009-007-113-توبة

« Back to Glossary Index
برای اینگونه مشرکان چگونه ممکن است بعد از این مدت باز هم عهد و پیمان جدیدی در نزد الله و پیغمبرش باشد فقط برای کسانی عهد و پیمان خواهد بود که با شما قبل از این زمان نزد مسجد الحرام عهد و پیمان بستند، پس مادامی که اینان به نفع شما در پیمان خود استقامت نشان دادند، شما هم به نفع آنان استقامت نشان دهید، زیرا الله اینگونه پرهیزکاران را دوست میدارد (از این آیه چنین استنباط میشود که وقتی مسلمانان، مکه را فتح کردند، رؤسای بعضی از قبایل اطراف مکه که مشرک بودند، خودشان آمدند نزد پیغمبر اسلام و پیمان هائی جداگانه و مدت دار بستند و حتی چنانکه مورخان نیز نوشته اند بعد از فتح مکه و بعد از اینکه پیغمبر اسلام به تمام مشرکان مکه که با مسلمانان دشمنی کرده بودند، امان داد با سران لشگر اسلام در محلی از کوه صفا قرار گرفت و تمام سرشناسان مکه از زن و مرد نزد آن حضرت آمدند و بیعت کردند که از این پس تسليم قوانین اسلام باشند و بدیهی است، گروهی از اینان و یا سرشناسان قبایل مشرک اطراف مکه بیعت نکردند و یا بیعت خود را شکستند، مشمول این مهلت میشوند، خلاصه از این آیات پیداست که پیغمبر اسلام بعد از به حکومت رسیدن و به دست آوردن قدرت نیز تا ممکن بود، نسبت به مخالفان دین اسلام ارفاق و مهربانی میکرد و همین مهربانی ها باعث شد که تمام مردمی که تسلیم مسلمانان میشدند از روی کمالِ فداکاری به اسلام خدمت می کردند.) (۷)
كَيفَ يَكونُ لِلمُشرِكينَ عَهدٌ عِندَ الله وَعِندَ رَسولِهِ إِلَّا الَّذينَ عاهَدتُم عِندَ المَسجِدِ الحَرامِ ۖ فَمَا استَقاموا لَكُم فَاستَقيموا لَهُم ۚ إِنَّ الله يُحِبُّ المُتَّقينَ

چگونه برای مشرکان نزد الله و نزد فرستاده‌اش پیمانی باشد؟ مگر کسانی که با آنان نزد مسجدالحرام پیمان بستید؛ پس تا زمانی که آنان در برابر شما پایدار و وفادار بمانند، شما نیز در برابر آنان پایدار و وفادار بمانید. بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست می‌دارد.

كَيفَ يَكونُ لِلمُشرِكينَ عَهدٌ عِندَ الله وَعِندَ رَسولِهِ إِلَّا الَّذينَ عاهَدتُم عِندَ المَسجِدِ الحَرامِ

چگونه برای مشرکان نزد الله و نزد فرستاده‌اش پیمانی باشد؟ مگر کسانی که با آنان نزد مسجدالحرام پیمان بستید.

كَيفَ: اسم استفهام؛ برای پرسش از چگونگی؛ در اینجا استفهام انکاری است، یعنی نفی و انکارِ وجود پیمانِ معتبر برای مشرکانِ پیمان‌شکن.

يَكونُ: ریشه: ك و ن؛ فعل مضارع، ناقص، مرفوع؛ صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای اصلی: «باشد، وجود داشته باشد، برقرار باشد».

لِلمُشرِكينَ: «لِـ» حرف جر به معنای «برای، به سودِ، نزدِ»؛ «المُشرِكينَ» اسم جمع مذکر سالم، مجرور به «لِـ» و علامت جر آن «ياء»؛ ریشه: ش ر ك؛ معنای واژه: مشرکان، کسانی که برای الله شریک می‌گیرند.

عَهدٌ: ریشه: ع ه د؛ اسم مفرد، نکره، مرفوع؛ در ساختار جمله اسمِ «يكون» دانسته می‌شود؛ معنا: پیمان، قرارداد، تعهد، امان.

