009-069-113-توبة

« Back to Glossary Index
ای دورویان و کافران، شما به همان سرنوشت دچار میشوید که مردم مانند شما پیش از شما دچار شدند، آنان از شما هم از حيث قدرت نیرومندتر بودند و هم مال و اولادشان بیشتر بود، پس آنان از آنچه نصیب ایشان بود بهره مند شدند و شما نیز به اندازه نصیبتان بهره مند خواهید شد، به همان شکلی که پیشینیان شما روی نصیبشان بهره مند شدند (این پیشینیان زورمند تر یهودیان بنی نضیر و خيبر و بنی قریضه و سایر مخالفان قدرتمند پیغمبر اسلام بودند که بدست مسلمانان نابود شدند) و شما هم بمانند کسانی که در فساد فرو رفتند، در فساد فرو رفته اید، تمام اینگونه اشخاص حتی کارهای خوبشان در دنیا و آخرت پوچ جلوه خواهد نمود و ضرر دیدگان حقیقی اینانند (متاسفانه دنیا خواهان فسادکار با اینکه امثال خود را در تاریخ می بینند که در آخر عمرشان به چه نکبتهائی دچار شده اند، تصور میکنند خودشان همانطور که در جوانی از کارهای نامشروع خوشند همیشه خوش خواهند بود.) (69)
كَالَّذينَ مِن قَبلِكُم كانوا أَشَدَّ مِنكُم قُوَّةً وَأَكثَرَ أَموالًا وَأَولادًا فَاستَمتَعوا بِخَلاقِهِم فَاستَمتَعتُم بِخَلاقِكُم كَمَا استَمتَعَ الَّذينَ مِن قَبلِكُم بِخَلاقِهِم وَخُضتُم كَالَّذي خاضوا ۚ أُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُم فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ ۖ وَأُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ

همانند کسانی که پیش از شما بودند؛ آنان از شما نیرومندتر و در دارایی‌ها و فرزندان بیشتر بودند. پس از بهرهٔ خود برخوردار شدند، و شما نیز از بهرهٔ خود برخوردار شدید، همان‌گونه که کسانی که پیش از شما بودند از بهرهٔ خود برخوردار شدند؛ و شما نیز در سخنان و کارهای باطل فرو رفتید، همان‌گونه که آنان فرو رفتند. آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شد، و آنان همان زیانکاران‌اند.

كَالَّذينَ مِن قَبلِكُم كانوا أَشَدَّ مِنكُم قُوَّةً وَأَكثَرَ أَموالًا وَأَولادًا

مانند کسانی که پیش از شما بودند؛ آنان از شما نیرومندتر و از نظر دارایی‌ها و فرزندان بیشتر بودند.

كَالَّذينَ: «كَـ» حرف جرّ و تشبیه، به معنای «مانندِ / همچونِ»؛ «الَّذينَ» اسم موصول جمع مذکر، مبنی، در محل جرّ به سبب «کاف»؛ معنای ترکیبی: «مانند کسانی که».
مِن: حرف جرّ؛ برای بیان آغاز و جهت نسبت؛ در اینجا به معنای «از / پیش از».
قَبلِكُم: «قَبلِ» اسم ظرف زمان، مجرور به «مِن»، مضاف؛ ریشه: ق ب ل؛ معنا: «پیش، قبل»؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب، در محل جرّ به اضافه؛ معنا: «شما».
كانوا: فعل ماضی ناقص، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ ریشه: ك و ن؛ «واو» ضمیر فاعلی در محل اسم «كان»؛ معنا: «بودند».
أَشَدَّ: اسم تفضیل بر وزن «أفعل»، منصوب به عنوان خبر «كانوا»؛ ریشه: ش د د؛ معنا: «نیرومندتر، سخت‌تر، شدیدتر».
مِنكُم: «مِن» حرف جرّ برای مقایسه؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب در محل جرّ؛ معنا: «از شما».
قُوَّةً: اسم مفرد مؤنث، منصوب به عنوان تمییز؛ ریشه: ق و ي / ق و و؛ معنا: «نیرو، قدرت، توان».
وَأَكثَرَ: «وَ» حرف عطف؛ «أَكثَرَ» اسم تفضیل، منصوب و عطف بر «أَشَدَّ»؛ ریشه: ك ث ر؛ معنا: «بیشتر، افزون‌تر».
أَموالًا: جمع «مال»، منصوب به عنوان تمییز؛ ریشه: م و ل؛ معنا: «دارایی‌ها، اموال، ثروت‌ها».
وَأَولادًا: «وَ» حرف عطف؛ «أَولادًا» جمع «وَلَد»، منصوب و عطف بر «أَموالًا»؛ ریشه: و ل د؛ معنا: «فرزندان».


فَاستَمتَعوا بِخَلاقِهِم

پس آنان از بهرهٔ خود برخوردار شدند.

فَاستَمتَعوا: «فَـ» حرف عطف و تفریع، به معنای «پس / در نتیجه»؛ «استَمتَعوا» فعل ماضی، باب استفعال، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ ریشه: م ت ع؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ معنا: «بهره بردند، برخوردار شدند، کام گرفتند».
بِخَلاقِهِم: «بِـ» حرف جرّ؛ «خَلاقِ» اسم مفرد، مجرور به «باء»، مضاف؛ ریشه: خ ل ق؛ معنا: «بهره، نصیب، سهم مقدّر»؛ «هِم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جرّ به اضافه؛ معنا: «آنان»؛ معنای ترکیبی: «از بهرهٔ خودشان / به نصیب خودشان».


فَاستَمتَعتُم بِخَلاقِكُم

پس شما نیز از بهرهٔ خود برخوردار شدید.

