایمان و دورو تو را به عجب اندازد، زیرا الله میخواهد آنان را بوسیله اینها در دنیا عذاب کند و روح ایشان در حالی از بدن جدا گردد، که کافر بمیرند (85)وَلا تُعجِبكَ أَموالُهُم وَأَولادُهُم ۚ إِنَّما يُريدُ اللَّهُ أَن يُعَذِّبَهُم بِها فِي الدُّنيا وَتَزهَقَ أَنفُسُهُم وَهُم كافِرونَ9:85
و هنگامیکه سوره ای نازل شد، که در آن گفته شده بود به الله ایمان آورید و با پیغمبرش به جهاد روید ثروتمندان ایشان از تو اجازه خواستند که به جهاد نروند و گفتند ما را رها کن، تا با بازنشستگان بمانیم (سوره یعنی قسمت و تکه ای مستقل از مطالب و سوره های قرآن هریک تکه هائی مستقل هستند، اگر چه بعضی از آنان از مجموع چند تکه مستقل تشکیل یافته باشند) (86)وَإِذا أُنزِلَت سورَةٌ أَن آمِنوا بِاللَّهِ وَجاهِدوا مَعَ رَسولِهِ استَأذَنَكَ أُولُو الطَّولِ مِنهُم وَقالوا ذَرنا نَكُن مَعَ القاعِدينَ9:86
آنان از آن خوشنود شدند که با عقب ماندگان باشند و روپوشی بر قوه ی ادراک ایشان چسبیده که بواسطه آن نمی توانند خوب فکر کنند (این روپوش، روپوش دنیا خواهی و تنبلی و خود خواهی و ترس از خطر است که همه از بی ایمانی و نزدیک بینی سرچشمه گرفته) (87)رَضوا بِأَن يَكونوا مَعَ الخَوالِفِ وَطُبِعَ عَلىٰ قُلوبِهِم فَهُم لا يَفقَهونَ9:87
ليکن این پیغمبر و کسانی که ایمان صحیح آورده اند و همیشه با او بوده اند، همیشه با مالها و جانهای خود جهاد کرده اند و تمام خوبیهای ذکر شده در قرآن، برای ایشان خواهد بود و اینان میباشند که آن رستگاران حقیقی هستند (مهاجر و انصارِ معروف سران و بزرگان این مؤمنان حقیقی بوده اند و تشکیلات اسلام همیشه بوسیله این مسلمانان سابقه دار که بسیار فهیم و فداکار بودند اداره میشد و تمام ترقیات اسلام بواسطه اینان بود) (88)لٰكِنِ الرَّسولُ وَالَّذينَ آمَنوا مَعَهُ جاهَدوا بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم ۚ وَأُولٰئِكَ لَهُمُ الخَيراتُ ۖ وَأُولٰئِكَ هُمُ المُفلِحونَ9:88
الله برای این مؤمنان حقیقی، باغهائی را آماده کرده که از پای آنها جویبارها روان است و آنان در آنها بطور جاوید میمانند و این همان رستگاری بس بزرگ مورد تذکر پیغمبران است (برطبق آیات بسیاری از قرآن این باغها که در بهشت است، در زمین آخرت میباشد، اگر چه شبیه به باغهای دنیاست ليكن از جنس مادی زمین دنیا نیست بلکه متناسب است با خاک و آب و بدنهای انسانی زمین آخرت و این باغها محل سکونت بهشتیان میباشد که با عالیترین وسائل حکومتی که در اختیار ایشان خواهد بود، به نسبت درجات اطاعتشان در دنیا از دستورات الله، در آن زمین بس وسیع بر دوزخیان و مردم میان بهشت و دوزخ حکومت میکنند و دوزخیان و مردم دیگر به نسبت شدت مخالفتشان در دنیا، نسبت به متن دستورات الله در آن حکومت به کارهای سخت و سخت تر و اعمال شاقه مشغول خواهند بود و خلاصه چنان نیست که زمین آخرت محل تنبلی و بیکاری و فقط خوش گذرانی برای بهشتیان و فقط سوختن و ساختن برای دوزخیان باشد) (89)أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم جَنّاتٍ تَجري مِن تَحتِهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها ۚ ذٰلِكَ الفَوزُ العَظيمُ9:89
و از آن عربهای بیابانی، آن معذرت خواهان، پیش تو آمدند، تا به نفع ایشان اجازه دهی به جنگ نیایند و آنانکه به الله و پیغمبرش دروغ بستند، در مکان خود نشستند، آنانکه از ایشان کفران راهنمائیهای الله را کردند، باید منتظر باشند که در آینده دچار عذاب دردناکی خواهند شد (90)وَجاءَ المُعَذِّرونَ مِنَ الأَعرابِ لِيُؤذَنَ لَهُم وَقَعَدَ الَّذينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَرَسولَهُ ۚ سَيُصيبُ الَّذينَ كَفَروا مِنهُم عَذابٌ أَليمٌ9:90
بر آن ناتوانان و بیماران و کسانی که نمی توانستند، مخارج آمدن به جنگ را برای خود پیدا کنند، عیبی نیست که به جنگ نیامدند، بخصوص وقتی دیگران را به نفع الله و رسولش نصیحت کردند، بر اینگونه نیکوکاران راهی برای رفتن به جنگ مورد نظر نیست و الله نسبت به آنان آمرزنده و مهربان است (اینان که به جنگ تبوک نرفتند، روی تعلیمات پیغمبر اسلام و مسلمانان حقیقی مواظب اخلال گران بودند و در غیبت پیغمبر اسلام، حکومت شهر مدینه و اطرافش به علی بن ابیطالب (ع) سپرده شده بود) (91)لَيسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَلا عَلَى المَرضىٰ وَلا عَلَى الَّذينَ لا يَجِدونَ ما يُنفِقونَ حَرَجٌ إِذا نَصَحوا لِلَّهِ وَرَسولِهِ ۚ ما عَلَى المُحسِنينَ مِن سَبيلٍ ۚ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ9:91
