009-016-113-توبة

« Back to Glossary Index
ای مؤمنان، آیا گمان کرده‌اید که فقط با گفتن اینکه مؤمن‌اید، رها شده‌اید، در حالی که هنوز نزد الله معلوم نشده است چه کسانی از شما حقیقتاً در راه ایمان خود جهاد کرده‌اند و جز الله و پیامبرش و مؤمنان حقیقی، کسی را در پنهان دوست خود نگرفته‌اند؟ آری، الله به آنچه می‌کنید آگاه است. (این مؤمنان کسانی هستند که پس از فتح مکه خود را مؤمن معرفی کرده‌اند و هنوز درستی و میزان ایمان خود را عملاً نشان نداده‌اند. ممکن است برای منافع دنیایی اظهار ایمان کرده باشند و در کوشش‌های خطرناک حاضر نباشند به نفع اسلام و گروه مؤمنان حقیقی جهاد و ازخودگذشتگی نشان دهند. حتی ممکن است در پنهان با دشمنان اسلام، در مکه اقداماتی انجام دهند؛ همان‌طور که در آیات دیگری از سوره‌های قرآن نیز آمده است.)

از این آیه نیز معلوم می‌شود که علمِ الله پس از معلوم شدن عملیِ موضوعات است، نه اینکه بدون توجه به عملی شدن موضوع باشد. اگر خالق عالم، پیش از آنکه کسی متولد شود، از هزاران سال قبل می‌داند که او چه کارهایی خواهد کرد، این علم او بر اساس مشاهدهٔ نقشهٔ علت و معلولِ اشیا و حوادث است. پس هرکس باید اعمال خوب نشان دهد تا الله بداند نیکوکار است، و اگر عمل بد نشان دهد، الله بر اساس قوانینش می‌داند که او بدکار است. (16)

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا وَلَمَّا يَعْلَمِ الله الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ الله وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً ۚ وَالله خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

آیا پنداشته‌اید که رها می‌شوید، در حالی که هنوز الله کسانی از شما را که جهاد کرده‌اند و جز الله و رسول او و مؤمنان، هیچ همراز و محرم پنهانی نگرفته‌اند، آشکار نساخته است؟ و الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَكُوا

آیا پنداشته‌اید که رها می‌شوید؟

أَمْ: حرف پرسشِ انکاری و انتقالی؛ ریشه ندارد؛ در اینجا برای هشدار و نفیِ پندار نادرست آمده و معنای «آیا» یا «بلکه آیا» می‌دهد.
حَسِبْتُمْ: ریشه: ح س ب؛ فعل ماضی، مخاطب جمع؛ «تُمْ» ضمیر فاعلیِ متصل است؛ معنا: گمان کردید، پنداشتید، حساب کردید.
أَنْ: حرف مصدری و نصب؛ ریشه ندارد؛ فعل مضارع بعد از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: که، اینکه.
تُتْرَكُوا: ریشه: ت ر ك؛ فعل مضارع مجهول، منصوب به «أَنْ»، از افعال پنج‌گانه و علامت نصب آن حذف نون است؛ «واو» نائب فاعل است؛ معنا: رها شوید، واگذاشته شوید، به حال خود گذاشته شوید.


وَلَمَّا يَعْلَمِ الله الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ

در حالی که هنوز الله کسانی از شما را که جهاد کرده‌اند، آشکار نساخته است.

