009-034-113-توبة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید بدانید بسیاری از دانشمندان دینی و زاهدان (منظور آنهائی هستند که به دانش دینی معروفند و یا زاهد معرفی میشوند نه دانشمندان دینی حقیقی یا زاهدان حقیقی که از هر فکر و راه بدی دوری میکنند) اموال مردم را روی راههائی باطل می خورند (با فریبهای مذهبی به مفتخوری خود ادامه میدهند) و مردم را از راه الله باز میدارند (پول مردم را میگیرند و به جای تعليم متن کتاب الله، روایاتی دروغ مانند چهارصد حدیث و دعای ندبه و مطالب کتاب شیخ کلینی و امثال او که در مذاهب يهود و نصارا هم هستند، به خورد مردم میدهند هم در تورات و هم در چهار انجیل بطور مکرر این عبارت از زبان پیغمبران مختلف هست که بپرهیزید، از کاتبانی که با لباس بلند در بازارها میخرامند تا به آنان سلام کنند و در ضيافتها صدرنشین میباشند و نماز را به ریا طول میدهند و مال بيوه زنان را می خورند، برای آنان عذابی شدیدتر خواهد بود) آری کسانیکه طلا و نقره جمع میکنند و آنها را در راه الله خرج نمی کنند، ایشان را بشارت ده به عذابی دردناک. (34)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِنَّ كَثيرًا مِنَ الأَحبارِ وَالرُّهبانِ لَيَأكُلونَ أَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ وَيَصُدّونَ عَن سَبيلِ الله ۗ وَالَّذينَ يَكنِزونَ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ وَلا يُنفِقونَها في سَبيلِ الله فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ أَليمٍ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بی‌گمان بسیاری از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناحق می‌خورند و آنان را از راه الله بازمی‌دارند؛ و کسانی که طلا و نقره را می‌اندوزند و آن را در راه الله خرج نمی‌کنند، آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید،

يا: حرف ندا؛ ریشه ندارد؛ برای صدا زدن و توجه دادن به مخاطب به کار می‌رود؛ معنی: «ای».

أَيُّهَا: «أَيُّ» اسم ندا و منادای مبنی بر ضم در محل نصب؛ «ها» حرف تنبیه و توجه؛ برای خطاب مؤکد به کار می‌رود؛ معنی: «ای».

الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مبنی بر فتح؛ در اینجا بدل یا صفت برای «أَيّ»؛ ریشه مستقل فعلی ندارد؛ معنی: «کسانی که».

آمَنوا: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ از ریشهٔ «أ م ن»؛ باب إفعال: «آمَنَ»؛ واو، ضمیر فاعل جمع مذکر؛ معنی: «ایمان آوردند».


إِنَّ كَثيرًا مِنَ الأَحبارِ وَالرُّهبانِ لَيَأكُلونَ أَموالَ النّاسِ بِالباطِلِ

بی‌گمان بسیاری از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناحق می‌خورند،

إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ ریشه ندارد؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند؛ معنی: «بی‌گمان»، «همانا».

كَثيرًا: اسم «إِنَّ» منصوب؛ از ریشهٔ «ك ث ر»؛ اسم صفت به معنی فراوان؛ معنی: «بسیاری»، «مقدار زیادی».

مِنَ: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ برای بیان بخشی از یک گروه یا جنس؛ معنی: «از».

الأَحبارِ: اسم مجرور به «مِن»؛ جمع «حَبر» یا «حِبر»؛ از ریشهٔ «ح ب ر»؛ در اینجا به دانشمندان دینی یهود اشاره دارد؛ معنی: «دانشمندان یهود»، «عالمان دینی».

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند دادن واژه‌ها یا جمله‌ها؛ معنی: «و».

الرُّهبانِ: اسم معطوف بر «الأحبار» و مجرور؛ جمع «راهب»؛ از ریشهٔ «ر ه ب» به معنی ترس و خشیت؛ معنی: «راهبان»، «زاهدان مسیحی».

لَيَأكُلونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «أ ك ل»؛ «لام» آغاز کلمه، لام تأکید است؛ واو، ضمیر فاعل جمع مذکر؛ خبر «إِنَّ»؛ معنی: «قطعاً می‌خورند»، و در اینجا کنایه از «تصرف ناحق می‌کنند».