همچنین کسانی که نزد تو آمدند، تا به ایشان وسائل جنگ را بدهی، ولی تو به ایشان گفتی ساز و برگی را که بتوانم به شما بدهم نمیتوانم تهیه کنم و آنان با اندوه زیاد اشک میریختند و برمیگشتند و با خود میگفتند، چرا مخارج آمدن جنگ خود را نیافته اند، بر اینگونه اشخاص نیز سزاوار نمی باشد که به جنگ بروند (92)وَلا عَلَى الَّذينَ إِذا ما أَتَوكَ لِتَحمِلَهُم قُلتَ لا أَجِدُ ما أَحمِلُكُم عَلَيهِ تَوَلَّوا وَأَعيُنُهُم تَفيضُ مِنَ الدَّمعِ حَزَنًا أَلّا يَجِدوا ما يُنفِقونَ9:92
فقط رفتن به آن جنگ بر گردن کسانی است که ثروتمند میباشند و با این حال از تو اجازه میگیرند که به جنگ نیایند و خوشنود شدند که با دیگر مخالفان باشند و آنان نمی دانند که این مخالفت ایشان از آنروست که الله بر روح درّاکه ایشان مهر خود خواهی زده (93)إِنَّمَا السَّبيلُ عَلَى الَّذينَ يَستَأذِنونَكَ وَهُم أَغنِياءُ ۚ رَضوا بِأَن يَكونوا مَعَ الخَوالِفِ وَطَبَعَ اللَّهُ عَلىٰ قُلوبِهِم فَهُم لا يَعلَمونَ9:93
وقتی شما مسلمانان حقیقی از جنگ تبوک بسوی ایشان مراجعت نمودید آنان از اینکه با شما به جنگ نیامدند معذرت خواهند خواست در آن زمان تو به ایشان بگو عذرهای بیهوده نیاورید و ما هرگز عذرهای شما را به نفع شما نمی پذیریم زیرا قبلا الله به ما خبرهای شما را اطلاع داد و الله و پیغمبرش در آینده، اعمال شما را خواهد دید و سپس بسوی آنکس که به هر پنهان داناست باز گردانده میشوید و او بدانچه کرده بودید شما را خبر خواهد داد (94)يَعتَذِرونَ إِلَيكُم إِذا رَجَعتُم إِلَيهِم ۚ قُل لا تَعتَذِروا لَن نُؤمِنَ لَكُم قَد نَبَّأَنَا اللَّهُ مِن أَخبارِكُم ۚ وَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُم وَرَسولُهُ ثُمَّ تُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ9:94
وقتی که شما مؤمنان حقیقی از جنگ تبوک بسوی ایشان برگشتید تا از ایشان رو بگردانید، آنان برای اثبات عذرهای خود قسم ها خواهند خورد شما باید از ایشان روی بگردانید، زیرا آنان پلیدند و جایگاه ایشان دوزخ است به مجازات راههائی که برای خود بدست آوردند (95)سَيَحلِفونَ بِاللَّهِ لَكُم إِذَا انقَلَبتُم إِلَيهِم لِتُعرِضوا عَنهُم ۖ فَأَعرِضوا عَنهُم ۖ إِنَّهُم رِجسٌ ۖ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ جَزاءً بِما كانوا يَكسِبونَ9:95
آنان برای شما از آنرو سوگند خواهند خورد که شما از ایشان راضی شوید و اگر شما از ایشان راضی شوید، الله از ایشان که قوم سر کشی می باشند راضی نخواهد شد (96)يَحلِفونَ لَكُم لِتَرضَوا عَنهُم ۖ فَإِن تَرضَوا عَنهُم فَإِنَّ اللَّهَ لا يَرضىٰ عَنِ القَومِ الفاسِقينَ9:96
آن عربهای بیابانی (که مانند اشخاص ذکر شده از جنگ سرباز زدند) کفر و نفاقشان شدیدتر است، چون برای ندانستنِ حدود آنچه الله بر پیغمبرش نازل کرده، مستعدتر میباشند و الله دانائی است پرحکمت (97)الأَعرابُ أَشَدُّ كُفرًا وَنِفاقًا وَأَجدَرُ أَلّا يَعلَموا حُدودَ ما أَنزَلَ اللَّهُ عَلىٰ رَسولِهِ ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ9:97
و پاره ای از این عربهای بیابانی، آنچه را انفاق میکنند، برای آن انفاق میکنند که شما مسلمانان از بکار گرفتن آنان دست بردارید و انتظار میکشند که حوادث از بدی شما را بگیرد، در صورتیکه آن حلقه بدی بر خودشان خواهد رسید و الله شنوائی است دانا (98)وَمِنَ الأَعرابِ مَن يَتَّخِذُ ما يُنفِقُ مَغرَمًا وَيَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ ۚ عَلَيهِم دائِرَةُ السَّوءِ ۗ وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ9:98
