009-122-113-توبة

« Back to Glossary Index
و سزاوار مؤمنان نیست که همگی برای جنگهای اسلامی کوچ کنند، پس چرا از هر گروهی از مؤمنان نفراتی حرکت نکردند تا در این تدبیر جنگی که اعلام شده تحقیق کامل کنند تا وقتی به سوی مردم خود برگشتند به آنان اعلام خطر کنند تا آنان از روی اطلاع و فهم کافی از خطر کمک نکردن مسلمانان بترسند (هر زمان جنگی برای مسلمانان میخواهد پیش آید، باید به تمام بزرگان گروههای اسلامی اطراف خبر داده شود، تا عده ای از بزرگان آنان فورأ جمع شوند و بفهمند که خطر چه اندازه است و هر گروهی از مسلمانان چه اندازه جنگجو و سایر تجهیزات جنگی باید بفرستند و کسانی که این آیه را برای وجود جمله يتفقهو في الدين درباره لزوم اجتهاد در دین تفسیر کرده اند، اشتباه کرده اند زیرا دین در اینجا به معنای تدبیر امور جنگی است نه به معنای معمولی دین، لازم به تذکر است که موضوع لزوم عده ای به نام عالم دین برای هر جامعه ای قطعی است ولی مربوط به این آیه نیست) (۱۲۲)
وَما كانَ المُؤمِنونَ لِيَنفِروا كافَّةً ۚ فَلَولا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهوا فِي الدّينِ وَلِيُنذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَيهِم لَعَلَّهُم يَحذَرونَ

و شایسته نبود که مؤمنان همگی کوچ کنند؛ پس چرا از هر گروهی از آنان، دسته‌ای کوچ نکردند تا در دین فهم عمیق پیدا کنند و قوم خود را، هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، هشدار دهند؛ باشد که آنان پرهیز کنند.

وَما كانَ المُؤمِنونَ لِيَنفِروا كافَّةً

و شایسته نبود که مؤمنان همگی کوچ کنند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ به معنای «و»، برای پیوند دادن جمله با پیش از خود.
ما: حرف نفی؛ ریشه ندارد؛ در این‌جا برای نفی جملهٔ فعلی، به معنای «نه / نبود / شایسته نبود».
كانَ: فعل ماضی ناقص، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ ریشه: ك و ن؛ به معنای «بود»، و در ترکیب «ما كانَ … لِـ» معنای «سزاوار نبود / درست نبود» می‌دهد.
المُؤمِنونَ: اسم، جمع مذکر سالم، مرفوع، اسمِ «كانَ»؛ ریشه: أ م ن؛ از «إيمان»، به معنای «ایمان‌آورندگان، مؤمنان، اهل ایمان».
لِيَنفِروا: لِـ: لامِ جحود یا تأکید پس از نفی؛ يَنفِروا: فعل مضارع منصوب با حذف نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه: ن ف ر؛ به معنای «کوچ کنند، بیرون روند، برای کاری مهم حرکت کنند»، و در بافت آیه می‌تواند به کوچ برای جهاد یا طلب دین اشاره داشته باشد.
كافَّةً: حال منصوب؛ ریشه: ك ف ف؛ به معنای «همگی، یک‌جا، به‌طور کامل، همگان با هم».


فَلَولا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ

پس چرا از هر گروهی از آنان، دسته‌ای کوچ نکردند؟

فَـ: حرف ربط و نتیجه؛ ریشه ندارد؛ به معنای «پس، بنابراین».
لَولا: حرف تحریک و تشویق یا سرزنش؛ ریشه ندارد؛ در این‌جا به معنای «چرا نه؟ / چرا چنین نشد که؟».
نَفَرَ: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ ریشه: ن ف ر؛ به معنای «کوچ کرد، بیرون رفت، حرکت کرد».
مِن: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ به معنای «از».
كُلِّ: اسم مجرور به «مِن»، مضاف؛ ریشه: ك ل ل؛ به معنای «هر، همه، تمام».
فِرقَةٍ: اسم مجرور، مضاف‌الیه برای «كُلِّ»؛ ریشه: ف ر ق؛ به معنای «گروه، دسته، جماعتی جداشده از دیگران».
مِنهُم: مِن: حرف جر به معنای «از»؛ هُم: ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ ترکیب «مِنهُم» یعنی «از آنان».
طائِفَةٌ: اسم مفرد مؤنث، مرفوع، فاعلِ «نَفَرَ»؛ ریشه: ط و ف؛ به معنای «گروهی، دسته‌ای، جمعی محدود».


لِيَتَفَقَّهوا فِي الدّينِ

تا در دین فهم عمیق پیدا کنند.

لِـ: حرف تعلیل؛ ریشه ندارد؛ به معنای «تا، برای این‌که».
يَتَفَقَّهوا: فعل مضارع منصوب با حذف نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، باب تفعّل؛ ریشه: ف ق ه؛ به معنای «فهم عمیق پیدا کنند، دانا شوند، آگاهی دقیق به دست آورند».
فِي: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ به معنای «در، دربارهٔ».
الدّينِ: اسم مجرور به «فِي»؛ ریشه: د ي ن؛ به معنای «دین، آیین، راه بندگی، شریعت، نظام اعتقادی و عملی».


وَلِيُنذِروا قَومَهُم إِذا رَجَعوا إِلَيهِم

و قوم خود را، هنگامی که به سوی آنان بازگشتند، هشدار دهند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ به معنای «و».
لِـ: حرف تعلیل؛ ریشه ندارد؛ به معنای «تا، برای این‌که».
يُنذِروا: فعل مضارع منصوب با حذف نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، باب إفعال؛ ریشه: ن ذ ر؛ به معنای «هشدار دهند، بیم دهند، آگاه کنند از خطری که در پیش است».
قَومَ: اسم منصوب، مفعول‌به برای «يُنذِروا»، مضاف؛ ریشه: ق و م؛ به معنای «قوم، مردم، جماعت، خویشان و هم‌گروهان».
هُم: ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، مضاف‌الیه؛ به معنای «آنان / ایشان»؛ در «قَومَهُم» یعنی «قومشان».
إِذا: ظرف زمان شرطی؛ ریشه ندارد؛ به معنای «هنگامی که، وقتی که».
رَجَعوا: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه: ر ج ع؛ به معنای «بازگشتند، برگشتند».
إِلى: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ به معنای «به سوی، نزد».
هِم: ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، مجرور به «إِلى»؛ به معنای «آنان / ایشان»؛ در «إِلَيهِم» یعنی «به سوی آنان / نزد آنان».


لَعَلَّهُم يَحذَرونَ

باشد که آنان پرهیز کنند.

لَعَلَّ: حرف مشبّه بالفعل؛ ریشه ندارد؛ برای امید، انتظار یا بیان غایت؛ به معنای «باشد که، شاید که».
هُم: ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، اسمِ «لَعَلَّ»؛ به معنای «آنان / ایشان».
يَحذَرونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه: ح ذ ر؛ به معنای «پرهیز می‌کنند، احتیاط می‌کنند، می‌ترسند و خود را حفظ می‌کنند».

Nach oben scrollen