009-075-113-توبة

« Back to Glossary Index
و بعضی از ایشان با الله عهد بسته بودند، که اگر او از فضل خودش به ما ببخشد، ما در راه دینش کمکهای مالی خواهیم کرد و از نیکوکاران خواهیم شد. (۷۵)
وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ الله لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ

و از آنان کسانی هستند که با الله پیمان بستند که: اگر از فضل خود به ما عطا کند، قطعاً صدقه خواهیم داد و بی‌گمان از شایستگان خواهیم بود.

وَمِنْهُم مَّنْ عَاهَدَ الله

و از آنان کسانی هستند که با الله پیمان بستند.

وَمِنْهُم: «وَ» حرف عطف، به معنای «و»؛ «مِنْ» حرف جر، به معنای «از»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب، به معنای «آنان/ایشان». از نظر نحوی، «مِنْهُم» جار و مجرور و در معنا خبر مقدّم است: «از میان آنان». ریشه ندارد، چون از حرف و ضمیر ساخته شده است.
مَّنْ: اسم موصول مبنی، به معنای «کسی که / کسانی که». در اینجا برای اشاره به گروهی از مردم آمده و از نظر نحوی می‌تواند مبتدای مؤخر برای «مِنْهُم» باشد. ریشهٔ فعلی ندارد.
عَاهَدَ: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، از ریشهٔ «ع هـ د»، باب مفاعله. معنای اصلی ریشه: پیمان، عهد، تعهد. «عاهد» یعنی «پیمان بست / عهد کرد». فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به «مَن» برمی‌گردد.
الله: اسم جلاله، مفعول‌به منصوب برای فعل «عاهد». در معنا: «با الله» یا «الله را مورد پیمان قرار داد». در ظاهر قرآنی بدون تنوین می‌آید و ریشه‌گذاری آن در نحو محل بحث است، اما به عنوان نام خاص پروردگار به کار می‌رود.


لَئِنْ آتَانَا مِن فَضْلِهِ

که اگر از فضل خود به ما عطا کند.

لَئِنْ: مرکب از «لَـ» و «إِنْ». «لَـ» لامِ آماده‌ساز برای قسم است؛ «إِنْ» حرف شرط جازم، به معنای «اگر». در اینجا جملهٔ شرطی می‌سازد: «اگر …». ریشهٔ فعلی ندارد.
آتَانَا: «آتَى» فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، از ریشهٔ «أ ت ي» در باب إفعال، به معنای «داد، عطا کرد، بخشید». «نَا» ضمیر متصل مفعولی، به معنای «ما را / به ما». فاعل فعل، ضمیر مستتر «هو» است که به الله برمی‌گردد. از نظر معنایی: «به ما عطا کند».
مِن: حرف جر، به معنای «از». در اینجا می‌تواند برای بیان بخشی از عطا یا منشأ عطا باشد: «از فضل خود». ریشه ندارد.
فَضْلِهِ: «فَضْلِ» اسم مجرور به سبب «مِن»، از ریشهٔ «ف ض ل»، به معنای «افزونی، بخشش، برتری، لطف، روزی». «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب، به معنای «او / خودش»، و به الله برمی‌گردد. ترکیب «فَضْلِهِ» یعنی «فضلِ او / بخششِ او».


لَنَصَّدَّقَنَّ

قطعاً صدقه خواهیم داد.

لَنَصَّدَّقَنَّ: «لَـ» لامِ جواب قسم و تأکید، به معنای «قطعاً / بی‌گمان»؛ «نَصَّدَّقَ» فعل مضارع متکلم مع‌الغیر، از ریشهٔ «ص د ق»، در معنای «صدقه دادن». اصل ساخت آن از «نَتَصَدَّقُ» است، از باب تفعّل، و در این صورتِ قرآنی با ادغام و تشدید آمده است. «نَّ» نون تأکید ثقیله است و بر حتمی بودن وعده دلالت دارد. از نظر نحوی، فعل مضارع به سبب اتصال به نون تأکید ثقیله مبنی بر فتح است. فاعل آن ضمیر مستتر «نحن» است، به معنای «ما».


وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ

و بی‌گمان از شایستگان خواهیم بود.

وَ: حرف عطف، به معنای «و». این جمله را به وعدهٔ پیشین پیوند می‌دهد. ریشه ندارد.
لَنَكُونَنَّ: «لَـ» لامِ جواب قسم و تأکید، به معنای «قطعاً / بی‌گمان»؛ «نَكُونَ» فعل مضارع متکلم مع‌الغیر از فعل ناقص «كان»، ریشهٔ «ك و ن»، به معنای «بودن، شدن، قرار داشتن». «نَّ» نون تأکید ثقیله است. فعل به سبب اتصال به نون تأکید ثقیله مبنی بر فتح است. اسم «نكون» ضمیر مستتر «نحن» است، یعنی «ما».
مِنَ: حرف جر، به معنای «از». در اینجا معنای «از جملهٔ / در شمارِ» می‌دهد. ریشه ندارد.
الصَّالِحِينَ: اسم جمع مذکر سالم، مجرور به «مِنَ» و علامت جرّ آن «ياء» است. مفرد آن «صالِح» است، از ریشهٔ «ص ل ح»، به معنای «درست بودن، شایسته بودن، پاک و نیک بودن». «الصالحين» یعنی «شایستگان، نیکوکاران، درست‌کاران».

Nach oben scrollen