فَاستَمتَعتُم: «فَـ» حرف عطف و تفریع؛ «استَمتَعتُم» فعل ماضی، باب استفعال، صیغهٔ جمع مخاطب؛ ریشه: م ت ع؛ «تُم» ضمیر فاعلی جمع مخاطب؛ معنا: «شما بهره بردید، برخوردار شدید، کام گرفتید».
بِخَلاقِكُم: «بِـ» حرف جرّ؛ «خَلاقِ» اسم مفرد، مجرور به «باء»، مضاف؛ ریشه: خ ل ق؛ معنا: «بهره، نصیب، سهم»؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب در محل جرّ به اضافه؛ معنا: «شما»؛ معنای ترکیبی: «از بهرهٔ خودتان».


كَمَا استَمتَعَ الَّذينَ مِن قَبلِكُم بِخَلاقِهِم

همان‌گونه که کسانی که پیش از شما بودند از بهرهٔ خود برخوردار شدند.

كَمَا: «كَـ» حرف تشبیه، به معنای «مانندِ / همان‌گونه که»؛ «ما» در این ساختار برای پیوند دادن تشبیه به جملهٔ بعد می‌آید؛ معنای ترکیبی: «همان‌طور که / چنان‌که».
استَمتَعَ: فعل ماضی، باب استفعال، صیغهٔ مفرد مذکر غایب، با فاعل ظاهر بعد از خود؛ ریشه: م ت ع؛ معنا: «بهره برد، برخوردار شد».
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، مبنی، فاعل فعل «استَمتَعَ»؛ معنا: «کسانی که».
مِن: حرف جرّ؛ معنا: «از / پیش از».
قَبلِكُم: «قَبلِ» اسم ظرف زمان، مجرور به «مِن»، مضاف؛ ریشه: ق ب ل؛ معنا: «پیش، قبل»؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب در محل جرّ به اضافه؛ معنا: «شما».
بِخَلاقِهِم: «بِـ» حرف جرّ؛ «خَلاقِ» اسم مفرد، مجرور، مضاف؛ ریشه: خ ل ق؛ معنا: «بهره، نصیب، سهم»؛ «هِم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جرّ به اضافه؛ معنا: «آنان»؛ معنای ترکیبی: «از بهرهٔ خودشان».


وَخُضتُم كَالَّذي خاضوا

و شما نیز فرو رفتید، همان‌گونه که آنان فرو رفتند.

وَخُضتُم: «وَ» حرف عطف؛ «خُضتُم» فعل ماضی، صیغهٔ جمع مخاطب؛ ریشه: خ و ض؛ «تُم» ضمیر فاعلی جمع مخاطب؛ معنا: «فرو رفتید، وارد شدید، درگیر شدید»؛ در سیاق آیه: «در باطل، بیهوده‌گویی یا رفتار نادرست فرو رفتید».
كَالَّذي: «كَـ» حرف جرّ و تشبیه؛ «الَّذي» اسم موصول مفرد مذکر، مبنی، در محل جرّ به سبب «کاف»؛ در این تعبیر، مقصود «همانند آنچه / همان‌گونه که» است.
خاضوا: فعل ماضی، صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ ریشه: خ و ض؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ معنا: «فرو رفتند، وارد شدند، درگیر شدند»؛ در معنا: «آنان در باطل فرو رفتند».


أُولٰئِكَ حَبِطَت أَعمالُهُم فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ

آنان اعمالشان در دنیا و آخرت تباه شد.

أُولٰئِكَ: اسم اشاره برای جمع دور، مبنی؛ در محل مبتدا؛ معنا: «آنان، آن گروه».
حَبِطَت: فعل ماضی، صیغهٔ مفرد مؤنث غایب؛ ریشه: ح ب ط؛ معنا: «تباه شد، بی‌اثر شد، از ارزش افتاد»؛ مؤنث آمدن فعل به سبب جمع غیرعاقل «أَعمال» است.
أَعمالُهُم: «أَعمالُ» جمع «عَمَل»، مرفوع به عنوان فاعل فعل «حَبِطَت»، مضاف؛ ریشه: ع م ل؛ معنا: «کارها، اعمال»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جرّ به اضافه؛ معنا: «آنان»؛ معنای ترکیبی: «اعمالشان».
فِي: حرف جرّ؛ معنا: «در».
الدُّنيا: اسم مؤنث، مجرور به «فِي»؛ ریشه: د ن و؛ از نظر معنا: «زندگی نزدیک‌تر»، و در کاربرد: «دنیا، زندگی این‌جهانی».
وَالآخِرَةِ: «وَ» حرف عطف؛ «الآخِرَةِ» اسم مؤنث، مجرور و عطف بر «الدُّنيا»؛ ریشه: أ خ ر؛ معنا: «آخرت، زندگی پسین».


وَأُولٰئِكَ هُمُ الخاسِرونَ

و آنان همان زیانکاران‌اند.

وَأُولٰئِكَ: «وَ» حرف عطف؛ «أُولٰئِكَ» اسم اشاره برای جمع دور، مبنی، در محل مبتدا؛ معنا: «و آنان / و آن گروه».
هُمُ: ضمیر منفصل جمع مذکر غایب؛ در این ساختار برای تأکید و جداسازی میان مبتدا و خبر می‌آید؛ معنا: «خودِ آنان / ایشان».
الخاسِرونَ: اسم فاعل جمع مذکر سالم، مرفوع به واو؛ ریشه: خ س ر؛ معنا: «زیانکاران، خسارت‌دیدگان، کسانی که سرمایهٔ حقیقی خود را از دست داده‌اند».

Nach oben scrollen