| کسانی از روی حقیقت سجده گاههای الله را می سازند که حقا به الله و روزگار آخرت ایمان آورده باشند و نماز صحیح را ادامه داده باشند و زکات صحیح را داده باشند و جز الله از کسی دیگر نترسیده باشند، فقط اینگونه اشخاصند که سزاوارند از راه یافتگان حقیقی شوند. (متن عربی این آیه را، گاه با ترجمه غلطی بر سر درب مسجد هائی که در ایران ساخته اند، در روی کاشی و یا پارچه و تابلو می نویسند و بوسیله آن اعلان میکنند که بیائید برای ساختمان این مسجد کمک کنید، زیرا طبق این آیه هر کس در ساختمان و تعمیر مسجد شرکت کند، حتما ایمان درستی به الله و آخرت دارد و نماز و زکاتش درست است و قطعا اهل بهشت خواهد بود و گناهانش را الله میبخشد و حال آنکه متن آیه با در نظر گرفتن پس و پیش آن خلاف این مفهوم را می رساند و اعلام میدارد اگر کسی مسجدی را بسازد که به جای یاد آوری دین حقيقي الله در آن تبليغ مرده پرستی ها و عقاید خلاف متن قرآن را بکنند و بجای تعلیم قرآن روایاتی دروغ به مردم تعلیم دهند و یا در مسجدها برای مردگان ختم بگیرند و یا سازنده و تعمیر کننده مسجد ایمان درستی به الله و آخرت نداشته باشد، کار خوب مسجد سازی ایشان نزد الله پوچ خواهد بود) (۱۸) |
| إِنَّما يَعمُرُ مَساجِدَ اللهِ مَن آمَنَ بِاللهِ وَاليَومِ الآخِرِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَلَم يَخشَ إِلَّا اللهَ ۖ فَعَسىٰ أُولٰئِكَ أَن يَكونوا مِنَ المُهتَدينَ مساجد الله را تنها کسی آباد میکند که به الله و روز آخرت ایمان آورده، نماز را برپا داشته، زکات را پرداخته و جز از الله نترسیده است؛ پس امید است که آنان از هدایتیافتگان باشند. إِنَّما يَعمُرُ مَساجِدَ اللهِ مَن آمَنَ بِاللهِ وَاليَومِ الآخِرِمساجد الله را تنها کسی آباد میکند که به الله و روز آخرت ایمان آورده است. إِنَّما: ریشه: ندارد؛ از «إِنَّ» حرف تأکید و نصب + «ما» بازدارنده/کافّه ساخته شده است؛ از نظر گرامری: ادات حصر و تأکید؛ معنی: فقط، تنها، جز این نیست که. يَعمُرُ: ریشه: «ع م ر»؛ فعل مضارع، صیغهٔ مفرد مذکر غایب، مرفوع؛ فاعل آن «مَن» است؛ معنی: آباد میکند، تعمیر و نگهداری میکند، رونق میدهد، رسیدگی میکند. مَساجِدَ: ریشه: «س ج د»؛ اسم جمعِ «مَسجِد»، مفعولٌبه، منصوب؛ معنی: مسجدها، جایگاههای سجده، عبادتگاهها. اللهِ: ریشه: در کاربرد قرآنی اسم خاص برای الله؛ اسم جلاله، مضافٌإلیه، مجرور؛ معنی: الله. مَن: ریشه: ندارد؛ اسم موصول برای عاقل، مبنی؛ در این جمله فاعلِ «يَعمُرُ» است؛ معنی: کسی که، هر کس که. آمَنَ: ریشه: «أ م ن»؛ فعل ماضی، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَن» برمیگردد؛ معنی: ایمان آورد، باور کرد، اقرار همراه با اطمینان کرد. بِاللهِ: «بِـ» ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: به، بر، با. «اللهِ» اسم جلاله، مجرور به حرف جر «بِـ»؛ معنی: الله. وَاليَومِ: «وَ» ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و. «اليَومِ» ریشه: «ي و م»؛ اسم، مجرور چون معطوف بر «اللهِ» است؛ معنی: روز. الآخِرِ: ریشه: «أ خ ر»؛ صفت برای «اليَومِ»، مجرور و معرفه؛ معنی: آخر، پایانی، واپسین؛ در این ترکیب: روز آخرت. وَأَقامَ الصَّلاةَو نماز را برپا داشت. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و. أَقامَ: ریشه: «ق و م»؛ فعل ماضی باب إفعال، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَن» برمیگردد؛ معنی: برپا داشت، پابرجا کرد، بهدرستی انجام داد. الصَّلاةَ: ریشه: «ص ل و / ص ل ي»؛ اسم، مفعولٌبه، منصوب و معرفه؛ معنی: نماز، عبادت ویژه با قیام و رکوع و سجود. وَآتَى الزَّكاةَو زکات را پرداخت. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و. آتَى: ریشه: «أ ت ي»؛ فعل ماضی باب إفعال، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَن» برمیگردد؛ معنی: داد، پرداخت، رساند، عطا کرد. الزَّكاةَ: ریشه: «ز ك و / ز ك ي»؛ اسم، مفعولٌبه، منصوب و معرفه؛ معنی: زکات، مال واجب پرداختنی، پاکی و رشد مالی و معنوی. وَلَم يَخشَ إِلَّا اللهَو جز از الله نترسید. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و. لَم: ریشه ندارد؛ حرف نفی و جزم؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم میکند؛ معنی: نه، هرگز در گذشته انجام نداد. يَخشَ: ریشه: «خ ش ي»؛ فعل مضارع مجزوم به «لَم»، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ علامت جزم حذف حرف علّه از پایان فعل است؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «مَن» برمیگردد؛ معنی: بترسد، بیم داشته باشد، با شناخت و احترام عمیق پروا کند. إِلَّا: ریشه ندارد؛ حرف استثناء و حصر؛ معنی: مگر، جز، بهجز. اللهَ: ریشه: در کاربرد قرآنی اسم خاص برای الله؛ اسم جلاله، منصوب در ساختار استثناء؛ معنی: الله. فَعَسىٰ أُولٰئِكَ أَن يَكونوا مِنَ المُهتَدينَپس امید است که آنان از هدایتیافتگان باشند. فَـ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا نتیجه؛ معنی: پس، بنابراین. عَسىٰ: ریشه: «ع س ي»؛ فعل ماضی جامد از افعال رجاء؛ معنی: امید است، باشد که، چهبسا. أُولٰئِكَ: ریشه ندارد؛ اسم اشاره برای جمع دور، مبنی؛ در این جمله اسمِ «عَسىٰ» است؛ معنی: آنان، آن گروه. أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب میکند؛ معنی: که، اینکه. يَكونوا: ریشه: «ك و ن»؛ فعل مضارع ناقص، منصوب به «أَن»؛ صیغهٔ جمع مذکر غایب؛ علامت نصب حذف نون از پایان فعل است؛ معنی: باشند، قرار گیرند، شوند. مِنَ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: از، از میان، جزو. المُهتَدينَ: ریشه: «ه د ي»؛ اسم فاعل از باب افتعال «اهتدى»، جمع مذکر سالم، مجرور به «مِن» و علامت جر آن «ياء» است؛ معنی: هدایتیافتگان، راهیافتگان، کسانی که راه درست را یافتهاند. |
009-018-113-توبة
« Back to Glossary Index
