| و هر گاه الله تو را بسوی گروهی از ایشان بر گرداند، تا به آن گروه وابسته به اینان حمله نمایی، در آن زمان از تو میخواهند، اجازه دهی همراه با تو به سرکوبی آنان بروند (یعنی این یهودیان به ظاهر مسلمان که حاضر به جنگ پر زحمت تبوک نشدند) هرگاه بینند میخواهی به گروهی از مخالفان اسلام که یهودی هستند، حمله نمائی چون میبینند، اگر با شما همراهی کنند به غنیمتی جنگی میرسند، از تو اجازه میخواهند که حتی با وابستگان یهودی خود روی مال دنیا بجنگند در آنصورت تو به ایشان بگو، هرگز نباید با من به چنین جاهائی خارج شوید و هرگز نباید با من، با هیچ دشمنی بجنگید، زیرا شما در اول باری که برای شما رفتن به جنگ گفته شد، از آن خوشحال شدید که از رفتن به جنگ بنشینید، پس برای همیشه با عقب ماندگان بنشینید. (۸۳) |
| فَإِن رَجَعَكَ اللهُ إِلىٰ طائِفَةٍ مِنهُم فَاستَأذَنوكَ لِلخُروجِ فَقُل لَن تَخرُجوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقاتِلوا مَعِيَ عَدُوًّا ۖ إِنَّكُم رَضيتُم بِالقُعودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقعُدوا مَعَ الخالِفينَ پس اگر الله تو را به سوی گروهی از آنان بازگرداند، و آنان برای بیرون رفتن از تو اجازه خواستند، بگو: هرگز همراه من بیرون نخواهید آمد و هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید؛ زیرا شما نخستین بار به نشستن و ماندن راضی شدید، پس با بازماندگان بنشینید. فَإِن رَجَعَكَ اللهُ إِلىٰ طائِفَةٍ مِنهُم فَاستَأذَنوكَ لِلخُروجِپس اگر الله تو را به سوی گروهی از آنان بازگرداند، و آنان برای بیرون رفتن از تو اجازه خواستند. فَإِن: «فَـ» حرف ربط و نتیجه، به معنای «پس»؛ «إِن» حرف شرط جازم، به معنای «اگر». فَقُل لَن تَخرُجوا مَعِيَ أَبَدًاپس بگو: هرگز همراه من بیرون نخواهید آمد. فَقُل: «فَـ» حرف نتیجه و ترتیب؛ «قُل» فعل امر، صیغهٔ دومشخص مفرد مذکر، ریشه: «ق و ل»؛ معنا: «بگو». وَلَن تُقاتِلوا مَعِيَ عَدُوًّاو هرگز همراه من با هیچ دشمنی نخواهید جنگید. وَلَن: «وَ» حرف عطف، به معنای «و»؛ «لَن» حرف نفی و نصب برای آینده؛ معنا: «و هرگز نخواهید». إِنَّكُم رَضيتُم بِالقُعودِ أَوَّلَ مَرَّةٍبیگمان شما نخستین بار به نشستن و ماندن راضی شدید. إِنَّكُم: «إِنَّ» حرف تأکید و نصب، به معنای «همانا»، «بیگمان»؛ «كُم» ضمیر متصل دومشخص جمع مذکر، اسمِ «إِنَّ»؛ معنا: «بیگمان شما». فَاقعُدوا مَعَ الخالِفينَپس با بازماندگان بنشینید. فَاقعُدوا: «فَـ» حرف نتیجه و ترتیب؛ «اقعُدوا» فعل امر، صیغهٔ دومشخص جمع مذکر، ریشه: «ق ع د»؛ معنا: «بنشینید»، «بمانید»، «از حرکت بازایستید». |
009-083-113-توبة
« Back to Glossary Index
