009-028-113-توبة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، بدانید که آن مشرکان مهلت یافته، اگر تسلیم نشوند، پلید خواهند بود (یعنی روحشان پلید است نه جسم ایشان) و نباید بعد از امسال به مسجد الحرام نزدیک شوند و اگر شما مسلمانان مکه از نیامدن آنان به مسجد الحرام ترسیدید، در آمد شما کم شود، بدانید الله اگر بخواهد از فضل خودش شما را بی نیاز خواهد نمود، به یقین الله دانائی میباشد با حکمت. (همین توصیه ها و سخت گیریها باعث شد که در سال دیگر، بر تعداد مسلمانان بسیار افزوده شد و جمعیت بی سابقه ای از مسلمانان اطراف مکه و مدینه و دورتر از آن برای حج بزرگ بسوی مکه آمدند و مسلمانان مکه از هر جهت بی نیاز شدند و از آن پس نیز روزبروز وضع مادی ایشان بهتر شد.) (۲۸)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عامِهِم هٰذا ۚ وَإِن خِفتُم عَيلَةً فَسَوفَ يُغنيكُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ إِن شاءَ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَكيمٌ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، جز این نیست که مشرکان ناپاک‌اند؛ پس نباید پس از این سالشان به مسجدالحرام نزدیک شوند. و اگر از تنگدستی ترسیدید، الله اگر بخواهد به‌زودی شما را از فضل خود بی‌نیاز می‌کند؛ بی‌گمان الله دانا و حکیم است.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید.

يا — ریشه: ندارد؛ حرف ندا؛ برای صدا زدن و توجه دادن، معنای «ای».
أَيُّهَا — ریشه: «أَيّ» اسم مبهم است و «ها» حرف تنبیه؛ «أَيُّ» منادای مبنی بر ضم در محل نصب، و «ها» برای توجه دادن؛ معنا: «ای آن/ای کسانی».
الَّذينَ — ریشه: ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر، مبنی بر فتح؛ در اینجا صفت یا بدل برای «أَيُّ»؛ معنا: «کسانی که».
آمَنوا — ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل است؛ معنا: «ایمان آوردند»، «امن و باور یافتند».


إِنَّمَا المُشرِكونَ نَجَسٌ

جز این نیست که مشرکان ناپاک‌اند.

إِنَّمَا — ریشه: ندارد؛ از «إنّ» برای تأکید و «ما»ی بازدارنده ساخته شده؛ «إنّما» ابزار حصر و تأکید است؛ معنا: «جز این نیست که»، «همانا فقط».
المُشرِكونَ — ریشه: ش ر ك؛ اسم فاعل از باب إفعال «أشركَ»، جمع مذکر سالم، مرفوع با واو؛ نقش: مبتدا پس از «إنّما»؛ معنا: «مشرکان»، «کسانی که برای الله شریک می‌گیرند».
نَجَسٌ — ریشه: ن ج س؛ اسم یا صفت به معنای ناپاکی، مرفوع با ضمه؛ نقش: خبر برای «المشركون»؛ با اینکه به صورت مفرد آمده، در معنا بر جمع نیز دلالت می‌کند؛ معنا: «ناپاک»، «آلوده».


فَلا يَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عامِهِم هٰذا

پس نباید پس از این سالشان به مسجدالحرام نزدیک شوند.