و گروهی از عربهای بیابانی کسانی هستند که به الله و زمان دیگر پس از مرگ ایمان صحیح می آورند و آنچه را برای کمک جنگی و غیر آن انفاق میکنند، از روی میل و برای بدست آوردن جایگاه نزدیکی در پیشگاه الله و هم برای بدست آوردن توجهات پیغمبر الله انفاق میکنند، آگاه باشید که اعمال ایشان، واقعا باعث تقرب ایشان به الله و بنفع خودشان میشود و الله ایشان را در رحمت خودش داخل خواهد نمود و به يقين الله نسبت به اینگونه اشخاص گناه بخشی میباشد بس مهربان (99)وَمِنَ الأَعرابِ مَن يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَيَتَّخِذُ ما يُنفِقُ قُرُباتٍ عِندَ اللَّهِ وَصَلَواتِ الرَّسولِ ۚ أَلا إِنَّها قُربَةٌ لَهُم ۚ سَيُدخِلُهُمُ اللَّهُ في رَحمَتِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ9:99
و آن سبقت گرفتگانِ اولیه ایکه از مهاجر و از انصارند و همچنین آن مؤمنانی که در نیکوکاری از مهاجر و انصارِ اولیه پیروی کردند، الله از تمام ایشان خوشنود شده و آنان نیز از او خوشنود شده اند و الله برای ایشان باغهایی آماده کرده که از پای آنها جویبارها روان باشد و آنان جاویدانه و بطوری دائمی در آنها خواهند ماند و این همان کامیابی بس عظیم است (در این آیات همه جا مهاجر و انصاری که مؤمنان سبقت گیرنده اولیه اسلام میباشند در ایمان و نیکوکاری نمونه و رهبر و پیشروی مؤمنان دیگر معرفی شده اند و نسبت به آنان اعلام گردیده که آنان سخت ترین امتحانات فداکاری و عبودیت و اطاعت کامل خود را نشان داده اند و با اینحال دشمنان اسلام و نفاق افکنان و فرقه سازان برای تضعیف اسلام بهترین و فعالترین آنان را بد کارترین مردم معرفی میکنند) (100)وَالسّابِقونَ الأَوَّلونَ مِنَ المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ وَالَّذينَ اتَّبَعوهُم بِإِحسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنهُم وَرَضوا عَنهُ وَأَعَدَّ لَهُم جَنّاتٍ تَجري تَحتَهَا الأَنهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا ۚ ذٰلِكَ الفَوزُ العَظيمُ9:100
و از کسانی که عرب بیابانی هستند و در اطراف شما مسلمانانِ شهرنشین زندگی میکنند، گروهی دورو میباشند (یعنی تمام عربهای غیر شهری دورو و منافق نمی باشند) و بعضی از مردم اهل شهر نیز (اشاره به مردم شهر مدینه است) بر دوروئی ادامه دادند و شما مؤمنان حقیقی ایشان را نمی شناسید، بلکه مائیم که آنان را می شناسیم، آنان را در آینده دوبار عذاب خواهیم کرد و سپس بسوی عذابی بس بزرگ، برگردانده میشوند (عذاب اول آنان عذاب جسمی و روحی ایشان در دنیا بوسیله مؤمنانست و عذاب دوم عذاب روح ایشان، از پس مرگ در عالم برزخ میباشد که بوسیله ماموران روحی و ملائکه الله بر ایشان هر صبح و شام وارد خواهد آمد) (101)وَمِمَّن حَولَكُم مِنَ الأَعرابِ مُنافِقونَ ۖ وَمِن أَهلِ المَدينَةِ ۖ مَرَدوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعلَمُهُم ۖ نَحنُ نَعلَمُهُم ۚ سَنُعَذِّبُهُم مَرَّتَينِ ثُمَّ يُرَدّونَ إِلىٰ عَذابٍ عَظيمٍ9:101
غیر از این دورویان عادت کرده در دوروئی، عده ای دیگر نیز هستند، که خود آمدند و به گناه خود اقرار نمودند و اعمالشان پیداست که مخلوطی است از اعمال خوب و اعمال بد، امید است الله بر ایشان توبه گیرد و الله نسبت به اینگونه اشخاص آمرزنده ایست مهربان (102)وَآخَرونَ اعتَرَفوا بِذُنوبِهِم خَلَطوا عَمَلًا صالِحًا وَآخَرَ سَيِّئًا عَسَى اللَّهُ أَن يَتوبَ عَلَيهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفورٌ رَحيمٌ9:102
تو از اموالِ اینگونه اشخاص مقداری بعنوان کمک به امور اجتماعی مسلمانان بگیر، تا بوسيله آن روح ایشان را پاکیزه سازی و از بدیهای گذشته پاکشان کنی و تو نسبت به ایشان توجه دوستانه داشته باش و بدان که توجه دوستانه تو، برای ایشان آرامشی است و الله شنوائیست بس دانا (103)خُذ مِن أَموالِهِم صَدَقَةً تُطَهِّرُهُم وَتُزَكّيهِم بِها وَصَلِّ عَلَيهِم ۖ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُم ۗ وَاللَّهُ سَميعٌ عَليمٌ9:103
