| دورویان ذکر شده در بالا به الله قسم میخورند که سخنان ناجور نگفته اند و حال آنکه کلمات کفر آمیز گفته اند و بعد از اینکه خود را مسلمان معرفی نموده اند راه اسلام را کفران کرده اند و کوشش به کار خطرناکی بر علیه مسلمانان کردند که بدان موفق نشدند و آن بد گوئی ها را نکردند مگر بعد از اینکه الله و پیغمبرش باعث شد که از فضل الله آنان ثروتمند شوند (این آیات میرساند که این دورویان با اینکه بعد از مسلمان شدن از غنیمتهای جنگی اسلامی به ثروت رسیدند نمک نشناسی کرده اند و عیب گوئی هائی به تصمیم پیغمبر به جنگ تبوک کردند تا در میان مسلمانان اخلال نمایند و آشوبهای داخلی برپا کنند.) و اگر این دورویان توبه نمایند برای ایشان بهتر است ولی اگر به این نصایح گوش ندهند الله ایشان را در دنیا و آخرت به عذاب دردناکی دچار خواهد نمود و خواهند دید که برای ایشان در روی زمین هیچ دوست مورد اعتماد و کمک کننده ای نخواهد بود (پیغمبر اسلام و مسلمانان حقیقی که گردانندگان اصلی اسلام بودند به دستور الله حاضر بودند، نسبت به اخلال گران ارفاق نمایند، به شرطی که آنان تحت نظر مسلمانان جدی قرار گیرند و در عمل اثبات نمایند که حقیقتا از اعمال بد دست کشیده اند و مسلمان حقیقی شده اند.) (74) |
| يَحلِفونَ بِاللَّهِ ما قالوا وَلَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِ وَكَفَروا بَعدَ إِسلامِهِم وَهَمّوا بِما لَم يَنالوا ۚ وَما نَقَموا إِلّا أَن أَغناهُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ مِن فَضلِهِ ۚ فَإِن يَتوبوا يَكُ خَيرًا لَهُم ۖ وَإِن يَتَوَلَّوا يُعَذِّبهُمُ اللَّهُ عَذابًا أَليمًا فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ۚ وَما لَهُم فِي الأَرضِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍ به الله سوگند میخورند که نگفتهاند؛ در حالی که قطعاً سخن کفر را گفتند و پس از اسلام آوردنشان کافر شدند و قصد کردند کاری را که به آن نرسیدند. و آنان عیب و ناخشنودیای نداشتند مگر اینکه الله و پیامبرش از فضل او بینیازشان ساختند. پس اگر توبه کنند، برای آنان بهتر است؛ و اگر روی برگردانند، الله آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک عذاب میکند، و برای آنان در زمین هیچ سرپرست و هیچ یاوری نیست. يَحلِفونَ بِاللَّهِ ما قالوابه الله سوگند میخورند که نگفتهاند. يَحلِفونَ: ریشه: ح ل ف؛ فعل مضارع، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ از افعال پنجگانه، مرفوع به ثبوت نون؛ معنای آن: سوگند میخورند، قسم میخورند. وَلَقَد قالوا كَلِمَةَ الكُفرِو قطعاً سخن کفر را گفتند. وَ: حرف عطف؛ معنای آن: و. وَكَفَروا بَعدَ إِسلامِهِمو پس از اسلام آوردنشان کافر شدند. وَ: حرف عطف؛ معنای آن: و. وَهَمّوا بِما لَم يَنالواو قصد کردند چیزی را که به آن نرسیدند. وَ: حرف عطف؛ معنای آن: و. وَما نَقَموا إِلّا أَن أَغناهُمُ اللَّهُ وَرَسولُهُ مِن فَضلِهِو آنان عیب و ناخشنودیای نداشتند مگر اینکه الله و پیامبرش از فضل او بینیازشان ساختند. وَ: حرف عطف؛ معنای آن: و. فَإِن يَتوبوا يَكُ خَيرًا لَهُمپس اگر توبه کنند، برای آنان بهتر است. فَـ: حرف ربط و تفریع؛ معنای آن: پس، بنابراین. وَإِن يَتَوَلَّوا يُعَذِّبهُمُ اللَّهُ عَذابًا أَليمًا فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِو اگر روی برگردانند، الله آنان را در دنیا و آخرت به عذابی دردناک عذاب میکند. وَ: حرف عطف؛ معنای آن: و. وَما لَهُم فِي الأَرضِ مِن وَلِيٍّ وَلا نَصيرٍو برای آنان در زمین هیچ سرپرست و هیچ یاوری نیست. وَ: حرف عطف؛ معنای آن: و. |
009-074-113-توبة
« Back to Glossary Index