عِندَ: ظرف مکان یا جایگاه اعتباری، منصوب؛ به معنای «نزد، پیش، در پیشگاه»؛ در اینجا یعنی در پیشگاه و حکم الله.

الله: اسم جلاله؛ نام خاص خداوند یگانه؛ در اینجا مضاف‌الیه برای «عند» و از نظر نقش، مجرور به اضافه است.

وَعِندَ: «وَ» حرف عطف به معنای «و»؛ «عِندَ» ظرف مکان یا جایگاه اعتباری، منصوب؛ معنا: «و نزد، و در پیشگاه».

رَسولِهِ: «رَسولِ» ریشه: ر س ل؛ اسم مفرد، مجرور به اضافه پس از «عند»؛ معنا: فرستاده، پیامبر؛ «ـهِ» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مذکر، مضاف‌الیه، به الله برمی‌گردد؛ معنا: «فرستادهٔ او».

إِلَّا: حرف استثنا؛ معنا: «مگر، جز»؛ گروهی از مشرکان را از حکم کلیِ پیشین جدا می‌کند.

الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ معنا: «کسانی که»؛ به گروهی اشاره دارد که مسلمانان با آنان پیمان بسته بودند.

عاهَدتُم: ریشه: ع ه د؛ فعل ماضی، باب مفاعله؛ صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تُم» فاعل فعل است؛ معنا: «پیمان بستید، قرارداد دوطرفه بستید».

عِندَ: ظرف مکان، منصوب؛ معنا: «نزد، کنار، در محل»؛ در اینجا به محل پیمان اشاره دارد.

المَسجِدِ: ریشه: س ج د؛ اسم مکان، مفرد، معرفه با «ال»، مجرور به اضافه پس از «عند»؛ معنا: مسجد، جای سجده و عبادت.

الحَرامِ: ریشه: ح ر م؛ صفت برای «المسجد»، مفرد، معرفه، مجرور؛ معنا: حرام‌شده از جهت حرمت و احترام، مقدس، دارای حریم؛ «المسجد الحرام» یعنی مسجدالحرام.


فَمَا استَقاموا لَكُم فَاستَقيموا لَهُم

پس تا زمانی که آنان در برابر شما پایدار و وفادار بمانند، شما نیز در برابر آنان پایدار و وفادار بمانید.

فَمَا: «فَـ» حرف تفریع، یعنی نتیجه و حکمِ برخاسته از جملهٔ پیشین؛ «ما» در اینجا معنای زمانی/شرطی دارد: «تا زمانی که، مادامی که».

استَقاموا: ریشه: ق و م؛ فعل ماضی، باب استفعال؛ صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل است؛ معنا: راست ایستادند، پایدار ماندند، درست‌رفتار بودند، وفادار ماندند.

لَكُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای، نسبت به، در برابر»؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع، مجرور به «لِـ»؛ معنا: «برای شما، نسبت به شما، در برابر شما».

فَاستَقيموا: «فَـ» جواب شرط و نشانهٔ نتیجه؛ «استَقيموا» ریشه: ق و م؛ فعل امر، باب استفعال؛ صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل است؛ معنا: پایدار بمانید، راست‌رفتار باشید، وفادار بمانید.

لَهُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای، نسبت به، در برابر»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، مجرور به «لِـ»؛ معنا: «برای آنان، نسبت به آنان، در برابر آنان».


إِنَّ الله يُحِبُّ المُتَّقينَ

بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست می‌دارد.

إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ معنا: «بی‌گمان، همانا»؛ برای تأکید بر مضمون جمله آمده است.

الله: اسم جلاله؛ نام خاص خداوند یگانه؛ اسم «إِنَّ» و منصوب از نظر محلّ نحوی.

يُحِبُّ: ریشه: ح ب ب؛ فعل مضارع، مرفوع؛ صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن الله است؛ معنا: دوست می‌دارد، محبت می‌ورزد، می‌پسندد.

المُتَّقينَ: ریشه: و ق ي؛ اسم فاعل از باب افتعال، جمع مذکر سالم، معرفه با «ال»، مفعول‌به و منصوب با علامت «ياء»؛ معنا: پرهیزگاران، کسانی که خود را با پرهیز از نافرمانی در پناه نگه می‌دارند.

Nach oben scrollen