الله از بندگانش توبه حقیقی را می پذیرد و چنین کمکهائی که نشانه صحتِ توبه ایشان است را از ایشان میگیرد و آیا ندانسته اند، الله چنین توبه پذیر مهربانی می باشد؟ (از این آیه پیداست عده ای از کسانی که از رفتن به جنگ تبوک روی خود خواهی و ترس از خطر خودداری کردند صرفا روی ترس از خطر و کم ایمانی بود، بدون آنکه بخواهند دوروئی کرده باشند لذا رفتند و به گناه خود اقرار نمودند و چون معلوم بود بی ایمان به اسلام نیستند، به شرط مقداری کمک مالی به بیت المال مسلمین، مورد عفو قرار گرفتند تا به جنگ نروند و در شهر مدینه جزو بازنشستگان بیغرض باشند و ضمنا در رفتار دورویان نظارت داشته باشند) (104)أَلَم يَعلَموا أَنَّ اللَّهَ هُوَ يَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَيَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ9:104
و به کسانی که برای بخشش ایشان از ایشان کمکهای مالی میگیری بگو، کارهائی که میکنید مواظب باشید، الله و پیغمبرش و مؤمنان حقیقی کارهای شما را خواهند دید و عاقبت شما بسوی آن دانای پنهانها و آشکارها باز گردانده میشوید و او شما را به آنچه در دنیا کرده بودید، خبر خواهد داد (مواظب باشید علاوه بر آنکه پیغمبر اسلام و مؤمنان حقیقی شما را تحت نظارت میگیرند، تا یقین حاصل کنند باطن و ظاهر شما یکی است، حتی اگر چیزی از اعمال شما نزد پیغمبر و مؤمنان حقیقی پنهان بماند، در آخرت خواهید دید که نزد الله پنهان نمانده است) (105)وَقُلِ اعمَلوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُم وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ ۖ وَسَتُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ9:105
و غیر از افرادِ ذکر شده نفرات دیگری هستند که کنار زده هستند، تا تکلیف آنان را الله روشن کند و او یا ایشان را عذاب میکند یا بر ایشان توبه میگیرد و الله دانائی است پرحکمت (پیغمبر اسلام و مسلمانان حقیقی در این زمان با اینکه قدرت داشتند، دورویان طبقه بندی شده فوق را تنبیه کنند، طبق دستورات بالا لازم بود رفتاری پیش گیرند که حتی المقدور دورویان و کم ایمانان متنبه شوند و بر ایمان ایشان افزوده گردد و تسلیم حکومت مصلحانه اسلام بشوند) (106)وَآخَرونَ مُرجَونَ لِأَمرِ اللَّهِ إِمّا يُعَذِّبُهُم وَإِمّا يَتوبُ عَلَيهِم ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ9:106
و آن نفراتی که قبل از این زمان، مسجدی برای خود گرفتند، تا باعث ضرر رساندن و کفران کردن و تفرقه اندازی میان مؤمنان شود و انتظاری باشد به نفع کسی که پیش از این با الله و رسولش جنگ کرده، با این حال در موقع بازخواست شما سوگند میخورند که از ساختن آن جز آن نتیجه نیکوتر در بهشت را نمی خواستیم، در حالی که الله گواهی میدهد آنان دروغگویانند (107)وَالَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا وَكُفرًا وَتَفريقًا بَينَ المُؤمِنينَ وَإِرصادًا لِمَن حارَبَ اللَّهَ وَرَسولَهُ مِن قَبلُ ۚ وَلَيَحلِفُنَّ إِن أَرَدنا إِلَّا الحُسنىٰ ۖ وَاللَّهُ يَشهَدُ إِنَّهُم لَكاذِبونَ9:107
تو هرگز در آن مسجد برای نماز نایست، بلکه آن مسجدی سزاوارتر است که تو در آن بایستی که از زمان اول تاسیس آن بر اساس تقوا بنا شده و در آن مردانی هستند که دوست دارند، روح خود را پاک سازند و الله نیز آن پاک کنندگان را دوست میدارد (108)لا تَقُم فيهِ أَبَدًا ۚ لَمَسجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقوىٰ مِن أَوَّلِ يَومٍ أَحَقُّ أَن تَقومَ فيهِ ۚ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ أَن يَتَطَهَّروا ۚ وَاللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرينَ9:108
آیا کسانی که ساختمان کارهای خود را بر ترس از الله بنا میکنند و میخواهند از آن خوشنودی الله را بدست آورند، بهترند، یا کسانی که بنای کارهای خود را همچون ساختمانی میسازند که بر کنار رودخانه مسیر سیل بنا شده که زیرش خالی میشود و به واسطه آن مردمش در آتش جهنم میافتند؟ (109)أَفَمَن أَسَّسَ بُنيانَهُ عَلىٰ تَقوىٰ مِنَ اللَّهِ وَرِضوانٍ خَيرٌ أَم مَن أَسَّسَ بُنيانَهُ عَلىٰ شَفا جُرُفٍ هارٍ فَانهارَ بِهِ في نارِ جَهَنَّمَ ۗ وَاللَّهُ لا يَهدِي القَومَ الظّالِمينَ9:109
