009-121-113-توبة

« Back to Glossary Index
و آنان هیچ انفاق کوچک یا بزرگی نمی کنند و از هیچ دره ای نمی گذرند، مگر آنکه آن نیز برای ایشان واجب شده تا الله به ایشان مزد بهترین کاری را که کرده اند بدهد (۱۲۱)
وَلا يُنفِقونَ نَفَقَةً صَغيرَةً وَلا كَبيرَةً وَلا يَقطَعونَ وادِيًا إِلّا كُتِبَ لَهُم لِيَجزِيَهُمُ الله أَحسَنَ ما كانوا يَعمَلونَ

و هیچ هزینه‌ای کوچک یا بزرگ انفاق نمی‌کنند و هیچ وادی‌ای را نمی‌پیمایند، مگر اینکه برای آنان نوشته می‌شود، تا الله آنان را به نیکوترینِ آنچه انجام می‌دادند پاداش دهد.

وَلا يُنفِقونَ نَفَقَةً صَغيرَةً وَلا كَبيرَةً

و هیچ هزینه‌ای کوچک یا بزرگ انفاق نمی‌کنند.

  • وَلا: «وَ» حرف عطف به معنای «و»؛ «لا» حرف نفی، برای منفی کردن فعل یا عبارت؛ بدون ریشهٔ صرفی؛ معنا: «و نه»، «و هیچ».
  • يُنفِقونَ: ریشه: ن ف ق؛ فعل مضارع، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع به ثبوت نون؛ «واو» فاعل است؛ معنا: «انفاق می‌کنند»، «هزینه می‌کنند»، «خرج می‌کنند».
  • نَفَقَةً: ریشه: ن ف ق؛ اسم، مفرد، مؤنث؛ منصوب؛ مفعولٌ‌به برای «يُنفِقونَ»؛ معنا: «هزینه»، «خرج»، «انفاق».
  • صَغيرَةً: ریشه: ص غ ر؛ صفت، مفرد، مؤنث، منصوب؛ صفت برای «نَفَقَةً»؛ معنا: «کوچک»، «اندک»، «کم».
  • وَلا: «وَ» حرف عطف؛ «لا» حرف نفی؛ بدون ریشهٔ صرفی؛ معنا: «و نه»، «و هیچ».
  • كَبيرَةً: ریشه: ك ب ر؛ صفت، مفرد، مؤنث، منصوب؛ عطف بر «صَغيرَةً» و صفت برای «نَفَقَةً»؛ معنا: «بزرگ»، «زیاد»، «کلان».

وَلا يَقطَعونَ وادِيًا

و هیچ وادی‌ای را نمی‌پیمایند.

  • وَلا: «وَ» حرف عطف؛ «لا» حرف نفی؛ بدون ریشهٔ صرفی؛ معنا: «و نه»، «و هیچ».
  • يَقطَعونَ: ریشه: ق ط ع؛ فعل مضارع، باب ثلاثی مجرد، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع به ثبوت نون؛ «واو» فاعل است؛ معنا: «می‌برند»، «قطع می‌کنند»، در اینجا: «می‌پیمایند»، «عبور می‌کنند».
  • وادِيًا: ریشه: و د ي؛ اسم، مفرد، مذکر؛ منصوب؛ مفعولٌ‌به برای «يَقطَعونَ»؛ معنا: «وادی»، «دره»، «راه میان دو بلندی»، در اینجا کنایه از مسیر و راهی که پیموده می‌شود.

إِلّا كُتِبَ لَهُم

مگر اینکه برای آنان نوشته می‌شود.

  • إِلّا: حرف استثنا و حصر؛ بدون ریشهٔ صرفی؛ معنا: «مگر»، «جز اینکه»، «الا اینکه».
  • كُتِبَ: ریشه: ك ت ب؛ فعل ماضی مجهول، باب ثلاثی مجرد، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: «نوشته شد»، «ثبت شد»، «به حساب آورده شد».
  • لَهُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ جار و مجرور؛ معنا: «برای آنان»، «به سود آنان».

لِيَجزِيَهُمُ الله أَحسَنَ ما كانوا يَعمَلونَ

تا الله آنان را به نیکوترینِ آنچه انجام می‌دادند پاداش دهد.

  • لِيَجزِيَهُمُ: «لِـ» لام تعلیل، به معنای «تا»، «برای اینکه»؛ يَجزِي از ریشهٔ ج ز ي، فعل مضارع منصوب پس از لام تعلیل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «هُم» ضمیر متصل در جایگاه مفعولٌ‌به؛ معنا: «تا آنان را پاداش دهد»، «تا جزا دهد».
  • الله: اسم خاص ذات پروردگار؛ در این جمله فاعلِ «يَجزِي»؛ معنا: «الله».
  • أَحسَنَ: ریشه: ح س ن؛ اسم تفضیل، منصوب؛ مضاف به «ما»؛ معنا: «نیکوترین»، «بهترین»، «زیباترین از نظر ارزش عمل».
  • ما: اسم موصول یا مصدرية؛ بدون ریشهٔ صرفی؛ در ترکیب با جملهٔ پس از خود معنا می‌دهد: «آنچه»، یا «کردارِ»؛ در اینجا: «آنچه».
  • كانوا: ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر و اسم «كان» است؛ معنا: «بودند»، و همراه فعل مضارع پس از خود استمرار در گذشته را می‌رساند: «می‌کردند»، «انجام می‌دادند».
  • يَعمَلونَ: ریشه: ع م ل؛ فعل مضارع، باب ثلاثی مجرد، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع به ثبوت نون؛ «واو» فاعل است؛ خبر «كانوا»؛ معنا: «عمل می‌کنند»، و با «كانوا»: «عمل می‌کردند»، «انجام می‌دادند».
Nach oben scrollen