009-001-113-توبة

« Back to Glossary Index
از الله و پیغمبرش بیزاری مخصوصی اعلام میشود، نسبت به کسانی از مشرکان که شما با ایشان عهد و پیمان بسته بودید و ایشان آن عهد و پیمان را شکستند (اشاره به پیمانی بود که قبیله یا افرادی از مشرکان غیر اهل کتاب تا آنروز با پیغمبر اسلام بسته بودند چه قبل از فتح مکه و چه در صلح حدیبیه بود، این پیمانها براساس این بود که دشمنی به مسلمانان نشان ندهند و نفوذ حکومتی مسلمین را بر خود بپذیرند اگرچه از حيث عقيده نخواهند مسلمان باشند.) (1)
بَراءَةٌ مِنَ اللهِ وَرَسولِهِ إِلَى الَّذينَ عاهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ

این اعلامِ بیزاری و لغوِ پیمان از سوی الله و رسول اوست، خطاب به آن دسته از مشرکانی که با آنان پیمان بسته بودید.

بَراءَةٌ مِنَ اللهِ وَرَسولِهِ إِلَى الَّذينَ عاهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ

این اعلامِ بیزاری و لغوِ پیمان از سوی الله و رسول اوست، خطاب به آن دسته از مشرکانی که با آنان پیمان بسته بودید.

بَراءَةٌ — ریشه: ب ر أ؛ اسم مصدر، مفرد، نکره، مرفوع با تنوین ضم؛ معنا: بیزاری، اعلام جدایی، بری‌بودن، لغوِ تعهد و پیمان.

مِنَ — حرف جر؛ معنا: از، از سویِ، نشانهٔ مبدأ و منشأ.

اللهِ — اسم جلاله، مجرور به سبب حرف جر مِنَ؛ معنا: الله.

وَ — حرف عطف؛ معنا: و.

رَسولِهِ — ریشه: ر س ل؛ رَسولِ اسم مفرد، مجرور و معطوف بر اللهِ؛ ـهِ ضمیر متصل مفرد مذکر غایب در محل اضافه؛ معنا: رسولِ او، فرستادهٔ او.

إِلَى — حرف جر؛ معنا: به سویِ، خطاب به، برایِ.

الَّذينَ — اسم موصول، جمع مذکر؛ در محل جر به سبب إِلَى؛ معنا: کسانی که، آنان که.

عاهَدتُم — ریشه: ع ه د؛ فعل ماضی، باب مفاعله، صیغهٔ دوم شخص جمع مذکر؛ تُم فاعل فعل است؛ معنا: پیمان بستید، عهد کردید، قرارداد بستید.

مِنَ — حرف جر؛ معنا: از، از میانِ، بخشی از.

المُشرِكينَ — ریشه: ش ر ك؛ اسم فاعل از باب إفعال، جمع مذکر سالم، مجرور به سبب مِنَ با علامت یاء؛ معنا: مشرکان، کسانی که برای الله شریک قرار می‌دهند.

Nach oben scrollen