فَلا — ریشه: ندارد؛ «فـ» حرف نتیجه و پیوند، «لا» حرف نهی و جزم؛ معنا: «پس نباید»، «بنابراین نزدیک نشوند».
يَقرَبُوا — ریشه: ق ر ب؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر، مجزوم به «لا»ی نهی، نشانهٔ جزم آن حذف نون است؛ «واو» فاعل؛ معنا: «نزدیک شوند»، و در اینجا: «نباید نزدیک شوند».
المَسجِدَ — ریشه: س ج د؛ اسم مکان از سجده، مفرد، منصوب با فتحه؛ نقش: مفعول‌به برای «يَقرَبُوا»؛ معنا: «مسجد»، «جای سجده».
الحَرامَ — ریشه: ح ر م؛ صفت برای «المسجد»، منصوب با فتحه؛ معنا: «حرام»، «دارای حرمت»، «محترم و ممنوع از بی‌حرمتی».
بَعدَ — ریشه: ب ع د؛ ظرف زمان منصوب و مضاف؛ معنا: «پس از»، «بعد از».
عامِهِم — ریشه: ع و م؛ اسم مفرد، مضاف‌الیه برای «بعد»، مجرور با کسره؛ «هم» ضمیر متصل جمع سوم‌شخص و مضاف‌الیه؛ معنا: «سالشان».
هٰذا — ریشه: ندارد؛ اسم اشارهٔ مفرد مذکر، مبنی؛ در محل جر به‌عنوان صفت یا بدل برای «عامهم»؛ معنا: «این».


وَإِن خِفتُم عَيلَةً

و اگر از تنگدستی ترسیدید.

وَإِن — ریشه: ندارد؛ «و» حرف عطف یا پیوند، «إن» حرف شرط جازم؛ معنا: «و اگر».
خِفتُم — ریشه: خ و ف؛ فعل ماضی، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر، در جایگاه فعل شرط؛ «تم» فاعل؛ معنا: «ترسیدید»، «بیم داشتید».
عَيلَةً — ریشه: ع ي ل / ع و ل؛ اسم، منصوب با فتحه؛ نقش: مفعول‌به یا متعلق ترس در معنا؛ معنا: «فقر»، «تنگدستی»، «نیازمندی».


فَسَوفَ يُغنيكُمُ اللَّهُ مِن فَضلِهِ إِن شاءَ

پس الله اگر بخواهد به‌زودی شما را از فضل خود بی‌نیاز می‌کند.

فَسَوفَ — ریشه: ندارد؛ «فـ» برای جواب شرط و پیوند نتیجه، «سوف» حرف استقبال؛ معنا: «پس به‌زودی»، «پس در آینده».
يُغنيكُمُ — ریشه: غ ن ي؛ فعل مضارع، باب إفعال «أغنى»، مرفوع؛ «كم» ضمیر متصل مفعول‌به به معنای «شما»؛ معنا: «بی‌نیاز می‌کند»، «توانگر می‌سازد».
اللَّهُ — ریشه: أ ل ه؛ اسم خاص، فاعل فعل «يُغني»، مرفوع با ضمه؛ معنا: «الله».
مِن — ریشه: ندارد؛ حرف جر؛ معنا: «از».
فَضلِهِ — ریشه: ف ض ل؛ «فضل» اسم مجرور به «من» و مضاف؛ «ه» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد و مضاف‌الیه، بازگشت آن به الله است؛ معنا: «فضل او»، «بخشش او»، «فزونی و عطای او».
إِن — ریشه: ندارد؛ حرف شرط جازم؛ معنا: «اگر».
شاءَ — ریشه: ش ي أ؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله بازمی‌گردد؛ مفعول آن در معنا حذف شده است، یعنی «اگر [این بی‌نیاز کردن را] بخواهد»؛ معنا: «خواست»، «اراده کرد».


إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ حَكيمٌ

بی‌گمان الله دانا و حکیم است.

إِنَّ — ریشه: ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ معنا: «بی‌گمان»، «همانا».
اللَّهَ — ریشه: أ ل ه؛ اسم خاص، اسم «إنّ»، منصوب با فتحه؛ معنا: «الله».
عَليمٌ — ریشه: ع ل م؛ صفت مشبهه یا صیغهٔ مبالغه، مرفوع با ضمه؛ نقش: خبر «إنّ»؛ معنا: «بسیار دانا»، «کاملاً آگاه».
حَكيمٌ — ریشه: ح ك م؛ صفت مشبهه، مرفوع با ضمه؛ نقش: خبر دوم برای «إنّ» یا صفت برای «عليم» در معنا؛ معنا: «حکیم»، «دارای حکمت»، «سنجیده‌کار».

Nach oben scrollen