| بگو شماها، چه از روی تمایل و چه از روی اجبار، اگر به تشکیلات حکومت اسلام کمک مالی نمائید، هرگز از شما پذیرفته نمی شود، زیرا شما قوم متجاوزی بوده اید (از این آیات تهدیدی پیداست که بعضی از ثروتمندان به ظاهر مسلمان که نخواستند به جنگ بروند حاضر شده بودند کمکهائی به تشکیلات حکومتی مسلمانان نمایند، ولی مسلمانان از بعضیها که معلوم بود، حقا مقصر بودند این کمکها را نپذیرفتند و آنان را تحت نظر میگرفتند که مبادا مخفیانه فسادی بر علیه مسلمانان انجام دهند و از آیات بعد پیداست که مسلمانان چنان قدرتی پیدا کرده بودند که حتی این دورویان نمی توانستند، رسما خود را از مسلمانان کنار بکشند و به قدرتی که مخالف اسلام باشد، بپیوندند) (۵۳) |
| قُل أَنفِقوا طَوعًا أَو كَرهًا لَن يُتَقَبَّلَ مِنكُم ۖ إِنَّكُم كُنتُم قَومًا فاسِقينَ بگو: چه از روی میل انفاق کنید و چه از روی اکراه، هرگز از شما پذیرفته نخواهد شد؛ زیرا شما مردمی نافرمان بودهاید. قُل أَنفِقوا طَوعًا أَو كَرهًابگو: چه از روی میل انفاق کنید و چه از روی اکراه. قُل: ریشه: «ق و ل»؛ فعل امر، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب، از فعل «قالَ / يقولُ»؛ معنا: بگو، بیان کن. أَنفِقوا: ریشه: «ن ف ق»؛ فعل امر، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب، از باب إفعال «أَنفَقَ / يُنفِقُ»؛ معنا: انفاق کنید، خرج کنید، در راهی هزینه کنید. طَوعًا: ریشه: «ط و ع»؛ اسم مصدر یا مصدر منصوب، در نقش قید حالت؛ معنا: با میل، داوطلبانه، از روی رغبت و فرمانپذیری. أَو: حرف عطف؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنا: یا، یا اینکه. كَرْهًا: ریشه: «ك ر ه»؛ مصدر منصوب، در نقش قید حالت؛ معنا: از روی اکراه، ناخواسته، با ناخوشایندی و اجبار. لَن يُتَقَبَّلَ مِنكُمهرگز از شما پذیرفته نخواهد شد. لَن: حرف نفی و نصب برای فعل مضارع؛ ریشهٔ صرفی ندارد؛ معنا: هرگز، به هیچ روی، نشانهٔ نفی در آینده. يُتَقَبَّلَ: ریشه: «ق ب ل»؛ فعل مضارع مجهول، منصوب به «لَن»، از باب تفعّل «تَقَبَّلَ / يَتَقَبَّلُ»؛ معنا: پذیرفته شود، قبول گردد، مورد پذیرش قرار گیرد. مِنكُم: «مِن» حرف جر؛ معنا: از. «كُم» ضمیر متصل جمع مذکر مخاطب در محل جر به واسطهٔ «مِن»؛ معنا: شما. مجموع «مِنكُم»: از شما. إِنَّكُم كُنتُم قَومًا فاسِقينَزیرا شما مردمی نافرمان بودهاید. إِنَّكُم: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب؛ معنا: همانا، بیگمان، بهراستی. «كُم» ضمیر متصل جمع مذکر مخاطب، اسم «إِنَّ»؛ معنا: شما. مجموع «إِنَّكُم»: همانا شما، بیگمان شما. كُنتُم: ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب؛ «تُم» ضمیر متصل در محل رفع، اسم «كان»؛ معنا: بودید، بودهاید. قَومًا: ریشه: «ق و م»؛ اسم منصوب، خبر «كان»؛ معنا: قوم، گروه، مردم، جماعت. فاسِقينَ: ریشه: «ف س ق»؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم، منصوب، صفت برای «قَومًا»؛ معنا: نافرمانان، بیرونروندگان از فرمان، سرپیچیکنندگان از حق. |
009-053-113-توبة
« Back to Glossary Index
