| الله از بندگانش توبه حقیقی را می پذیرد و چنین کمکهائی که نشانه صحتِ توبه ایشان است را از ایشان میگیرد و آیا ندانسته اند، الله چنین توبه پذیر مهربانی می باشد؟ (از این آیه پیداست عده ای از کسانی که از رفتن به جنگ تبوک روی خود خواهی و ترس از خطر خودداری کردند صرفا روی ترس از خطر و کم ایمانی بود، بدون آنکه بخواهند دوروئی کرده باشند لذا رفتند و به گناه خود اقرار نمودند و چون معلوم بود بی ایمان به اسلام نیستند، به شرط مقداری کمک مالی به بیت المال مسلمین، مورد عفو قرار گرفتند تا به جنگ نروند و در شهر مدینه جزو بازنشستگان بیغرض باشند و ضمنا در رفتار دورویان نظارت داشته باشند) (104) |
| أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ آیا ندانستهاند که الله همان کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد و صدقهها را میگیرد، و اینکه الله همان توبهپذیرِ مهربان است؟ أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِآیا ندانستهاند که الله همان کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد؟ أَلَمْ: از «أَ» + «لَمْ»؛ «أَ» همزهٔ پرسشی برای پرسش انکاری/تقريري؛ «لَمْ» حرف نفی و جزم و قلب است که فعل مضارع را مجزوم میکند و معنای گذشته میدهد؛ معنا: «آیا … نکرد؟ / آیا … ندانست؟» يَعْلَمُوا: ریشه: «ع ل م»؛ فعل مضارع مجزوم به «لَمْ»؛ از افعال پنجگانه و نشانهٔ جزم آن حذف نون است؛ «واو» ضمیر فاعلی و فاعل فعل است؛ معنا: «میدانند / بدانند» و در ترکیب با «أَلَمْ»: «آیا ندانستند؟» أَنَّ: حرف تأکید و نصب؛ جملهٔ پس از خود را به منزلهٔ مفعول برای «يَعْلَمُوا» میآورد؛ معنا: «که، بیگمان که». الله: اسم جلاله؛ اسم «أَنَّ» و منصوب از نظر محلّ نحوی؛ معنا: «الله». هُوَ: ضمیر منفصل مفرد مذکر غایب؛ در اینجا برای تأکید و اختصاص آمده است؛ از نظر نحوی میتواند مبتدا باشد و جملهٔ فعلیهٔ بعد از آن خبر آن، و مجموع آن خبر «أَنَّ» باشد؛ معنا: «او، همان او». يَقْبَلُ: ریشه: «ق ب ل»؛ فعل مضارع مرفوع؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به الله برمیگردد؛ معنا: «میپذیرد، قبول میکند». التَّوْبَةَ: ریشه: «ت و ب»؛ اسم/مصدر؛ مفعولبه برای «يَقْبَلُ» و منصوب؛ معنا: «توبه، بازگشت از گناه، پشیمانی همراه با بازگشت به فرمان الله». عَنْ: حرف جر؛ معنا: «از، از سوی، دربارهٔ»؛ در این ترکیب معنای «از بندگانش» میدهد. عِبَادِهِ: «عِبَادِ» ریشه: «ع ب د»؛ جمع «عَبْد»؛ اسم مجرور به «عَنْ» و علامت جر آن کسره است؛ مضاف است. «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب و مضافالیه است که به الله برمیگردد؛ معنا: «بندگانِ او». وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِو صدقهها را میگیرد. وَ: حرف عطف؛ پیونددهندهٔ این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنا: «و». يَأْخُذُ: ریشه: «أ خ ذ»؛ فعل مضارع مرفوع؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به الله برمیگردد؛ معنا: «میگیرد، میپذیرد، دریافت میکند». الصَّدَقَاتِ: ریشه: «ص د ق»؛ جمع مؤنث سالم از «صَدَقَة»؛ مفعولبه برای «يَأْخُذُ» و منصوب است، و چون جمع مؤنث سالم است علامت نصب آن کسره است؛ معنا: «صدقهها، بخششهای مالی برای رضای الله». وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُو اینکه الله همان توبهپذیرِ مهربان است. وَ: حرف عطف؛ این بخش را به محتوای پیشین پیوند میدهد؛ معنا: «و». أَنَّ: حرف تأکید و نصب؛ جملهٔ اسمیهٔ پس از خود را مؤکد میکند؛ معنا: «اینکه، بیگمان که». الله: اسم جلاله؛ اسم «أَنَّ» و منصوب از نظر محلّ نحوی؛ معنا: «الله». هُوَ: ضمیر منفصل مفرد مذکر غایب؛ برای تأکید و اختصاص آمده است؛ میتواند ضمیر فصل دانسته شود یا مبتدا باشد؛ معنا: «او، همان او». التَّوَّابُ: ریشه: «ت و ب»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعَّال»؛ خبر برای «الله» یا خبر برای «هُوَ» در تحلیل نحوی؛ معنا: «بسیار توبهپذیر، بسیار بازگشتکننده با رحمت به سوی بندگان». الرَّحِيمُ: ریشه: «ر ح م»؛ صفت مشبهه بر وزن «فَعِيل»؛ صفت برای «التَّوَّابُ» یا خبر دوم؛ معنا: «مهربان، دارای رحمت پایدار و ویژه نسبت به بندگان مؤمن». |
009-104-113-توبة
« Back to Glossary Index