أَموالَ: مفعول‌به منصوب؛ جمع «مال»؛ از ریشهٔ «م و ل»؛ معنی: «اموال»، «دارایی‌ها».

النّاسِ: مضاف‌الیه مجرور؛ اسم جمع؛ ریشهٔ مشهور: «أ ن س»؛ معنی: «مردم»، «انسان‌ها».

بِالباطِلِ: «بِـ» حرف جر؛ «الباطل» اسم مجرور؛ از ریشهٔ «ب ط ل»؛ معنی: «به باطل»، «به ناحق»، «از راه ناروا».


وَيَصُدّونَ عَن سَبيلِ الله

و از راه الله بازمی‌دارند؛

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ این جمله را به جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد؛ معنی: «و».

يَصُدّونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «ص د د»؛ واو، ضمیر فاعل جمع مذکر؛ معنی: «بازمی‌دارند»، «مانع می‌شوند»، «روی‌گردان می‌کنند».

عَن: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ برای دور کردن یا بازداشتن از چیزی؛ معنی: «از».

سَبيلِ: اسم مجرور به «عَن»؛ از ریشهٔ «س ب ل»؛ معنی: «راه»، «مسیر»، «روش».

الله: لفظ جلاله؛ مضاف‌الیه مجرور؛ نام خاص خداوند؛ معنی: «الله».


وَالَّذينَ يَكنِزونَ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ وَلا يُنفِقونَها في سَبيلِ الله

و کسانی که طلا و نقره را می‌اندوزند و آن را در راه الله خرج نمی‌کنند،

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند با بخش پیشین آیه؛ معنی: «و».

الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ مبنی بر فتح؛ در آغاز یک ساختار موصولی آمده است؛ معنی: «کسانی که».

يَكنِزونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «ك ن ز»؛ واو، ضمیر فاعل جمع مذکر؛ معنی: «می‌اندوزند»، «ذخیره می‌کنند»، «گنج می‌کنند».

الذَّهَبَ: مفعول‌به منصوب؛ اسم جنس؛ از ریشهٔ «ذ ه ب»؛ معنی: «طلا».

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند دادن «الفضة» به «الذهب»؛ معنی: «و».

الفِضَّةَ: اسم معطوف بر «الذهب» و منصوب؛ از ریشهٔ «ف ض ض»؛ معنی: «نقره».

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ جملهٔ دوم را به جملهٔ پیشین وصل می‌کند؛ معنی: «و».

لا: حرف نفی؛ ریشه ندارد؛ در اینجا برای نفی فعل مضارع؛ معنی: «نمی».

يُنفِقونَها: «يُنفِقونَ» فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون؛ از ریشهٔ «ن ف ق»؛ باب إفعال: «أنفَقَ»؛ واو، ضمیر فاعل جمع مذکر؛ «ها» ضمیر مفعولی سوم‌شخص مفرد مؤنث، بازگشت‌کننده به «الفضة» یا به مجموع مال اندوخته‌شده؛ معنی: «آن را خرج می‌کنند»، «آن را انفاق می‌کنند».

في: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنی: «در».

سَبيلِ: اسم مجرور به «في»؛ از ریشهٔ «س ب ل»؛ مضاف؛ معنی: «راه»، «مسیر».

الله: لفظ جلاله؛ مضاف‌الیه مجرور؛ نام خاص خداوند؛ معنی: «الله».


فَبَشِّرهُم بِعَذابٍ أَليمٍ

پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

فَ: حرف عطف یا تفریع؛ ریشه ندارد؛ نتیجهٔ سخن پیشین را بیان می‌کند؛ معنی: «پس».

بَشِّرهُم: فعل امر؛ از ریشهٔ «ب ش ر»؛ باب تفعیل: «بَشَّرَ»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنت» است؛ «هم» ضمیر مفعولی سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی ظاهری: «بشارت بده»، و در اینجا با لحن تهدیدآمیز یعنی «خبر قطعیِ عذاب را به آنان بده».

بِعَذابٍ: «بِـ» حرف جر؛ «عذاب» اسم مجرور با تنوین کسر؛ از ریشهٔ «ع ذ ب»؛ معنی: «به عذابی»، «به کیفری».

أَليمٍ: صفت برای «عذاب» و مجرور؛ از ریشهٔ «أ ل م»؛ معنی: «دردناک»، «رنج‌آور».

Nach oben scrollen