009-054-113-توبة

« Back to Glossary Index
و چیزی مانع نشد که کمکهای مالی ایشان بوسیله مسلمانان پذیرفته شود، مگر اعمال ایشان که معلوم میداشت آنان به الله و پیغمبرش کفران کردند و آنان نماز جماعت را جز روی بی میلی نمی خوانند و اگر کمکی هم به تشکیلات اسلامی میکنند، روی اجبار و ناراحتی است. (54)
وَما مَنَعَهُم أَن تُقبَلَ مِنهُم نَفَقاتُهُم إِلّا أَنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ وَبِرَسولِهِ وَلا يَأتونَ الصَّلاةَ إِلّا وَهُم كُسالىٰ وَلا يُنفِقونَ إِلّا وَهُم كارِهونَ

و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن انفاق‌هایشان از آنان نشد، جز اینکه آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیدند، و به نماز نمی‌آیند مگر در حالی که تنبل و بی‌حال‌اند، و انفاق نمی‌کنند مگر در حالی که ناخشنود و ناراضی‌اند.

وَما مَنَعَهُم أَن تُقبَلَ مِنهُم نَفَقاتُهُم

و هیچ چیز مانع پذیرفته شدن انفاق‌هایشان از آنان نشد.

  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز جمله؛ معنای «و».
  • ما: ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ معنای «نه / هیچ چیز … نشد»؛ در این ساختار برای نفی به‌کار رفته است.
  • مَنَعَ: ریشه: م ن ع؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای «بازداشت، منع کرد، مانع شد».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ در محل نصب مفعول‌به؛ معنای «آنان / ایشان».
  • أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و نصب؛ فعل مضارع بعد از خود را منصوب می‌کند؛ معنای «اینکه».
  • تُقبَلَ: ریشه: ق ب ل؛ فعل مضارع مجهول، منصوب به سبب أَن؛ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ معنای «پذیرفته شود»؛ مؤنث آمده چون با نَفَقاتُهُم هماهنگ است.
  • مِن: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنای «از».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر متصل به حرف جر، سوم‌شخص جمع مذکر؛ در محل جر؛ معنای «آنان / ایشان».
  • نَفَقاتُ: ریشه: ن ف ق؛ اسم جمع، مرفوع؛ نائب فاعل برای فعل مجهول تُقبَلَ؛ معنای «انفاق‌ها، هزینه‌ها، بخشش‌های مالی».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مضاف‌الیه؛ معنای «شان / آنان».

إِلّا أَنَّهُم كَفَروا بِاللَّهِ وَبِرَسولِهِ

جز اینکه آنان به الله و پیامبرش کفر ورزیدند.

  • إِلّا: ریشه ندارد؛ حرف استثنا و حصر؛ معنای «جز، مگر».
  • أَنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند؛ معنای «اینکه، همانا».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ اسم أَنَّ؛ معنای «آنان».
  • كَفَروا: ریشه: ك ف ر؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو فاعل است؛ معنای «کفر ورزیدند، انکار کردند، ناسپاسی کردند».
  • بِـ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنای «به».
  • اللهِ: ریشه: در کاربرد قرآنی نام خاص ذات الهی است؛ اسم جلاله، مجرور به حرف جر بِـ؛ معنای «الله».
  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
  • بِـ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنای «به».
  • رَسولِ: ریشه: ر س ل؛ اسم مفرد، مجرور به حرف جر بِـ؛ مضاف؛ معنای «پیامبر، فرستاده».
  • هِ: ریشه ندارد؛ ضمیر متصل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ مضاف‌الیه؛ معنای «او / ـش»، یعنی پیامبرِ الله.

وَلا يَأتونَ الصَّلاةَ إِلّا وَهُم كُسالىٰ

و به نماز نمی‌آیند مگر در حالی که تنبل و بی‌حال‌اند.

  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
  • لا: ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ معنای «نه / نمیـ».
  • يَأتونَ: ریشه: أ ت ي؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع به ثبوت نون؛ واو فاعل است؛ معنای «می‌آیند، حاضر می‌شوند».
  • الصَّلاةَ: ریشه: ص ل و / ص ل ي؛ اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ مفعول‌به برای يَأتونَ؛ معنای «نماز».
  • إِلّا: ریشه ندارد؛ حرف حصر؛ معنای «مگر، جز».
  • وَ: ریشه ندارد؛ واو حالیه؛ جملهٔ پس از خود را در جایگاه حال می‌آورد؛ معنای «در حالی که».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر منفصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مبتدا؛ معنای «آنان».
  • كُسالىٰ: ریشه: ك س ل؛ اسم جمع یا جمع شکسته، خبر برای هُم؛ معنای «تنبلان، سست‌ها، بی‌حالان».

وَلا يُنفِقونَ إِلّا وَهُم كارِهونَ

و انفاق نمی‌کنند مگر در حالی که ناخشنود و ناراضی‌اند.

  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
  • لا: ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ معنای «نه / نمیـ».
  • يُنفِقونَ: ریشه: ن ف ق؛ فعل مضارع از باب إفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع به ثبوت نون؛ واو فاعل است؛ معنای «انفاق می‌کنند، خرج می‌کنند، می‌بخشند».
  • إِلّا: ریشه ندارد؛ حرف حصر؛ معنای «مگر، جز».
  • وَ: ریشه ندارد؛ واو حالیه؛ جملهٔ پس از خود را در جایگاه حال می‌آورد؛ معنای «در حالی که».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر منفصل، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مبتدا؛ معنای «آنان».
  • كارِهونَ: ریشه: ك ر ه؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مرفوع به واو؛ خبر برای هُم؛ معنای «ناخشنودان، ناراضیان، کسانی که با اکراه انجام می‌دهند».
Nach oben scrollen