وَ: حرف عطف یا حالیه؛ ریشه ندارد؛ در اینجا پیوند جمله را برقرار می‌کند و معنای «و / در حالی که» می‌دهد.
لَمَّا: حرف نفی و جزم؛ ریشه ندارد؛ فعل مضارع را مجزوم می‌کند؛ معنای «هنوز نه» یا «تا این زمان نه» می‌دهد و انتظار تحقق بعدی را می‌رساند.
يَعْلَمِ: ریشه: ع ل م؛ فعل مضارع مجزوم به «لَمَّا»؛ کسرهٔ آخر برای جلوگیری از برخورد دو سکون در خواندن آمده است؛ فاعل آن «الله» است؛ معنا: بداند، معلوم سازد، آشکار کند؛ در اینجا یعنی در میدان عمل روشن و متمایز سازد.
الله: اسم خاص؛ فاعلِ «يَعْلَمِ» و از نظر نقش نحوی مرفوع است؛ معنا: الله.
الَّذِينَ: اسم موصول، جمع مذکر؛ مبنی است و در این جمله مفعولِ «يَعْلَمِ» است؛ معنا: کسانی که، آنان که.
جَاهَدُوا: ریشه: ج ه د؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ جملهٔ صله برای «الَّذِينَ» است؛ معنا: جهاد کردند، سخت کوشیدند، در راه حق تلاش و پیکار کردند.
مِنْكُمْ: «مِنْ» حرف جر، و «كُمْ» ضمیر متصل مخاطب جمع در محل جر؛ معنا: از میان شما، از شما.


وَلَمْ يَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ الله وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِينَ وَلِيجَةً

و جز الله و رسول او و مؤمنان، هیچ همراز و محرم پنهانی نگرفته‌اند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ این جمله را به جملهٔ پیشین وصل می‌کند؛ معنا: و.
لَمْ: حرف نفی و جزم؛ ریشه ندارد؛ فعل مضارع بعد از خود را مجزوم می‌کند؛ معنا: نکردند، نمی‌کردند.
يَتَّخِذُوا: ریشه: أ خ ذ؛ فعل مضارع مجزوم به «لَمْ»، از افعال پنج‌گانه و علامت جزم آن حذف نون است؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ معنا: بگیرند، انتخاب کنند، برگزینند، برای خود قرار دهند.
مِنْ: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنا: از، جز، غیر از.
دُونِ: ریشه: د و ن؛ اسم مجرور به «مِنْ» و مضاف است؛ معنا: غیر، جز، پایین‌تر از، به جای.
الله: اسم خاص؛ مضاف‌الیه برای «دُونِ» و از نظر نقش نحوی مجرور است؛ معنا: الله.
وَلَا: «وَ» حرف عطف و «لَا» برای تأکید نفی است؛ معنا: و نه، و هیچ‌نه.
رَسُولِهِ: ریشهٔ «رَسُول»: ر س ل؛ اسم مفرد، معطوف بر «الله» و مجرور است؛ «هِ» ضمیر متصل مفرد غایب و مضاف‌الیه است و به الله برمی‌گردد؛ معنا: فرستادهٔ او، پیامبر او.
وَلَا: «وَ» حرف عطف و «لَا» برای تأکید نفی است؛ معنا: و نه.
الْمُؤْمِنِينَ: ریشه: أ م ن؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم از باب إفعال، معطوف و مجرور، علامت جر آن «یاء» است؛ معنا: مؤمنان، ایمان‌آورندگان.
وَلِيجَةً: ریشه: و ل ج؛ اسم مفرد مؤنث بر وزن «فَعِيلَة»، مفعول‌به منصوب؛ معنا: همراز پنهانی، محرم اسرار، فرد نفوذی و نزدیک، کسی که به درون کارها راه داده می‌شود.


وَالله خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ

و الله به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

وَ: حرف استئناف یا عطف؛ ریشه ندارد؛ جملهٔ پایانی را به عنوان نتیجه و تأکید می‌آورد؛ معنا: و.
الله: اسم خاص؛ مبتدا و از نظر نقش نحوی مرفوع است؛ معنا: الله.
خَبِيرٌ: ریشه: خ ب ر؛ صفت مشبهه و خبرِ «الله»، مرفوع؛ معنا: کاملاً آگاه، باخبر، دانای دقیق به حقیقت امور.
بِمَا: «بِـ» حرف جر و «مَا» اسم موصول یا مصدری؛ معنا: به آنچه، به کاری که.
تَعْمَلُونَ: ریشه: ع م ل؛ فعل مضارع مرفوع، مخاطب جمع، از افعال پنج‌گانه و علامت رفع آن ثبوت نون است؛ «واو» ضمیر فاعلی است؛ معنا: انجام می‌دهید، عمل می‌کنید.

Nach oben scrollen