آرى، الله چنین گروه ستمکاری را هدایت نخواهد کرد به ناچار ساختمانی که آنان کرده اند و آنرا روی شکی که در دلهاشان بود، ساختند، سرنوشتی نخواهد داشت، جز اینکه کاری نسبت به آن شود که دلهای ایشان پاره گردد و الله دانائی است پرحکمت (عده ای از کسانی که به ظاهر خود را مسلمان معرفی میکردند، قبل از اینکه پیغمبر اسلام برای جنگ تبوک برود در کناری از شهر مدینه مسجدی ساختند، تا پایگاهی برای دورویان امثال خودشان باشد و آنان با کشیشی مربوط بودند که نامش ابوعامر بود و او از با نفوذان قبیله خزرج بود، چون دید بیشتر مردم قبیله خزرج به اسلام گرویدند او بجای ایمان آوردن از روی حسادت به مخالفت پرداخت و بعد از جنگ بدر که مسلمانان قدرت مدینه را بدست گرفتند به مکه فرار کرد و همراه با کافران مکه در جنگ احد و حنین با مسلمانان جنگید و در اثر شکست کافران به روم فرار کرد و کوشش میکرد که به کمک امپراطور روم، لشگری برای حمله به مسلمانان فراهم نماید که موفق نشد و دورویان سازنده مسجد مذکور که آنرا مسجد ضرار گفته اند، امید داشتند، اگر ابوعامر موفقیتی حاصل کند از آن مسجد بر علیه مسلمانان قيام نمایند، آیات بالا تمام امید های ایشان را نقش بر آب کرد و مسجد ایشان را خراب و خود ایشان را تحت نظر گرفتند و باعث رنج روحی ایشان و عذاب خطرناکان ایشان شدند) (110)لا يَزالُ بُنيانُهُمُ الَّذي بَنَوا ريبَةً في قُلوبِهِم إِلّا أَن تَقَطَّعَ قُلوبُهُم ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ9:110
به يقين الله از مؤمنان حقیقی جانها و مالهای ایشان را خریده است، تا به ازای آن بهشت برای ایشان باشد، زیرا اینان در راه الله میجنگند و دشمن را میکشند و خود کشته میشوند و این وعده ایکه الله به ایشان داده، وعده ایست بر گردن او که بسیار سزاوار است و آن هم در تورات است و هم در انجیل و هم در قرآن و چه کسی است که به عهدی که شد، وفا کننده تر باشد از الله نسبت به تعهد خرید و فروشی که الله با او بسته پس به خرید و فروشی که قرار دادش را با الله بسته اید، شادی نمائید و آن کامیابی بس بزرگ همین است (111)إِنَّ اللَّهَ اشتَرىٰ مِنَ المُؤمِنينَ أَنفُسَهُم وَأَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ ۚ يُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَيَقتُلونَ وَيُقتَلونَ ۖ وَعدًا عَلَيهِ حَقًّا فِي التَّوراةِ وَالإِنجيلِ وَالقُرآنِ ۚ وَمَن أَوفىٰ بِعَهدِهِ مِنَ اللَّهِ ۚ فَاستَبشِروا بِبَيعِكُمُ الَّذي بايَعتُم بِهِ ۚ وَذٰلِكَ هُوَ الفَوزُ العَظيمُ9:111
کسانی این تعهد را انجام میدهند که توبه کننده ی صحیح و اطاعت بنده وار کننده و مدح و ثنا کننده ی الله باشند، برای درک راه رستگاری به سیاحت میپردازند و رکوع و سجده کننده برای الله هستند و مردم را به کارهای شایسته وامیدارند و از کارهای بد باز میدارند و مواظب تمام قراردادهای الله هستند و تو ای پیغمبر به چنین مؤمنانی مژده بده (112)التّائِبونَ العابِدونَ الحامِدونَ السّائِحونَ الرّاكِعونَ السّاجِدونَ الآمِرونَ بِالمَعروفِ وَالنّاهونَ عَنِ المُنكَرِ وَالحافِظونَ لِحُدودِ اللَّهِ ۗ وَبَشِّرِ المُؤمِنينَ9:112
و برای پیغامگیر و کسانی که حقیقتا ایمان آوردند، سزاوار نیست که برای مشرکان از الله آمرزش بخواهند، اگر چه آن مشرک از خویشان آن مؤمن باشد، البته این در صورتی است که برای مؤمنان روشن شده باشد که آن مشرکان روی اعمال گذشته شان از یاران دوزخند (113)ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذينَ آمَنوا أَن يَستَغفِروا لِلمُشرِكينَ وَلَو كانوا أُولي قُربىٰ مِن بَعدِ ما تَبَيَّنَ لَهُم أَنَّهُم أَصحابُ الجَحيمِ9:113
و اینکه ابراهیم برای پدرش از الله آمرزش خواست، آمرزش خواستن او نبود، مگر روی مهلتی که ابراهیم در مدت معینی برای او مهلت تعیین کرده بود، پس وقتی ابراهیم کاملا فهمید که پدرش دشمنی است برای الله، از او بیزاری جست و بعلاوه ابراهیم مردی تضرع کننده و بردبار بود (ابراهیم برطبق داستانش که در تورات در مورد عدم رضایتش از اینکه چرا خالق عالم میخواهد قوم لوط را دچار عذاب سخت و نابود کننده کند، خیلی با الله چون و چرا و التماس کرد که آنان دچار عذاب نشوند، خالق عالم در توصیه های تربیتی قرآن به مسلمانان گوشزد میکند که مانند ابراهيم احساساتی و دلسوزِ غیر منطقی نباشند و از کشته شدن و نابودی فسادکاران ناراحت نباشند، در این مورد به آیه 76 و 77 از سوره هود که اشاره ایست به مطالب مفصل