009-020-113-توبة

« Back to Glossary Index
کسانی که ایمان آورده اند و در راه ایمان از خانه و کاشانه خود هجرت کردند و با اموال و جان خود در راه الله جهاد نمودند، نزد الله بزرگترین درجه را دارند و فقط آنان هستند که آن رستگاران عالی درجه میباشند. (نمونه های عالی این درجه از مؤمنان، سران ده گانه مهاجران بودند که همیشه تا زنده بودند، حکومت اسلام بعد از پیغمبر اسلام بدست آنان بود و با بودن آنان کسی را حق حکومت نبود، مگر آنکه کسی از آنان شرکت در حکومت را نخواسته باشد و یا در حکومتش اختیارات اسلامی از او سلب شده باشد.) (۲۰)
الَّذينَ آمَنوا وَهاجَروا وَجاهَدوا في سَبيلِ الله بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم أَعظَمُ دَرَجَةً عِندَ الله ۚ وَأُولٰئِكَ هُمُ الفائِزونَ

کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با مال‌ها و جان‌های خود در راه الله جهاد کردند، نزد الله درجه‌ای بزرگ‌تر دارند؛ و آنان همان رستگاران‌اند.

الَّذينَ آمَنوا وَهاجَروا وَجاهَدوا في سَبيلِ الله بِأَموالِهِم وَأَنفُسِهِم أَعظَمُ دَرَجَةً عِندَ الله

کسانی که ایمان آوردند و هجرت کردند و با مال‌ها و جان‌های خود در راه الله جهاد کردند، نزد الله درجه‌ای بزرگ‌تر دارند.

  • الَّذينَ: ریشهٔ مستقل فعلی ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر؛ از نظر نحوی در محل رفع، مبتدا؛ معنی: کسانی که، آنان که.
  • آمَنوا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو، فاعل است؛ معنی: ایمان آوردند، باور کردند، ایمن دانستند.
  • وَهاجَروا: وَ حرف عطف؛ هاجَروا ریشه: ه ج ر؛ فعل ماضی، باب مفاعله، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو، فاعل است؛ معنی: و هجرت کردند، کوچ کردند، از وطن یا محیط خود برای دین جدا شدند.
  • وَجاهَدوا: وَ حرف عطف؛ جاهَدوا ریشه: ج ه د؛ فعل ماضی، باب مفاعله، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو، فاعل است؛ معنی: و جهاد کردند، کوشش سخت کردند، در راه حق تلاش و پیکار کردند.
  • في: حرف جر؛ معنی: در، درون، در مسیر.
  • سَبيلِ: ریشه: س ب ل؛ اسم مفرد مجرور به سبب حرف جر في؛ مضاف است؛ معنی: راه، مسیر، شیوه، راهِ رسیدن.
  • الله: اسم خاص؛ مضاف‌الیه مجرور برای سَبيلِ؛ معنی: الله.
  • بِأَموالِهِم: بِـ حرف جر به معنی «با، به وسیلهٔ»؛ أَموالِ ریشه: م و ل؛ اسم جمع، مجرور به حرف جر، و مضاف؛ هِم ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر در محل جر مضاف‌الیه؛ معنی: با مال‌هایشان، با دارایی‌هایشان.
  • وَأَنفُسِهِم: وَ حرف عطف؛ أَنفُسِ ریشه: ن ف س؛ اسم جمع، معطوف بر أَموالِ و مجرور، مضاف؛ هِم ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر در محل جر مضاف‌الیه؛ معنی: و با جان‌هایشان، و با خودشان.
  • أَعظَمُ: ریشه: ع ظ م؛ اسم تفضیل، مرفوع؛ خبر برای الَّذينَ؛ معنی: بزرگ‌تر، والاتر، دارای مرتبهٔ بیشتر.
  • دَرَجَةً: ریشه: د ر ج؛ اسم مفرد منصوب، تمییز برای أَعظَمُ؛ معنی: درجه، مرتبه، مقام.
  • عِندَ: ظرف مکان، منصوب؛ مضاف است؛ معنی: نزد، در پیشگاه، در نزدِ.
  • الله: اسم خاص؛ مضاف‌الیه مجرور برای عِندَ؛ معنی: الله.

وَأُولٰئِكَ هُمُ الفائِزونَ

و آنان همان رستگاران‌اند.

  • وَأُولٰئِكَ: وَ حرف عطف یا استیناف؛ أُولٰئِكَ اسم اشاره برای جمعِ دور، در محل رفع مبتدا؛ معنی: و آنان، و آن گروه.
  • هُمُ: ضمیر منفصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ در اینجا ضمیر فصل یا تأکید است؛ معنی: ایشان، خود آنان، همان‌ها.
  • الفائِزونَ: ریشه: ف و ز؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، معرفه با الـ، مرفوع با واو؛ خبر برای أُولٰئِكَ؛ معنی: رستگاران، کامیابان، نجات‌یافتگان.
Nach oben scrollen