009-027-113-توبة

« Back to Glossary Index
پس از آن حادثه بدانید که الله توبه هر یک از گناهکاران آن حادثه را به شرطی که بخواهد می پذیرد و الله در مورد اینان آمرزنده ایست مهربان. (این آیه امید یست برای سه نفری که در آیه ۱۱۸ آمده تا توبه کنند و دیگر بی ایمانی و ترس از دشمن و خودخواهی نشان ندهند) (۲۷)
ثُمَّ يَتوبُ اللَّهُ مِن بَعدِ ذٰلِكَ عَلىٰ مَن يَشاءُ ۗ وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ

سپس الله بعد از آن، توبهٔ هر کس را که بخواهد می‌پذیرد؛ و الله بسیار آمرزنده و مهربان است.

ثُمَّ يَتوبُ اللَّهُ مِن بَعدِ ذٰلِكَ عَلىٰ مَن يَشاءُ

سپس الله بعد از آن، توبهٔ هر کس را که بخواهد می‌پذیرد.

ثُمَّ: حرف عطف و ترتیب با فاصله؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ از نظر گرامری برای پیوند دادن جمله به جملهٔ پیشین می‌آید و معنای «سپس، آنگاه، بعد از آن» دارد.
يَتوبُ: ریشه: «ت و ب»؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن «الله» است؛ با حرف جر «على» به معنای «توبه را پذیرفتن، با رحمت بازگشتن به سوی بنده، گذشت کردن» می‌آید.
اللَّهُ: اسم خاص جلاله؛ از نظر گرامری فاعلِ فعل «يَتوبُ» و مرفوع است؛ معنای آن «الله، معبود یگانه و حقیقی» است.
مِن: حرف جر؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ معنای «از، پس از، از جانب» دارد و در اینجا آغازِ زمانِ بعدی را می‌رساند.
بَعدِ: ریشه: «ب ع د»؛ اسم مجرور به سبب آمدن بعد از «مِن»؛ مضاف است و معنای «بعد، پس، پس از» دارد.
ذٰلِكَ: اسم اشاره برای مفرد مذکر دور؛ در محل مضاف‌الیه برای «بَعدِ» است؛ معنای «آن، آن چیز، آن رخداد» دارد.
عَلىٰ: حرف جر؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ با «يَتوبُ» ساختار «تابَ اللهُ على فلان» را می‌سازد و معنای «بر، بر عهده، نسبت به، به سوی» دارد؛ در اینجا معنای پذیرش توبه و لطف نسبت به شخص را می‌رساند.
مَن: اسم موصول یا اسم عام برای شخص؛ مبنی است و بعد از «عَلىٰ» در محل جر قرار دارد؛ معنای «کسی که، هر کس که» دارد.
يَشاءُ: ریشه: «ش ي أ»؛ فعل مضارع مرفوع، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ معنای «می‌خواهد، اراده می‌کند، مشیت می‌فرماید» دارد.


وَاللَّهُ غَفورٌ رَحيمٌ

و الله بسیار آمرزنده و مهربان است.

وَ: حرف عطف یا استیناف؛ ریشهٔ فعلی ندارد؛ برای پیوند دادن جمله با جملهٔ پیشین می‌آید و معنای «و» دارد.
اللَّهُ: اسم خاص جلاله؛ از نظر گرامری مبتدا و مرفوع است؛ معنای آن «الله، معبود یگانه و حقیقی» است.
غَفورٌ: ریشه: «غ ف ر»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعول»، خبر اول برای «اللَّهُ» و مرفوع است؛ معنای «بسیار آمرزنده، بسیار پوشانندهٔ گناه، بسیار بخشاینده» دارد.
رَحيمٌ: ریشه: «ر ح م»؛ صفت مشبهه بر وزن «فعيل»، خبر دوم برای «اللَّهُ» یا وصف برای «غَفورٌ» در معنای خبری؛ مرفوع است؛ معنای «مهربان، بسیار رحمت‌کننده، دارای رحمت پایدار» دارد.

Nach oben scrollen