باب هجدهم از کتاب اول تورات مراجعه شود و در مورد استغفار ابراهیم برای پدرش، با در نظر گرفتن آیه 4 از سوره ممتحنه و آیه 86 از سوره شعرا و اینکه بر طبق مطالب باب یازدهم از کتاب اول تورات، ابراهیم پدرش را در حران گذاشت و خود با لوط بطرف فلسطین آمد، جریان این بود که ابراهیم وقتی دید پدرش او را از مخالفت با بت پرستی منع میکند، به تصور اینکه پدرش شاید روی نادانی بت پرست شده باشد نه روی فساد جوئی ابتدا در مقابل او و سایر بت پرستان روی دلسوزی نسبت به پدرش و برای تشویق او به ایمان آوردن، رو به الله كرد و گفت گناه گذشته پدرم را، چون روی نادانی بوده ببخش و بعدا که دید پدرش به او در تبلیغ رسالتش کمک نمی کند، دوباره به پدرش گفت اگر تا مدت معینی در وضع پیغمبری من فکر کردی و پیغمبری مرا قبول نمودی، من از الله میخواهم گناهانت را ببخشد، ولی بعدا که دید حتی با دیدن معجزه سوخته نشدنِ ابراهیم در آتش نیز پیغمبری او را نپذیرفت با اینکه روی فشار نمرود با پدرش از اورکلده خارج شد، در حران پدر را با اینکه پیر بود گذاشت و خود بسوی کنعان رفت، در تفسیرهائی نزول آیات را درباره ابوطالب عموی پیغمبر اسلام که در مکه وفات یافت دانسته اند و یا آنرا مربوط به رفتن پیغمبر اسلام بر سر قبر مادرش و استغفار مادرش تصور کرده اند، در حالیکه آیات بالا علاوه بر آنکه کلی میباشد و درباره هر نوع استغفاری نسبت به کفران کنندگان آيات الله میباشد، روی موقعیت زمان نزول مربوط است، به استغفار مؤمنان در نزد پیغمبر اسلام برای خویشانی از خود که مشرک بودند و خود حاضر نبودند بیایند و نزد پیغمبر اسلام از گذشته خود توبه کنند و ایمان آورند و در این آیه از آن جهت اسم پیغمبر اسلام آورده شده که مؤمنان دیگر بدانند، جائی که خود پیغمبر اسلام حق ندارد از الله بخشش اینگونه خویشانش را بخواهد، سایر مؤمنان هم حق نخواهند داشت، از پیغمبر اسلام و یا از الله عفو و بخشش اینگونه خویشان خود را بخواهند) (114)وَما كانَ استِغفارُ إِبراهيمَ لِأَبيهِ إِلّا عَن مَوعِدَةٍ وَعَدَها إِيّاهُ فَلَمّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلَّهِ تَبَرَّأَ مِنهُ ۚ إِنَّ إِبراهيمَ لَأَوّاهٌ حَليمٌ9:114
و سزاوار نیست که الله گروهی را بعد از اینکه هدایتشان کرد، گمراهشان نماید، مگر بعد از اینکه برای ایشان راه پرهیزکاریشان را واضح نشان دهد، به يقين الله به هر چیزی داناست (وقتی الله واضح کرد که مؤمنان لازمست از محبت نشان دادن به اینگونه خویشان کافر خود داری کنند، اگر مرد مؤمنی نسبت به آنان محبت نشان داد، در حالی که آنان خودشان نمی خواستند، مؤمن شوند، چنین مؤمنانی از ایمان بسوی گمراهی برگشته اند) (115)وَما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَومًا بَعدَ إِذ هَداهُم حَتّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم ما يَتَّقونَ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ9:115
پادشاهی آسمانها و زمین به يقين در اختيار الله است (در دنیا خالق عالم پادشاه است، نه صاحب اختیار کامل زیرا در عین صاحب اختیاری مقداری اختیار هم به بشرها داده، ولی در آخرت در هنگام داوری و پاداش چون این اختیار از همه سلب میشود، الله در آنجا علاوه بر پادشاهی صاحب اختیار هم میباشد) او زنده میکند و میمیراند و برای شما مؤمنان غیر از الله هيچ دوستِ مورد اعتماد و یاوری نیست (116)إِنَّ اللَّهَ لَهُ مُلكُ السَّماواتِ وَالأَرضِ ۖ يُحيي وَيُميتُ ۚ وَما لَكُم مِن دونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ9:116
الله بر پیغامگیر و آن مهاجر و انصاری که در آن زمان بس سخت از پیغامگیر تبعیت کردند، توبه گرفت، آری پس از وقتی بر ایشان توبه گرفت که واقعا چنان موقعیتشان سخت بود که نزدیک بود، دلهای بعضی از ایشان از حق برگردد و از اینروست که الله نسبت به ایشان مهربان و بخشش های استثنائی دارد (در آیه بعد با توجه به مشابهت این دو آیه در بعضی عبارات با دو آیه 25 و 26 که درباره جنگ حنین است و همچنین مشابهت مطالب دو آیه 114 و 115 که قبل این دو آیه است با مطالب دو آیه 23 و 24 که قبل از دو آیه مربوط به جنگ حنین میباشد، باید برخلاف آنچه مفسران قرآن