009-012-113-توبة

« Back to Glossary Index
و اگر بعد از توبه سوگند وفاداری خود را شکستند و نشان دادند که به دین شما اهانت میکنند، معلوم خواهد شد که آنان راهنمایان کفرند و باید شما مؤمنان با ایشان جنگ نمائید و سوگند ایشان نباید باعث نفعی برای ایشان باشد، شاید این سخت گیری شما باعث شود از مخالفت خود با دین حق دست بکشند (۱۲)
وَإِن نَكَثوا أَيمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم وَطَعَنوا في دينِكُم فَقاتِلوا أَئِمَّةَ الكُفرِ ۙ إِنَّهُم لا أَيمانَ لَهُم لَعَلَّهُم يَنتَهونَ

و اگر پس از پیمانشان سوگندهای خود را شکستند و در دین شما عیب‌جویی و بدگویی کردند، پس با پیشوایان کفر بجنگید؛ زیرا آنان را سوگندها و پیمان‌هایی پایدار نیست، باشد که بازایستند.

وَإِن نَكَثوا أَيمانَهُم مِن بَعدِ عَهدِهِم

و اگر پس از پیمانشان سوگندهای خود را شکستند،

وَإِن: «وَ» حرف عطف به معنای «و»؛ «إِنْ» حرف شرط جازم به معنای «اگر».
نَكَثوا: ریشهٔ «ن ك ث»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «شکستند، نقض کردند، گشودند»؛ در این‌جا یعنی پیمان یا سوگند را شکستند.
أَيمانَهُم: ریشهٔ «ي م ن»؛ «أَيمان» جمع «يَمين» به معنای «سوگندها»؛ مفعول‌به منصوب؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر به معنای «آنان»؛ یعنی «سوگندهایشان».
مِن: حرف جر؛ به معنای «از».
بَعدِ: ریشهٔ «ب ع د»؛ اسم مجرور به «مِن»؛ به معنای «پس از، بعد از».
عَهدِهِم: ریشهٔ «ع ه د»؛ «عَهد» اسم مجرور به اضافه؛ به معنای «پیمان، قرارداد، تعهد»؛ «هُم» ضمیر متصل به معنای «آنان»؛ یعنی «پیمانشان».


وَطَعَنوا في دينِكُم

و در دین شما عیب‌جویی و بدگویی کردند،

وَطَعَنوا: «وَ» حرف عطف؛ «طَعَنوا» از ریشهٔ «ط ع ن»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «زخم زدند، طعنه زدند، عیب گرفتند، بدگویی کردند»؛ در این‌جا یعنی با زبان به دین حمله کردند.
في: حرف جر؛ به معنای «در، دربارهٔ».
دينِكُم: ریشهٔ «د ي ن»؛ «دين» اسم مجرور به «في»؛ به معنای «دین، آیین، باور دینی»؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع مذکر به معنای «شما»؛ یعنی «دین شما».


فَقاتِلوا أَئِمَّةَ الكُفرِ

پس با پیشوایان کفر بجنگید؛

فَقاتِلوا: «فَ» حرف نتیجه و پیوند به معنای «پس»؛ «قاتِلوا» از ریشهٔ «ق ت ل» در باب مفاعله؛ فعل امر، دوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «بجنگید، پیکار کنید».
أَئِمَّةَ: ریشهٔ «أ م م»؛ جمع «إمام»؛ مفعول‌به منصوب؛ به معنای «پیشوایان، رهبران، سران».
الكُفرِ: ریشهٔ «ك ف ر»؛ اسم مجرور به اضافه؛ به معنای «کفر، انکار، پوشاندن حقیقت»؛ ترکیب «أَئِمَّةَ الكُفرِ» یعنی «پیشوایان کفر».


إِنَّهُم لا أَيمانَ لَهُم

زیرا آنان را سوگندها و پیمان‌هایی پایدار نیست،

إِنَّهُم: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، به معنای «همانا، بی‌گمان، زیرا»؛ «هُم» ضمیر متصل در محل اسم «إِنَّ»، سوم‌شخص جمع مذکر؛ یعنی «آنان».
لا: «لا»ی نفی جنس؛ برای نفی کاملِ جنسِ چیزی؛ به معنای «هیچ … نیست».
أَيمانَ: ریشهٔ «ي م ن»؛ جمع «يَمين» به معنای «سوگندها»؛ اسم «لا»ی نفی جنس، منصوب؛ در این‌جا یعنی «هیچ سوگند و تعهد قابل اعتمادی».
لَهُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای، نزد»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ خبر «لا»؛ یعنی «برای آنان، نزد آنان».


لَعَلَّهُم يَنتَهونَ

باشد که بازایستند.

لَعَلَّهُم: «لَعَلَّ» حرف ترجّی و امید، به معنای «باشد که، شاید»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر در محل اسم «لَعَلَّ»؛ یعنی «آنان».
يَنتَهونَ: ریشهٔ «ن ه ي»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، از باب افتعال «اِنتهى / يَنتهي»؛ به معنای «بازمی‌ایستند، دست می‌کشند، پایان می‌دهند».

Nach oben scrollen