009-036-113-توبة

« Back to Glossary Index
بدانید که عدد ماههای هر سال، نزد الله دوازده ماه میباشد و این در کتاب خلقت که در نزد الله است، مقرر شده در زمانی که او آسمانها و زمین را آفرید و چهار ماه از این دوازده ماه حرام شده است، آن دین مستقیم از الله چنین دینی میباشد، پس شما کوشش کنید اقلا در این چهار ماه به یکدیگر ظلم نکنید و شما مسلمانان با تمام آن مشركان مهلت یافته بعد از تمام شدن مهلت باید جنگ نمائید، همانطور که آنان با تمام شما جنگ خواهند نمود و بدانید که الله با پرهیزکاران است (در مطالب فوق چون از چهار ماه حرام که عبارت باشند از ذی قعده و ذی حجه و محرم و رجب سخن به میان آمده، معلوم میشود ماه قمری را نباید از نظر اعمال مذهبی تبدیل به ماه شمسی کنند و ضمنا در این آیه گوشزد شده که دین اسلام تمام قوانینش با توجه به موقعیتهای طبیعی، تمام مکانهای روی زمین معین شده است و دین تمام پیغمبران الله چنین بوده، نکته جالب توجه در آخر مطالب بالا، پرهیز کاریست که باید مسلمانان همیشه در کارهای خود، چه در جنگ و چه در صلح دقیق و حسابگر باشند، تا از هر کار غیر عادلانه و بد پرهیز نمایند) (۳6)
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا في كِتابِ اللَّهِ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ مِنها أَربَعَةٌ حُرُمٌ ۚ ذٰلِكَ الدّينُ القَيِّمُ ۚ فَلا تَظلِموا فيهِنَّ أَنفُسَكُم ۚ وَقاتِلُوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقاتِلونَكُم كافَّةً ۚ وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ

همانا شمار ماه‌ها نزد الله، در کتاب الله، از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است؛ از میان آن‌ها چهار ماه حرام‌اند. این است دین استوار؛ پس در آن‌ها به خودتان ستم نکنید، و با همهٔ مشرکان بجنگید همان‌گونه که آنان همگی با شما می‌جنگند، و بدانید که الله با پرهیزگاران است.

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَ اللَّهِ اثنا عَشَرَ شَهرًا في كِتابِ اللَّهِ يَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرضَ

همانا شمار ماه‌ها نزد الله، در کتاب الله، از روزی که آسمان‌ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است.

إِنَّ — ریشه: ندارد؛ حرف تأکید و نصب، از حروف ناسخه؛ معنا: همانا، بی‌گمان، به‌راستی.
عِدَّةَ — ریشه: ع د د؛ اسم مفرد مؤنث، اسم «إِنَّ» و منصوب؛ معنا: شمار، تعداد، اندازهٔ عددی.
الشُّهورِ — ریشه: ش هـ ر؛ اسم جمع «شَهْر»، مجرور به اضافه پس از «عِدَّة»؛ معنا: ماه‌ها.
عِندَ — ریشه: ع ن د؛ ظرف مکان/اختصاص، منصوب و مضاف؛ معنا: نزد، پیش، در نزدگاهِ.
اللَّهِ — ریشه: ا ل هـ؛ اسم جلاله، مضاف‌الیه و مجرور؛ معنا: الله.
اثنا — ریشه: ث ن ي؛ عدد، بخش نخستِ عدد مرکب «اثنا عشر»، مرفوع با الف چون ملحق به مثنی است، خبر «إِنَّ»؛ معنا: دو، در ترکیب «دوازده».
عَشَرَ — ریشه: ع ش ر؛ عدد، بخش دومِ عدد مرکب «اثنا عشر»، مبنی بر فتح؛ معنا: ده، در ترکیب «دوازده».
شَهرًا — ریشه: ش هـ ر؛ اسم مفرد مذکر، تمییز منصوب برای عدد «اثنا عشر»؛ معنا: ماه.
في — ریشه: ندارد؛ حرف جر؛ معنا: در، اندر.
كِتابِ — ریشه: ك ت ب؛ اسم مفرد، مجرور به «في» و مضاف؛ معنا: کتاب، نوشته، حکم ثبت‌شده.
اللَّهِ — ریشه: ا ل هـ؛ اسم جلاله، مضاف‌الیه و مجرور؛ معنا: الله.
يَومَ — ریشه: ي و م؛ ظرف زمان منصوب و مضاف؛ معنا: روز، هنگام.
خَلَقَ — ریشه: خ ل ق؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن الله است؛ معنا: آفرید، پدید آورد.
السَّماواتِ — ریشه: س م و؛ اسم جمع مؤنث سالم، مفعول‌به منصوب با کسره به‌جای فتحه چون جمع مؤنث سالم است؛ معنا: آسمان‌ها.
وَ — ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.
الأَرضَ — ریشه: أ ر ض؛ اسم مفرد مؤنث، معطوف بر «السَّماواتِ» و منصوب؛ معنا: زمین.


مِنها أَربَعَةٌ حُرُمٌ

از میان آن‌ها چهار ماه حرام‌اند.

