009-011-113-توبة

« Back to Glossary Index
با تمام این احوال، اگر توبه کردند و نماز مقرره را صحيحا انجام دادند و زکات مقرره را پرداختند در دین برادران شما می باشند و ما این راهنمائیهای روشن را برای قومی که می فهمند شرح میدهیم. (ملاحظه نمائید که نماز صحیح چه ارزش بزرگی دارد، که میتواند خواننده آنرا معلوم کند که آیا مانند تربیت های قدیم خود مشرک است و یا مسلمان حقیقی شده است و متاسفانه مسلمانان امروز کمتر متوجه ارزش چنین نمازی می باشند و از نماز جز خواندن عباراتی عربی که معنای آنرا نمی دانند، چیزی نفهمیده اند و حتی این نماز بی ارزش را که هیچ صورت تعلیم و آموزش فکری ندارد، در وقتهائی می خوانند که خلاف وقت های تعیین شده در قرآن است.) (۱۱)
فَإِن تابوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ فَإِخوانُكُم فِي الدّينِ ۗ وَنُفَصِّلُ الآياتِ لِقَومٍ يَعلَمونَ

پس اگر توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بدهند، برادران شما در دین هستند؛ و آیات را برای گروهی که می‌دانند، روشن و جداجدا بیان می‌کنیم.

فَإِن تابوا وَأَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكاةَ فَإِخوانُكُم فِي الدّينِ

پس اگر توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بدهند، برادران شما در دین هستند.

فَإِن: «فَـ» حرف ربط و تفریع، به معنای «پس / در نتیجه»؛ «إِن» حرف شرط جازم، به معنای «اگر».
تابوا: ریشه: «ت و ب»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ در جای فعل شرط آمده است؛ معنای آن: «توبه کردند / بازگشتند».
وَأَقامُوا: «وَ» حرف عطف، به معنای «و»؛ «أَقامُوا» از ریشهٔ «ق و م»، فعل ماضی باب إفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنای آن: «برپا داشتند / به‌پا کردند / انجام دادند».
الصَّلاةَ: ریشه: «ص ل و / ص ل ي»؛ اسم مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب به‌عنوان مفعول‌به برای «أقاموا»؛ معنای آن: «نماز».
وَآتَوُا: «وَ» حرف عطف؛ «آتَوُا» از ریشهٔ «أ ت ي» در باب إفعال، فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنای آن: «دادند / پرداختند».
الزَّكاةَ: ریشه: «ز ك و / ز ك ي»؛ اسم مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب به‌عنوان مفعول‌به برای «آتوا»؛ معنای آن: «زکات / صدقهٔ واجب مالی».
فَإِخوانُكُم: «فَـ» فاء جواب شرط، به معنای «پس / آنگاه»؛ «إِخوانُ» جمع «أخ»، از ریشهٔ «أ خ و»، اسم مرفوع؛ در جملهٔ جواب شرط نقش اصلی دارد و می‌تواند مبتدا دانسته شود؛ «كُم» ضمیر متصل مخاطب جمع، در محل جرّ به‌عنوان مضاف‌الیه؛ معنای ترکیب: «برادران شما».
فِي: حرف جر؛ معنای آن: «در».
الدّينِ: ریشه: «د ي ن»؛ اسم معرفه با «ال»، مجرور به‌سبب حرف جر «في»؛ معنای آن: «دین / آیین / کیش».


وَنُفَصِّلُ الآياتِ لِقَومٍ يَعلَمونَ

و آیات را برای گروهی که می‌دانند، روشن و جداجدا بیان می‌کنیم.

وَ: حرف عطف، به معنای «و».
نُفَصِّلُ: ریشه: «ف ص ل»؛ فعل مضارع باب تفعیل، صیغهٔ اول‌شخص جمع؛ معنای آن: «شرح می‌دهیم / روشن بیان می‌کنیم / جداجدا توضیح می‌دهیم».
الآياتِ: مفرد آن «آية»، ریشهٔ رایج: «أ ي ي»؛ اسم جمع مؤنث، معرفه با «ال»، منصوب به‌عنوان مفعول‌به برای «نُفَصِّلُ»؛ معنای آن: «آیات / نشانه‌ها / سخنان روشن الهی».
لِقَومٍ: «لِـ» حرف جر، به معنای «برای / به سودِ / خطاب به»؛ «قَومٍ» از ریشهٔ «ق و م»، اسم مجرور، نکره؛ معنای آن: «گروه / مردمان / قوم».
يَعلَمونَ: ریشه: «ع ل م»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ مرفوع با ثبوت نون، و «واو» فاعل آن است؛ در وصف «قوم» آمده است؛ معنای آن: «می‌دانند / آگاهی دارند».

Nach oben scrollen