009-125-113-توبة

« Back to Glossary Index
ولی کسانی که در دلهاشان بیماری خود خواهی و دوروئی هست، آیات نازل شده بر پلیدی ایشان پلیدی دیگری می افزاید، تا بمیرند و کفران کننده مرده باشند (۱۲۵)
وَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ فَزادَتهُم رِجسًا إِلىٰ رِجسِهِم وَماتوا وَهُم كافِرونَ

و اما کسانی که در دل‌هایشان بیماری است، پس بر پلیدیِ آنان پلیدی دیگری افزود، و در حالی مردند که کافر بودند.

وَأَمَّا الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ

و اما کسانی که در دل‌هایشان بیماری است،

  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغازگر جمله؛ معنی: «و»، «و اما»، برای پیوند دادن سخن.
  • أَمَّا: ریشه ندارد؛ حرف تفصیل و شرط غیرجازم؛ معمولاً برای آوردن یک بخش در برابر بخش دیگر می‌آید؛ معنی: «اما»، «و اما».
  • الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر؛ در اینجا در جایگاه مبتدا آمده است؛ معنی: «کسانی که».
  • في: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «در»، «درونِ».
  • قُلوبِهِم: ریشه: ق ل ب؛ قُلوب جمعِ قَلب، اسم مجرور به في و مضاف؛ هِم ضمیر متصل جمع مذکر در جایگاه مضافٌ‌إلیه؛ معنی: «دل‌هایشان»، «قلب‌هایشان».
  • مَرَضٌ: ریشه: م ر ض؛ اسم مفرد نکره، مرفوع؛ در ترکیب في قلوبهم مرضٌ مبتدای مؤخر است؛ معنی: «بیماری»، و در اینجا کنایه از بیماری معنوی مانند نفاق، شک و فساد درونی است.

فَزادَتهُم رِجسًا إِلىٰ رِجسِهِم

پس بر پلیدیِ آنان پلیدی دیگری افزود،

  • فَ: ریشه ندارد؛ حرف ربط و نتیجه؛ در اینجا پاسخِ ساختار أمّا را پیوند می‌دهد؛ معنی: «پس»، «در نتیجه».
  • زادَتهُم: ریشه: ز ي د؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ تْ نشانهٔ مؤنث بودن فعل است و فاعلِ پنهان به «سوره/آیه/نزول» در بافت آیات پیشین برمی‌گردد؛ هُم ضمیر متصل جمع مذکر در جایگاه مفعول؛ معنی: «آنان را افزود»، «بر آنان افزود».
  • رِجسًا: ریشه: ر ج س؛ اسم منصوب، مفعول دوم یا تمییز در ساختار فعل زادَ؛ معنی: «پلیدی»، «ناپاکی»، «فساد»، و در اینجا پلیدی اعتقادی و درونی.
  • إِلىٰ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: «به»، «بر»، «افزون بر».
  • رِجسِهِم: ریشه: ر ج س؛ رِجس اسم مجرور به إلىٰ و مضاف؛ هِم ضمیر متصل جمع مذکر در جایگاه مضافٌ‌إلیه؛ معنی: «پلیدی‌شان»، «ناپاکیِ آنان».

وَماتوا وَهُم كافِرونَ

و در حالی مردند که کافر بودند.

  • وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: «و».
  • ماتوا: ریشه: م و ت؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو جماعت فاعل است؛ معنی: «مردند»، «از دنیا رفتند».
  • وَ: ریشه ندارد؛ واو حالیه؛ جملهٔ پس از خود را به‌عنوان حالت هنگام مرگ بیان می‌کند؛ معنی: «در حالی که».
  • هُم: ریشه ندارد؛ ضمیر منفصل جمع مذکر؛ در جملهٔ اسمیه مبتدا است؛ معنی: «آنان».
  • كافِرونَ: ریشه: ك ف ر؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مرفوع با واو؛ خبر برای هُم؛ معنی: «کافران»، «انکارکنندگان حق»، «ناسپاسان و پوشانندگان حقیقت».
Nach oben scrollen