009-082-113-توبة

« Back to Glossary Index
و اینکه حالا از کار خود خندان می باشند، باید بواسطه پاداش بدی که از اعمال فعلی خود خواهند یافت، کم بخندند و بسیار گریه کنند (بعضی روضه خوانها برای گریه گرفتن از مسلمانان این آیه را که درباره دورویان است می خوانند و به مردم میگویند، طبق این آیه خوب است کم بخندید و زیاد گریه کنید.) (۸۲)
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

پس باید اندکی بخندند و بسیار بگریند؛ این کیفرِ کارهایی است که همواره به دست می‌آوردند.

فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا

پس باید اندکی بخندند.

فَـ: حرف ربط و نتیجه؛ برای پیوند دادن جمله به معنای پیشین، با معنای «پس / بنابراین».

لْـ: لامِ امر؛ حرف جازم، فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای دستور یا تهدیدی می‌دهد؛ در اینجا معنای تهدید و هشدار دارد، نه اجازهٔ واقعی.

يَضْحَكُوا: ریشه: ض ح ك؛ فعل مضارع، مجزوم به لامِ امر، علامت جزم آن حذف نون است؛ واو ضمیرِ فاعل برای جمع مذکر غایب؛ معنا: بخندند، خنده کنند.

قَلِيلًا: ریشه: ق ل ل؛ اسم منصوب، صفت برای مصدر محذوف است؛ یعنی «ضَحِكًا قَلِيلًا» = خنده‌ای اندک؛ معنا: کم، اندک، ناچیز.


وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا

و باید بسیار بگریند.

وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنا: و.

لْـ: لامِ امر؛ حرف جازم، فعل مضارع را مجزوم می‌کند؛ در اینجا همراه با معنای تهدید و بیان سرانجام است.

يَبْكُوا: ریشه: ب ك ي؛ فعل مضارع، مجزوم به لامِ امر، علامت جزم آن حذف نون است؛ واو ضمیرِ فاعل برای جمع مذکر غایب؛ معنا: بگریند، گریه کنند.

كَثِيرًا: ریشه: ك ث ر؛ اسم منصوب، صفت برای مصدر محذوف است؛ یعنی «بُكَاءً كَثِيرًا» = گریه‌ای بسیار؛ معنا: بسیار، فراوان، زیاد.


جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ

به کیفرِ آنچه همواره به دست می‌آوردند.

جَزَاءً: ریشه: ج ز ي؛ اسم مصدر منصوب؛ می‌تواند به معنای «کیفر»، «پاداش»، «نتیجه» یا «جزا» باشد؛ در اینجا معنای کیفر و نتیجهٔ عمل دارد؛ از نظر نحوی، منصوب و بیانگر علت یا نتیجهٔ گریهٔ بسیار است.

بِمَا: «بِـ» حرف جر به معنای «به سببِ / در برابرِ»؛ «ما» اسم موصول یا مصدریه؛ مجموع آن یعنی: به سبب آنچه، در برابر آنچه.

كَانُوا: ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، مبنی بر ضم به دلیل اتصال به واو جماعت؛ واو ضمیرِ فاعل برای جمع مذکر غایب؛ معنا: بودند، پیوسته بودند؛ در اینجا استمرار کار را می‌رساند.

يَكْسِبُونَ: ریشه: ك س ب؛ فعل مضارع مرفوع، علامت رفع آن ثبوت نون است؛ واو ضمیرِ فاعل برای جمع مذکر غایب؛ معنا: به دست می‌آورند، کسب می‌کنند، فراهم می‌کردند؛ در اینجا مراد کارها و کردارهایی است که انجام می‌دادند.

Nach oben scrollen