009-079-113-توبة

« Back to Glossary Index
کسانیکه عیب میشمرند، عمل کسانی از مؤمنان را که در کمک کردن به جنگ هر چه بیشتر به گردن میگیرند و یا مؤمنانی را عیب گوئی میکنند که هر چه را طاقت دارند، در راه جنگ میدهند، اشخاصی که اینگونه مؤمنان فداکار را مسخره میکنند، الله ایشان را مورد تمسخر قرار میدهد و عذاب دردناکی برای ایشان خواهد بود (برای کمک به جنگ تبوک، مؤمنان حقیقی مخصوصا مهاجر و انصار کمکهای بسیاری برای تجهیز لشگریان اسلام و تهیه آذوقه برای یک مسافرت جنگی طولانی انجام دادند و برای این جنگ، ابوبکر که از تمام مسلمانان ثروتمند تر بود تمام اموال خود را برای کمک به جنگ در اختیار پیغمبر اسلام گذاشت و عمر و عثمان و عبد الرحمان بن عوف هر یک نصف مال خود را برای این جنگ دادند و کمک عثمان سیصد شتر و هزار مثقال طلا بود و مجموع لشگر اسلام را در جنگ تبوک حداقل سی هزار نفر گفته اند که سواران آنان ده هزار اسب سوار و دوازده هزار شتر نیز برای سواری و خوراک همراه داشتند و پاره ای از مؤمنان چه مرد و چه زن، با اینکه کم چیز بودند هر چه را میتوانستند، به تجهیز جنگ تبوک کمک کردند و بعضی از این فقیران در حدود یک من خرما کمک کردند، ولی دورویان ذکر شده در بالا علاوه بر آنکه کمک نمی کردند، دیگران را که کمک بسیار میکردند، مسخره می نمودند و بعد از اینکه خبر مسخره ایشان به گوش پیغمبر اسلام رسید، پیغمبر اسلام میخواست، مسخره ایشان را ندیده بگیرد و برای جلبِ آنان گفته بود، که از الله میخواهد تا از آنان ببخشد و لذا مطالب بعد بر علیه آنان آمده است.) (۷۹)
الَّذينَ يَلمِزونَ المُطَّوِّعينَ مِنَ المُؤمِنينَ فِي الصَّدَقاتِ وَالَّذينَ لا يَجِدونَ إِلّا جُهدَهُم فَيَسخَرونَ مِنهُم ۙ سَخِرَ اللَّهُ مِنهُم وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ

کسانی که از مؤمنانِ داوطلب در صدقات عیب‌جویی می‌کنند، و نیز کسانی را که جز به اندازهٔ توان و کوشش خود چیزی نمی‌یابند، مسخره می‌کنند؛ الله آنان را به سزای تمسخرشان گرفت، و برای آنان عذابی دردناک است.

الَّذينَ يَلمِزونَ المُطَّوِّعينَ مِنَ المُؤمِنينَ فِي الصَّدَقاتِ

کسانی که از مؤمنانِ داوطلب در صدقات عیب‌جویی می‌کنند.

الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول، جمع مذکر، مبنی بر فتح؛ به معنای «کسانی که»؛ در این بخش به عیب‌جویان اشاره دارد.
يَلمِزونَ: ریشهٔ «ل م ز»؛ فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل آن است؛ به معنای «عیب می‌گیرند»، «طعنه می‌زنند»، «بدگویی می‌کنند».
المُطَّوِّعينَ: ریشهٔ «ط و ع»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، منصوب به یاء به‌عنوان مفعولِ «يَلمِزونَ»؛ اصل آن از «مُتَطَوِّعينَ» است و با ادغام، به صورت «مُطَّوِّعينَ» آمده؛ به معنای «داوطلبان»، «کسانی که از روی میل و رغبت انفاق می‌کنند».
مِنَ: حرف جر؛ به معنای «از»، «از میان».
المُؤمِنينَ: ریشهٔ «أ م ن»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، مجرور به «مِن» و علامت جر آن یاء است؛ به معنای «ایمان‌آورندگان»، «مؤمنان».
فِي: حرف جر؛ به معنای «در»، «دربارهٔ»، «در زمینهٔ».
الصَّدَقاتِ: ریشهٔ «ص د ق»؛ اسم جمع مؤنث سالم، مجرور به «فِي» و علامت جر آن کسره است؛ به معنای «صدقه‌ها»، «کمک‌های مالی»، «انفاق‌ها».


وَالَّذينَ لا يَجِدونَ إِلّا جُهدَهُم فَيَسخَرونَ مِنهُم

و کسانی را که جز توان و کوشش خود چیزی نمی‌یابند، مسخره می‌کنند.

وَالَّذينَ: «وَ» حرف عطف به معنای «و»؛ «الَّذينَ» اسم موصول جمع مذکر، مبنی بر فتح؛ در اینجا به گروهی از مؤمنان اشاره دارد که چیزی جز توان اندک خود برای صدقه ندارند.
لا: حرف نفی؛ فعل پس از خود را منفی می‌کند؛ به معنای «نه»، «نمی».
يَجِدونَ: ریشهٔ «و ج د»؛ فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل آن است؛ به معنای «می‌یابند»، «دارا هستند»، «در اختیار دارند».
إِلّا: حرف حصر و استثنا؛ به معنای «جز»، «مگر»، «فقط».
جُهدَهُم: «جُهدَ» از ریشهٔ «ج ه د»؛ اسم، منصوب به‌عنوان مفعولِ «يَجِدونَ»؛ به معنای «توان»، «کوشش»، «نهایت قدرت»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر، در محل جر به‌سبب اضافه، به معنای «آنان».
فَيَسخَرونَ: «فَ» حرف عطف و ترتیب، به معنای «پس»، «در نتیجه»؛ «يَسخَرونَ» از ریشهٔ «س خ ر»، فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل آن است؛ به معنای «مسخره می‌کنند»، «ریشخند می‌کنند».
مِنهُم: «مِن» حرف جر به معنای «از»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل جر؛ به معنای «از آنان»؛ یعنی از همان مؤمنانی که با توان اندک خود صدقه می‌دهند.


سَخِرَ اللَّهُ مِنهُم

الله آنان را به سزای تمسخرشان گرفت.

سَخِرَ: ریشهٔ «س خ ر»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ به معنای «مسخره کرد»، و در این سیاق یعنی «کیفر تمسخرشان را داد»، «آنان را خوار و رسوا ساخت».
اللَّهُ: اسم جلاله؛ فاعلِ «سَخِرَ»، مرفوع با ضمه؛ به همان ذات یگانهٔ پروردگار اشاره دارد.
مِنهُم: «مِن» حرف جر به معنای «از»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل جر؛ به معنای «از آنان»؛ یعنی از عیب‌جویان و مسخره‌کنندگان.


وَلَهُم عَذابٌ أَليمٌ

و برای آنان عذابی دردناک است.

وَلَهُم: «وَ» حرف عطف یا آغاز جملهٔ تازه، به معنای «و»؛ «لَـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر در محل جر؛ «لَهُم» در این جمله خبر مقدم است، به معنای «برای آنان».
عَذابٌ: ریشهٔ «ع ذ ب»؛ اسم مفرد نکره، مرفوع با تنوین ضم، مبتدای مؤخر؛ به معنای «عذاب»، «کیفر سخت».
أَليمٌ: ریشهٔ «أ ل م»؛ صفت برای «عَذابٌ»، مرفوع با تنوین ضم؛ به معنای «دردناک»، «رنج‌آور».

Nach oben scrollen