این دو آیه را مربوط به جنگ تبوک دانسته اند، ما آنرا مربوط به جنگ حنین بدانیم و بگوئیم این مطالب مربوط به زمان سختی از جنگ حنین است که سه نفر از سرداران لشگریان اسلام بواسطه عدم توجه بدستور پیغمبر اسلام در تحقيقِ دقيقِ وضعِ دشمن مورد حمله ناگهانی کمین کنندگان قرار گرفتند و لشگریان اسلام و خود پیغمبر مجبور بفرار شدند، بطوریکه بسیاری از مؤمنین به اسلام بد گمان شدند تا اینکه معجزه ای آنانرا نجات داد) (117)لَقَد تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ وَالمُهاجِرينَ وَالأَنصارِ الَّذينَ اتَّبَعوهُ في ساعَةِ العُسرَةِ مِن بَعدِ ما كادَ يَزيغُ قُلوبُ فَريقٍ مِنهُم ثُمَّ تابَ عَلَيهِم ۚ إِنَّهُ بِهِم رَءوفٌ رَحيمٌ9:117
همچنین الله بر آن سه نفری که به وسیله مسلمانان حقیقی عقب گذاشته شدند، توبه گرفت ( آن سه نفر سه نفری از انصار بودند بنام های کعب بن مالک و هلال ابن امیه و مرارة بن ربیع که چون بنظر پیغمبر و مؤمنان می آمد خطای ایشان در جنگ حنین باعث شکست مسلمین بوده مورد بی لطفی پیغمبر قرار گرفتند و تا زمان حرکت مسلمین برای جنگ تبوک که آیات مربوط به جنگ تبوک نازل شد، بلاتکلیف بودند و از الله میخواستند توبه ایشان را بپذیرد) این سه نفر پس از عقب زده شدن کارشان به جائی رسید که زمین با تمام وسعتش، بر ایشان تنگ شد و بسیار دلتنگ شدند و یقین کردند، جز اینکه به الله پناه ببرند، پناه دیگری ندارند، پس از این حالت ایشان الله بر ایشان توبه گرفت، تا آنان بسوی مؤمنان حقیقی برگردند به یقین الله در اینگونه موارد توبه پذیری است مهربان (118)وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذينَ خُلِّفوا حَتّىٰ إِذا ضاقَت عَلَيهِمُ الأَرضُ بِما رَحُبَت وَضاقَت عَلَيهِم أَنفُسُهُم وَظَنّوا أَن لا مَلجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلّا إِلَيهِ ثُمَّ تابَ عَلَيهِم لِيَتوبوا ۚ إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوّابُ الرَّحيمُ9:118
ای کسانی که ایمان آورده اید، از الله بترسید و با آن مؤمنان راستگو باشید (119)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكونوا مَعَ الصّادِقينَ9:119
سزاوار مردم شهر مدینه و مردم اطرافِ آنان که بیابانی هستند، نیست، که خود را از پیغمبر اسلام کنار زنند و جان خود را از جان او بیشتر دوست داشته باشند، زیرا باید بدانند که هیچ تشنگی و رنج و گرسنگی ای در راه الله به ایشان نخواهد رسید و به مکانی که باعث خشم کافران شود پای نگذارند و نه از رسیدن به دشمن به مطلوبی میرسند، مگر اینکه تمام اینها هم از جانب الله برای ایشان واجب شده و هم به حساب اعمال خوب برای ایشان ثبت میگردد، به يقين الله مزد اینگونه نیکوکاران را ضایع نمی کند (120)ما كانَ لِأَهلِ المَدينَةِ وَمَن حَولَهُم مِنَ الأَعرابِ أَن يَتَخَلَّفوا عَن رَسولِ اللَّهِ وَلا يَرغَبوا بِأَنفُسِهِم عَن نَفسِهِ ۚ ذٰلِكَ بِأَنَّهُم لا يُصيبُهُم ظَمَأٌ وَلا نَصَبٌ وَلا مَخمَصَةٌ في سَبيلِ اللَّهِ وَلا يَطَئونَ مَوطِئًا يَغيظُ الكُفّارَ وَلا يَنالونَ مِن عَدُوٍّ نَيلًا إِلّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجرَ المُحسِنينَ9:120
و آنان هیچ انفاق کوچک یا بزرگی نمی کنند و از هیچ دره ای نمی گذرند، مگر آنکه آن نیز برای ایشان واجب شده تا الله به ایشان مزد بهترین کاری را که کرده اند بدهد (121)وَلا يُنفِقونَ نَفَقَةً صَغيرَةً وَلا كَبيرَةً وَلا يَقطَعونَ وادِيًا إِلّا كُتِبَ لَهُم لِيَجزِيَهُمُ اللَّهُ أَحسَنَ ما كانوا يَعمَلونَ9:121
و سزاوار مؤمنان نیست که همگی برای جنگهای اسلامی کوچ کنند، پس چرا از هر گروهی از مؤمنان نفراتی حرکت نکردند تا در این تدبیر جنگی که اعلام شده تحقیق کامل کنند تا وقتی به سوی مردم خود برگشتند به آنان اعلام خطر کنند تا آنان از روی اطلاع و فهم کافی از خطر کمک نکردن مسلمانان بترسند (هر زمان جنگی برای مسلمانان میخواهد پیش آید، باید به تمام بزرگان گروههای اسلامی اطراف خبر داده شود، تا عده ای از بزرگان آنان فورأ جمع شوند و بفهمند که خطر چه اندازه است و هر گروهی از مسلمانان چه اندازه جنگجو و سایر تجهیزات جنگی باید بفرستند و کسانی که این آیه را برای وجود جمله يتفقهو في الدين درباره لزوم اجتهاد در دین تفسیر کرده اند، اشتباه کرده اند زیرا دین در اینجا به معنای تدبیر امور جنگی است نه به معنای معمولی دین، لازم به تذکر است که موضوع لزوم عده ای به نام عالم دین برای هر جامعه ای قطعی است ولی مربوط به این آیه نیست) (122)وَما كانَ المُؤمِنونَ لِيَنفِروا كافَّةً ۚ فَلَولا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهوا فِي الدّينِ وَلِيُنذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَيهِم لَعَلَّهُم يَحذَرونَ9:122
