009-105-113-توبة

« Back to Glossary Index
و به کسانی که برای بخشش ایشان از ایشان کمکهای مالی میگیری بگو، کارهائی که میکنید مواظب باشید، الله و پیغمبرش و مؤمنان حقیقی کارهای شما را خواهند دید و عاقبت شما بسوی آن دانای پنهانها و آشکارها باز گردانده میشوید و او شما را به آنچه در دنیا کرده بودید، خبر خواهد داد (مواظب باشید علاوه بر آنکه پیغمبر اسلام و مؤمنان حقیقی شما را تحت نظارت میگیرند، تا یقین حاصل کنند باطن و ظاهر شما یکی است، حتی اگر چیزی از اعمال شما نزد پیغمبر و مؤمنان حقیقی پنهان بماند، در آخرت خواهید دید که نزد الله پنهان نمانده است) (۱۰۵)
وَقُلِ اعمَلوا فَسَيَرَى الله عَمَلَكُم وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ ۖ وَسَتُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ

و بگو: عمل کنید، پس به‌زودی الله، پیامبر او و مؤمنان عمل شما را خواهند دید؛ و به‌زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، پس شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهد کرد.

وَقُلِ اعمَلوا

و بگو: عمل کنید.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و»، برای پیوند دادن جمله به سخن پیشین.
قُلِ: ریشهٔ «ق و ل»؛ فعل امر، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ از فعل «قالَ / يقولُ»؛ معنای «بگو». کسرهٔ پایان برای آسانی تلفظ پس از اتصال به واژهٔ بعد آمده است.
اعمَلوا: ریشهٔ «ع م ل»؛ فعل امر، جمع مذکر مخاطب؛ از «عَمِلَ / يَعمَلُ»؛ معنای «عمل کنید»، «کار کنید»، «رفتار کنید».


فَسَيَرَى الله عَمَلَكُم وَرَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ

پس به‌زودی الله، پیامبر او و مؤمنان عمل شما را خواهند دید.

فَـ: ریشه ندارد؛ حرف عطف و نتیجه؛ معنای «پس»، «در نتیجه».
سَـ: ریشه ندارد؛ حرف استقبال؛ نشانهٔ آیندهٔ نزدیک؛ معنای «به‌زودی».
يَرَى: ریشهٔ «ر أ ي»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ از «رأى / يرى»؛ معنای «می‌بیند»، و در اینجا با «سَـ» معنای «به‌زودی خواهد دید».
الله: اسم خاص؛ لفظ جلاله؛ در این جمله فاعلِ «يَرَى» و مرفوع است؛ معنای «الله».
عَمَلَكُم: «عَمَلَ» ریشهٔ «ع م ل»؛ اسم، مفرد، مفعول‌به برای «يَرَى» و منصوب؛ معنای «عمل»، «کار»، «کردار». «كُم» ضمیر متصل، جمع مخاطب؛ معنای «شما». در مجموع: «عمل شما».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
رَسولُهُ: «رَسولُ» ریشهٔ «ر س ل»؛ اسم، مفرد، مرفوع، معطوف بر «الله»؛ معنای «فرستاده»، «پیامبر». «هُ» ضمیر متصل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای «او». در مجموع: «پیامبر او».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
المُؤمِنونَ: ریشهٔ «أ م ن»؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مرفوع با «واو»، معطوف بر «الله» و «رسوله»؛ معنای «ایمان‌آورندگان»، «مؤمنان».


وَسَتُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ

و به‌زودی به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
سَـ: ریشه ندارد؛ حرف استقبال؛ نشانهٔ آیندهٔ نزدیک؛ معنای «به‌زودی».
تُرَدّونَ: ریشهٔ «ر د د»؛ فعل مضارع مجهول، دوم‌شخص جمع مذکر؛ از «رَدَّ / يَرُدُّ»؛ معنای «بازگردانده می‌شوید»، «برگردانده خواهید شد».
إِلىٰ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنای «به سوی»، «به».
عالِمِ: ریشهٔ «ع ل م»؛ اسم فاعل، مفرد، مجرور به سبب آمدن پس از «إلىٰ»؛ معنای «داننده»، «دانا».
الغَيبِ: ریشهٔ «غ ي ب»؛ اسم، مفرد، معرفه با «ال»، مضاف‌الیه و مجرور؛ معنای «نهان»، «آنچه از دید و آگاهی انسان پنهان است».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
الشَّهادَةِ: ریشهٔ «ش ه د»؛ اسم، مفرد، معرفه با «ال»، مجرور و معطوف بر «الغيب»؛ معنای «آشکار»، «حاضر»، «آنچه دیده و دانسته می‌شود».


فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ

پس شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهد کرد.

فَـ: ریشه ندارد؛ حرف عطف و نتیجه؛ معنای «پس»، «در نتیجه».
يُنَبِّئُكُم: «يُنَبِّئُ» ریشهٔ «ن ب أ»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب تفعیل «نَبَّأَ / يُنَبِّئُ»؛ معنای «خبر می‌دهد»، «آگاه می‌کند». «كُم» ضمیر متصل، جمع مخاطب، مفعول‌به؛ معنای «شما». در مجموع: «شما را آگاه می‌کند».
بِما: «بِـ» حرف جر؛ معنای «به»، «از». «ما» اسم موصول یا مصدری؛ معنای «آنچه»، «چیزی که». در مجموع: «از آنچه».
كُنتُم: ریشهٔ «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص، دوم‌شخص جمع مذکر؛ از «كانَ / يكونُ»؛ معنای «بودید». در ترکیب با فعل مضارع بعدی، معنای استمرار در گذشته می‌دهد: «می‌بودید که انجام می‌دادید»، یعنی «انجام می‌دادید».
تَعمَلونَ: ریشهٔ «ع م ل»؛ فعل مضارع، دوم‌شخص جمع مذکر، مرفوع با ثبوت نون؛ از «عَمِلَ / يَعمَلُ»؛ معنای «عمل می‌کنید»، و همراه با «كُنتُم» معنای «عمل می‌کردید»، «انجام می‌دادید».

Nach oben scrollen