| آیا با قومی که پیمان و سوگند خود را شکستند و کوشش کردند، فرستاده الله را از مکه اخراج کنند (اشاره به آنان است که در فتح مکه تسلیم نشدند و با مسلمانان جنگ نمودند و فرار کردند) و اول بار آنان بودند که مخالفت و اذیت شما را (در قبل از هجرت و بعد از آن در جنگهای بدر و احد و احزاب و غیر آنها) شروع کردند، آیا شما مؤمنان مکه نمی خواهید با ایشان جنگ کنید؟ آیا شما از آنان می ترسید؟ اگر مؤمن حقیقی باشید، سزاوارتر برای شما این است، که از الله بترسید (این مؤمنان که خالق عالم به ایشان میگوید چرا نمی خواهید با مشركان مزبور بجنگید، مؤمنانی بودند که یا از سالها پیش در مکه مؤمن شده بودند، ولی به واسطه منافعی که در مکه داشتند، در مکه مانده بودند و مقداری با مردم مکه که مشرک بودند، سازش داشتند و گاه هم بواسطه ایمان خود، از آنان اذیت میدیدند و یا پس از فتح مکه حس کردند بهتر است مسلمان شوند، البته پس از فتح مکه این نیمه مؤمنان تحت حکومت مؤمنانی سابقه دار و حقیقی قرار گرفتند که از مهاجر و انصار بودند) (۱۳) |
| أَلا تُقاتِلونَ قَومًا نَكَثوا أَيمانَهُم وَهَمّوا بِإِخراجِ الرَّسولِ وَهُم بَدَءوكُم أَوَّلَ مَرَّةٍ ۚ أَتَخشَونَهُم ۚ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخشَوهُ إِن كُنتُم مُؤمِنينَ چرا با قومی نمیجنگید که پیمانهای خود را شکستند، و قصد بیرونراندن پیامبر را کردند، و آنان بودند که نخستین بار با شما آغاز کردند؟ آیا از آنان میترسید؟ پس اگر مؤمن هستید، الله سزاوارتر است که از او بترسید. أَلا تُقاتِلونَ قَومًاچرا با قومی نمیجنگید؟ أَلا: «أَ» همزهٔ استفهام برای سرزنش و برانگیختن؛ «لا» حرف نفی؛ در مجموع معنای «چرا نه؟ / آیا نمیخواهید؟» میدهد؛ ریشه ندارد چون حرف است. نَكَثوا أَيمانَهُمکه پیمانهای خود را شکستند. نَكَثوا: ریشه: ن ك ث؛ فعل ماضی، سوم شخص جمع مذکر؛ واو ضمیر فاعل؛ معنا: شکستند، نقض کردند، پیمانشکنی کردند. وَهَمّوا بِإِخراجِ الرَّسولِو قصد بیرونراندن پیامبر را کردند. وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنا: و. وَهُم بَدَءوكُم أَوَّلَ مَرَّةٍو آنان نخستین بار با شما آغاز کردند. وَ: حرف عطف یا حالیه؛ ریشه ندارد؛ معنا: و، در حالی که. أَتَخشَونَهُمآیا از آنان میترسید؟ أَ: همزهٔ استفهام؛ برای پرسش همراه با سرزنش و انکار؛ ریشه ندارد؛ معنا: آیا؟ فَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخشَوهُپس الله سزاوارتر است که از او بترسید. فَ: حرف نتیجه و تفریع؛ ریشه ندارد؛ معنا: پس، بنابراین. إِن كُنتُم مُؤمِنينَاگر مؤمن هستید. إِن: حرف شرط؛ ریشه ندارد؛ معنا: اگر. |
009-013-113-توبة
« Back to Glossary Index
