009-124-113-توبة

« Back to Glossary Index
و هنگامی که مطلبی از جانب الله نازل میشود، پاره ای از مردم کسانی هستند که به شما مؤمنان، روی تمسخر می گویند، این آیات ایمان کدام شما را زیاد کرد و حال آنکه واقعا آیات نازل شده بر ایمانِ مؤمنانِ حقیقی می افزاید و آنان شادی می کنند (124)
وَإِذا ما أُنزِلَت سورَةٌ فَمِنهُم مَن يَقولُ أَيُّكُم زادَتهُ هٰذِهِ إيمانًا ۚ فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا فَزادَتهُم إيمانًا وَهُم يَستَبشِرونَ

و هرگاه سوره‌ای نازل شود، برخی از آنان می‌گویند: «این سوره ایمان کدام‌یک از شما را افزون کرد؟» اما کسانی که ایمان آورده‌اند، ایمانشان را افزون می‌کند و آنان شادمان می‌شوند.

وَإِذا ما أُنزِلَت سورَةٌ

و هرگاه سوره‌ای نازل شود.

وَإِذا: «وَ» حرف عطف یا آغازگر کلام، به معنای «و»؛ «إِذا» ظرف زمان برای آینده، دارای معنای شرط، مبنی بر سکون؛ ریشه ندارد چون حرف/ظرف مبنی است؛ معنا: «هرگاه، هنگامی که».
ما: حرف زائد برای تأکید؛ ریشه ندارد؛ نقش گرامری آن تأکید معنای شرط در «إذا» است؛ معنا: «همانا/هرگاه»، و در ترجمه معمولاً جداگانه نمی‌آید.
أُنزِلَت: فعل ماضی مجهول، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ از ریشهٔ «ن-ز-ل»، باب إفعال از «أَنْزَلَ»؛ «ت» پایانی نشانهٔ مؤنث بودن نائب‌فاعل است؛ معنا: «نازل شد، فروفرستاده شد».
سورَةٌ: اسم مفرد مؤنث، نکره، مرفوع؛ نائب‌فاعل برای فعل مجهول «أُنزِلَت»؛ از ریشهٔ «س-و-ر»؛ معنا: «سوره، بخشی مستقل از قرآن».


فَمِنهُم مَن يَقولُ

پس از میان آنان کسانی هستند که می‌گویند.

فَمِنهُم: «فَ» حرف ربط یا نتیجه، به معنای «پس»؛ «مِن» حرف جر، به معنای «از، از میان»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر با «مِن»؛ ترکیب «مِنْهُم» جار و مجرور و در این ساختار خبر مقدّم است؛ معنا: «از میان آنان».
مَن: اسم موصول مبنی بر سکون، در محل رفع مبتدای مؤخّر؛ برای عاقل به کار می‌رود؛ معنا: «کسی که، کسانی که».
يَقولُ: فعل مضارع مرفوع با ضمهٔ ظاهری؛ از ریشهٔ «ق-و-ل»؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به «مَن» برمی‌گردد؛ معنا: «می‌گوید».


أَيُّكُم زادَتهُ هٰذِهِ إيمانًا

این، ایمان کدام‌یک از شما را افزون کرد؟

أَيُّكُم: «أَيُّ» اسم استفهام، مرفوع و در اینجا مبتدا، به معنای «کدام»؛ از نظر ساختاری مضاف است؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب، در محل جر مضاف‌الیه؛ معنا: «کدام‌یک از شما».
زادَتهُ: فعل ماضی؛ اصل آن «زادَتْهُ» است؛ از ریشهٔ «ز-ي-د»؛ «زادَتْ» فعل ماضی سوم‌شخص مفرد مؤنث، و «ت» نشانهٔ مؤنث بودن فاعل است؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب در محل نصب مفعول‌به؛ معنا: «او را افزون کرد / برای او افزود».
هٰذِهِ: اسم اشارهٔ مفرد مؤنث، مبنی بر کسر، در محل رفع فاعل برای «زادَتْ»؛ اشاره به «سوره» دارد؛ معنا: «این».
إيمانًا: مصدر، منصوب؛ از ریشهٔ «أ-م-ن»، باب إفعال از «آمَنَ»؛ در اینجا تمییز منصوب است و مقدار یا نوع افزونی را روشن می‌کند؛ معنا: «ایمان، باور، تصدیق قلبی و پذیرش دینی».


فَأَمَّا الَّذينَ آمَنوا فَزادَتهُم إيمانًا وَهُم يَستَبشِرونَ

اما کسانی که ایمان آورده‌اند، ایمانشان را افزون می‌کند و آنان شادمان می‌شوند.

فَأَمَّا: «فَ» حرف ربط یا تفریع، به معنای «پس/اما پس»؛ «أَمَّا» حرف شرط و تفصیل، برای جدا کردن و توضیح دادن یک گروه از گروه دیگر؛ ریشه ندارد؛ معنا: «اما، و اما».
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر، مبنی بر فتح، در محل رفع مبتدا؛ معنا: «کسانی که».
آمَنوا: فعل ماضی جمع مذکر غایب؛ از ریشهٔ «أ-م-ن»، باب إفعال از «آمَنَ»؛ «واو» ضمیر متصل در محل رفع فاعل؛ معنا: «ایمان آوردند».
فَزادَتهُم: «فَ» حرف جواب برای «أمّا»؛ «زادَتْ» فعل ماضی سوم‌شخص مفرد مؤنث از ریشهٔ «ز-ي-د»؛ فاعل آن ضمیر مستتر مؤنث است که به «سوره» بازمی‌گردد؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل نصب مفعول‌به؛ معنا: «پس ایمانشان را افزون کرد / به آنان افزود».
إيمانًا: مصدر منصوب؛ از ریشهٔ «أ-م-ن»، باب إفعال؛ تمییز منصوب برای بیان نوع افزونی؛ معنا: «ایمان».
وَهُم: «وَ» واو حالیه یا عاطفه، در اینجا معنای حال را می‌رساند؛ «هُم» ضمیر منفصل جمع مذکر غایب، در محل رفع مبتدا؛ معنا: «و آنان / در حالی که آنان».
يَستَبشِرونَ: فعل مضارع مرفوع با ثبوت نون، چون از افعال خمسه است؛ از ریشهٔ «ب-ش-ر»، باب استفعال از «اِستَبشَرَ»؛ «واو» ضمیر متصل در محل رفع فاعل؛ جملهٔ فعلیه خبر برای «هُم» است؛ معنا: «شادمان می‌شوند، مژده و شادی می‌یابند».

Nach oben scrollen