ای کسانی که ایمان آورده اید، با آن کافرانِ مخالف، که خود را به شما می چسبانند، بجنگید و آنان باید در شما سختگیری ببینند و بدانید الله با پرهیزکاران است (پس از فتح مکه و طائف، چون مسلمین از مخالفانِ قدرت دارِ محیط زندگی خود تقریبا آسوده شدند، لازم بود به حسابِ کافرانی که اظهارِ نزدیکی با مؤمنان را میکردند، و ممکن بود با هم متحد شوند و بر علیه مسلمانان قیام کنند، برسند) (123)يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا قاتِلُوا الَّذينَ يَلونَكُم مِنَ الكُفّارِ وَليَجِدوا فيكُم غِلظَةً ۚ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ9:123
و هنگامی که مطلبی از جانب الله نازل میشود، پاره ای از مردم کسانی هستند که به شما مؤمنان، روی تمسخر می گویند، این آیات ایمان کدام شما را زیاد کرد و حال آنکه واقعا آیات نازل شده بر ایمانِ مؤمنانِ حقیقی می افزاید و آنان شادی می کنند (124)وَإِذا ما أُنزِلَت سورَةٌ فَمِنهُم مَن يَقولُ أَيُّكُم زادَتهُ هٰذِهِ إيمانًا ۚ فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا فَزادَتهُم إيمانًا وَهُم يَستَبشِرونَ9:124
ولی کسانی که در دلهاشان بیماری خود خواهی و دوروئی هست، آیات نازل شده بر پلیدی ایشان پلیدی دیگری می افزاید، تا بمیرند و کفران کننده مرده باشند (125)وَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَتهُم رِجسًا إِلىٰ رِجسِهِم وَماتوا وَهُم كافِرونَ9:125
آیا آن کفران کنندگان نمی بینند، که در هر سال یک بار یا دو بار مورد آزمایش قرار میگیرند (و با اینکه در این آزمایشها پیروزی های دین اسلام را می بینند) از کفر خود توبه نمی کنند و متوجه حقایق اسلام نمی شوند (126)أَوَلا يَرَونَ أَنَّهُم يُفتَنونَ في كُلِّ عامٍ مَرَّةً أَو مَرَّتَينِ ثُمَّ لا يَتوبونَ وَلا هُم يَذَّكَّرونَ9:126
و هنگامی که مطلبی از جانب الله نازل میشود، بعضی از ایشان به بعضی دیگر چشم می اندازند و با اشاره می گویند، آیا کسی از مؤمنان حقیقی شما را می بیند، وقتی دیدند کسی آنان را نمی بیند، با رفيق خود از محل اعلام مطلب نازل شده بر میگردند، الله دلهای ایشان را از حقیقت برگردانده، زیرا آنان گروهی هستند که نمی خواهند موضوعات خوب را بفهمند (127)وَإِذا ما أُنزِلَت سورَةٌ نَظَرَ بَعضُهُم إِلىٰ بَعضٍ هَل يَراكُم مِن أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفوا ۚ صَرَفَ اللَّهُ قُلوبَهُم بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَفقَهونَ9:127
همانا برای شما مردم پیغام آوری از جنس خودتان آمده که از رنج شما سخت ناراحت میشود و بر راهنمائی شما بسیار علاقه دارد و نسبت به ایمان آورندگان دلسوز و مهربان می باشد (128)لَقَد جاءَكُم رَسولٌ مِن أَنفُسِكُم عَزيزٌ عَلَيهِ ما عَنِتُّم حَريصٌ عَلَيكُم بِالمُؤمِنينَ رَءوفٌ رَحيمٌ9:128

129

 
پس اگر کسانی به چنین پیغمبری پشت کردند، تو به ایشان بگو، مرا الله کافیست جز او خدائی نیست و من بر او توکل کرده ام و اوست همه کاره آن مرکز قدرت جهانی بس بزرگ (عرش الله که مرکز قدرت جهانی بس بزرگ الله است، جائی است بس وسیع در مرکز خلقت که تمام کهکشانها و کرات آسمانی از آن پرتاب شده اند و به دور آن میگردند و تمام کارهای الله از آن سرچشمه می گیرد و مامور وحی بر پیغمبران نیز از آنجا بسوی زمین می آید) (129)فَإِن تَوَلَّوا فَقُل حَسبِيَ اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۖ عَلَيهِ تَوَكَّلتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ العَرشِ العَظيمِ9:129
Nach oben scrollen