009-073-113-توبة

« Back to Glossary Index
ای پیغامگیر، با آن کفران کنندگان و دورویان، درگیر باش و بر ایشان سخت بگیر و بدان که جایگاه ایشان دوزخ است و آن باز گشت بدی برای ایشان است (علت اینکه در قرآن آیات بسیاریست که دوزخ را محل بازگشت بد کافران و بهشت را محل بازگشت خوب نیکوکاران حقیقی معرفی میکنند از آن روست که روح انسانی تمام انسانها در ابتدای پیدایش انسانها بر روی زمین، از زمین آخرت که بهشت و جهنم در آنست، به زمین دنیا آمده است، لذا روی قوانینی از الله به همان زمین آخرت که در ابتدا از آنجا آمده مراجعت خواهند نمود.) (۷۳)
يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقينَ وَاغلُظ عَلَيهِم ۚ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ ۖ وَبِئسَ المَصيرُ

ای پیامبر! با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنان سخت بگیر؛ جایگاهشان جهنم است، و چه بد سرانجامی است.

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ

ای پیامبر!

يا — ریشه: ندارد؛ گرامر: حرف ندا، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ معنا: ای، برای صدا زدن.
أَيُّهَا — ریشه: «أَيّ» ریشهٔ صرفی روشن ندارد؛ گرامر: «أَيُّ» منادای مبنی بر ضم در محل نصب، و «ها» حرف تنبیه و بی‌محل از اعراب؛ معنا: ای، ای آن.
النَّبِيُّ — ریشه: ن-ب-أ، و در تحلیلی دیگر ن-ب-و؛ گرامر: اسم معرفه با «ال»، مفرد مذکر، بدل یا صفت برای «أَيُّ»، مرفوع؛ معنا: پیامبر، خبرآورنده از سوی خداوند، فرستادهٔ الهی.


جاهِدِ الكُفّارَ وَالمُنافِقينَ

با کافران و منافقان جهاد کن.

جاهِدِ — ریشه: ج-ه-د؛ گرامر: فعل امر، مخاطب مفرد مذکر، از باب مفاعله «جاهَدَ»، مبنی بر سکون؛ کسرهٔ آخر برای جلوگیری از برخورد دو ساکن آمده است؛ معنا: جهاد کن، کوشش سخت کن، پیکار کن، با تمام توان مقابله کن.
الكُفّارَ — ریشه: ك-ف-ر؛ گرامر: اسم معرفه با «ال»، جمعِ «كافر»، مفعول‌به برای «جاهِد»، منصوب با فتحه؛ معنا: کافران، انکارکنندگان، پوشانندگان حق.
وَ — ریشه: ندارد؛ گرامر: حرف عطف، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ معنا: و.
المُنافِقينَ — ریشه: ن-ف-ق؛ گرامر: اسم معرفه با «ال»، جمع مذکر سالمِ «مُنافِق»، معطوف بر «الكُفّارَ»، منصوب با یاء؛ معنا: منافقان، کسانی که در ظاهر ایمان نشان می‌دهند و در باطن خلاف آن را پنهان می‌کنند.


وَاغلُظ عَلَيهِم

و بر آنان سخت بگیر.

وَ — ریشه: ندارد؛ گرامر: حرف عطف یا استیناف، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ معنا: و.
اغلُظ — ریشه: غ-ل-ظ؛ گرامر: فعل امر، مخاطب مفرد مذکر، مبنی بر سکون؛ معنا: سخت باش، شدت نشان بده، نرمش بی‌جا نکن.
عَلَيهِم — ریشه: «على» ریشهٔ صرفی ندارد، «هم» ضمیر است؛ گرامر: «على» حرف جر، «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر با «على»؛ معنا: بر آنان، نسبت به آنان، علیه آنان.


وَمَأواهُم جَهَنَّمُ

و جایگاهشان جهنم است.

وَ — ریشه: ندارد؛ گرامر: حرف عطف یا استیناف، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ معنا: و.
مَأواهُم — ریشه: أ-و-ي؛ گرامر: «مَأوى» اسم مکان یا مصدر به معنای جای پناه و قرارگاه، مبتدا، مرفوع با ضمهٔ تقدیری بر الف؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر به اضافه؛ معنا: جایگاهشان، پناهگاهشان، محل بازگشتشان.
جَهَنَّمُ — ریشه: ریشهٔ اشتقاقی قطعی در عربی ندارد؛ برخی آن را اسم خاصِ معرّب دانسته‌اند؛ گرامر: اسم خاص برای دوزخ، مؤنث، خبر برای «مَأواهُم»، مرفوع؛ معنا: جهنم، دوزخ.


وَبِئسَ المَصيرُ

و چه بد سرانجامی است.

وَ — ریشه: ندارد؛ گرامر: حرف عطف یا استیناف، مبنی و بی‌محل از اعراب؛ معنا: و.
بِئسَ — ریشه: ب-أ-س؛ گرامر: فعل ماضی جامد برای نکوهش، مبنی بر فتح؛ معنا: بد است، چه بد است.
المَصيرُ — ریشه: ص-ي-ر؛ گرامر: اسم معرفه با «ال»، فاعلِ «بِئسَ»، مرفوع با ضمه؛ معنا: سرانجام، بازگشتگاه، فرجام.

Nach oben scrollen