مِنها — «مِن» ریشه ندارد؛ حرف جر، معنا: از، از میان؛ «ها» ضمیر متصل مؤنث مفرد/جمع‌معنا، در محل جر به حرف جر، مرجع آن «الشهور» است؛ معنا: از آن‌ها.
أَربَعَةٌ — ریشه: ر ب ع؛ عدد، مبتدای مؤخر و مرفوع؛ معنا: چهار.
حُرُمٌ — ریشه: ح ر م؛ جمع «حَرام» یا صفت جمع، مرفوع و صفت برای «أربعة»؛ معنا: حرام، محترم، دارای حرمت ویژه، ماه‌هایی که جنگ و ستم در آن‌ها سخت‌تر نکوهیده است.


ذٰلِكَ الدّينُ القَيِّمُ

این است دین استوار.

ذٰلِكَ — ریشه: ندارد؛ اسم اشاره برای مفرد مذکر دور، مبتدا؛ معنا: آن، این امر یادشده.
الدّينُ — ریشه: د ي ن؛ اسم مفرد مذکر، خبر مبتدا و مرفوع؛ معنا: دین، آیین، قانون، راه و حکم.
القَيِّمُ — ریشه: ق و م؛ صفت مشبهه، مرفوع و صفت برای «الدين»؛ معنا: استوار، درست، پابرجا، راست و بی‌کژی.


فَلا تَظلِموا فيهِنَّ أَنفُسَكُم

پس در آن‌ها به خودتان ستم نکنید.

فَـ — ریشه: ندارد؛ حرف عطف/تفریع؛ معنا: پس، بنابراین.
لا — ریشه: ندارد؛ حرف نهی و جزم؛ معنا: نکنید، نباید.
تَظلِموا — ریشه: ظ ل م؛ فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، علامت جزم حذف نون است؛ واو، فاعل؛ معنا: ستم نکنید، حق را پایمال نکنید، زیان نرسانید.
فيهِنَّ — «في» ریشه ندارد؛ حرف جر، معنا: در؛ «هِنَّ» ضمیر متصل مؤنث جمع در محل جر، مرجع آن ماه‌های حرام است؛ معنا: در آن‌ها.
أَنفُسَكُم — ریشه: ن ف س؛ «أَنفُس» جمع «نَفْس»، مفعول‌به منصوب و مضاف؛ «كُم» ضمیر متصل مخاطب جمع، مضاف‌الیه؛ معنا: خودتان، جان‌هایتان، نفس‌های شما.


وَقاتِلُوا المُشرِكينَ كافَّةً كَما يُقاتِلونَكُم كافَّةً

و با همهٔ مشرکان بجنگید، همان‌گونه که آنان همگی با شما می‌جنگند.

وَ — ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.
قاتِلُوا — ریشه: ق ت ل؛ فعل امر، مخاطب جمع، مبنی بر حذف نون؛ واو، فاعل؛ معنا: بجنگید، نبرد کنید.
المُشرِكينَ — ریشه: ش ر ك؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم از باب إفعال «أشرک»، مفعول‌به منصوب با یاء؛ معنا: مشرکان، کسانی که برای الله شریک قرار می‌دهند.
كافَّةً — ریشه: ك ف ف؛ حال منصوب؛ معنا: همگی، همه با هم، به‌طور کامل.
كَما — «كَـ» ریشه ندارد؛ حرف تشبیه، معنا: مانندِ، همان‌گونه که؛ «ما» حرف مصدری/وصل‌دهنده؛ معنا در ترکیب: همان‌گونه که.
يُقاتِلونَكُم — ریشه: ق ت ل؛ «يُقاتِلونَ» فعل مضارع مرفوع، سوم‌شخص جمع مذکر، از باب مفاعله؛ واو، فاعل؛ «كُم» ضمیر متصل مخاطب جمع، مفعول‌به؛ معنا: با شما می‌جنگند، با شما نبرد می‌کنند.
كافَّةً — ریشه: ك ف ف؛ حال منصوب؛ معنا: همگی، همه با هم، به‌طور کامل.


وَاعلَموا أَنَّ اللَّهَ مَعَ المُتَّقينَ

و بدانید که الله با پرهیزگاران است.

وَ — ریشه: ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: و.
اعلَموا — ریشه: ع ل م؛ فعل امر، مخاطب جمع، مبنی بر حذف نون؛ واو، فاعل؛ معنا: بدانید، آگاه باشید.
أَنَّ — ریشه: ندارد؛ حرف تأکید و نصب، از حروف ناسخه؛ معنا: که، همانا.
اللَّهَ — ریشه: ا ل هـ؛ اسم جلاله، اسم «أَنَّ» و منصوب؛ معنا: الله.
مَعَ — ریشه: م ع؛ ظرف مکان/همراهی، منصوب و در جایگاه خبر «أَنَّ» یا متعلق به خبر محذوف؛ معنا: با، همراهِ، در پشتیبانیِ.
المُتَّقينَ — ریشه: و ق ي؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم از باب افتعال «اتّقى»، مضاف‌الیه مجرور با یاء؛ معنا: پرهیزگاران، تقواپیشگان، کسانی که خود را از نافرمانی الله نگه می‌دارند.

Nach oben scrollen