| و سزاوار نیست که الله گروهی را بعد از اینکه هدایتشان کرد، گمراهشان نماید، مگر بعد از اینکه برای ایشان راه پرهیزکاریشان را واضح نشان دهد، به يقين الله به هر چیزی داناست (وقتی الله واضح کرد که مؤمنان لازمست از محبت نشان دادن به اینگونه خویشان کافر خود داری کنند، اگر مرد مؤمنی نسبت به آنان محبت نشان داد، در حالی که آنان خودشان نمی خواستند، مؤمن شوند، چنین مؤمنانی از ایمان بسوی گمراهی برگشته اند) (۱۱۵) |
| وَما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَومًا بَعدَ إِذ هَداهُم حَتّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم ما يَتَّقونَ ۚ إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌ و الله چنین نیست که گروهی را پس از آنکه هدایتشان کرده است گمراه کند، مگر آنکه برای آنان روشن سازد از چه چیزهایی باید پرهیز کنند؛ بیگمان الله به هر چیزی داناست. وَما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَومًاو الله چنین نیست که گروهی را گمراه کند. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا استیناف؛ به معنای «و»، «در حالی که»، یا برای پیوند دادن جمله با قبل. بَعدَ إِذ هَداهُمپس از آنکه آنان را هدایت کرده است. بَعدَ: ریشه: ب ع د؛ ظرف زمان منصوب و مضاف؛ به معنای «پس از»، «بعد از». حَتّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم ما يَتَّقونَتا برای آنان روشن سازد از چه چیزهایی باید پرهیز کنند. حَتّىٰ: ریشه ندارد؛ حرف غایت و نصب؛ در اینجا فعل مضارع بعد از خود را منصوب میکند؛ به معنای «تا»، «تا آنکه». إِنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيءٍ عَليمٌبیگمان الله به هر چیزی داناست. إِنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ اسم بعد از خود را منصوب میکند و بر قطعیت معنا تأکید دارد؛ به معنای «بیگمان»، «همانا». |
009-115-113-توبة
« Back to Glossary Index
