| و اگر یکی از این مشرکان به تو پناه آورد و منظورش این بود که سخنان الله را از تو بشنود، او را پناه بده و بعد از آنچه باید بگوئی او را به محل امن خودش برسان و این از آنروست که اینگونه اشخاص قومی هستند که دانشی به وضع اسلام و قرآن ندارند (این مطالب منحصرا درباره مشرکانی می باشد که مخالفت سابقشان مشهود بوده و بخواهند از روی تحقیق، مسلمانی را بشناسند و ایمان آورند، اینان باید قبل از تمام شدن مهلت ایشان یا قبل از گرفتنشان، بعد از مهلت مقرره پناه خواستن خود را اعلام کنند و خود را تسلیم مسلمانان گردانند، تا به وسیله پیغمبر اسلام یا هر کس که پیغمبر اسلام تعیین فرماید، راهنمائی های لازم دینی شوند و آنان را به محل امنشان مراجعت میدهند تا آزادانه فکر کنند و دین اسلام را انتخاب نمایند و اگر از این فرصتها استفاده نکردند، هر چه دیدند از خودشان دیدند و باید مجازات رفتار سابقشان را با مسلمانان ببینند.) (6) |
| وَإِن أَحَدٌ مِنَ المُشرِكينَ استَجارَكَ فَأَجِرهُ حَتّىٰ يَسمَعَ كَلامَ الله ثُمَّ أَبلِغهُ مَأمَنَهُ ۚ ذٰلِكَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَعلَمونَ و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، او را پناه بده تا سخن الله را بشنود؛ سپس او را به جای امنش برسان. این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که نمیدانند. وَإِن أَحَدٌ مِنَ المُشرِكينَ استَجارَكَو اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند دادن این حکم با سخن پیشین؛ معنا: «و». فَأَجِرهُ حَتّىٰ يَسمَعَ كَلامَ اللهپس او را پناه بده تا سخن الله را بشنود؛ فَ: حرف عطف و تفریع؛ ریشه ندارد؛ نتیجهٔ شرط را بیان میکند؛ معنا: «پس». ثُمَّ أَبلِغهُ مَأمَنَهُسپس او را به جای امنش برسان. ثُمَّ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ برای ترتیب همراه با فاصله یا مرحلهٔ بعد؛ معنا: «سپس»، «آنگاه». ذٰلِكَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَعلَمونَاین به سبب آن است که آنان گروهی هستند که نمیدانند. ذٰلِكَ: اسم اشارهٔ مفرد مذکر برای اشاره به حکمِ پناه دادن و رساندن به جای امن؛ ریشه ندارد؛ معنا: «این»، «آن». |
009-006-113-توبة
« Back to Glossary Index
