009-104-113-توبة

« Back to Glossary Index
الله از بندگانش توبه حقیقی را می پذیرد و چنین کمکهائی که نشانه صحتِ توبه ایشان است را از ایشان میگیرد و آیا ندانسته اند، الله چنین توبه پذیر مهربانی می باشد؟ (از این آیه پیداست عده ای از کسانی که از رفتن به جنگ تبوک روی خود خواهی و ترس از خطر خودداری کردند صرفا روی ترس از خطر و کم ایمانی بود، بدون آنکه بخواهند دوروئی کرده باشند لذا رفتند و به گناه خود اقرار نمودند و چون معلوم بود بی ایمان به اسلام نیستند، به شرط مقداری کمک مالی به بیت المال مسلمین، مورد عفو قرار گرفتند تا به جنگ نروند و در شهر مدینه جزو بازنشستگان بیغرض باشند و ضمنا در رفتار دورویان نظارت داشته باشند) (104)
أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

آیا ندانسته‌اند که الله همان کسی است که توبه را از بندگانش می‌پذیرد و صدقه‌ها را می‌گیرد، و اینکه الله همان توبه‌پذیرِ مهربان است؟

أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ الله هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ

آیا ندانسته‌اند که الله همان کسی است که توبه را از بندگانش می‌پذیرد؟

أَلَمْ: از «أَ» + «لَمْ»؛ «أَ» همزهٔ پرسشی برای پرسش انکاری/تقريري؛ «لَمْ» حرف نفی و جزم و قلب است که فعل مضارع را مجزوم می‌کند و معنای گذشته می‌دهد؛ معنا: «آیا … نکرد؟ / آیا … ندانست؟»

يَعْلَمُوا: ریشه: «ع ل م»؛ فعل مضارع مجزوم به «لَمْ»؛ از افعال پنج‌گانه و نشانهٔ جزم آن حذف نون است؛ «واو» ضمیر فاعلی و فاعل فعل است؛ معنا: «می‌دانند / بدانند» و در ترکیب با «أَلَمْ»: «آیا ندانستند؟»

أَنَّ: حرف تأکید و نصب؛ جملهٔ پس از خود را به منزلهٔ مفعول برای «يَعْلَمُوا» می‌آورد؛ معنا: «که، بی‌گمان که».

الله: اسم جلاله؛ اسم «أَنَّ» و منصوب از نظر محلّ نحوی؛ معنا: «الله».

هُوَ: ضمیر منفصل مفرد مذکر غایب؛ در اینجا برای تأکید و اختصاص آمده است؛ از نظر نحوی می‌تواند مبتدا باشد و جملهٔ فعلیهٔ بعد از آن خبر آن، و مجموع آن خبر «أَنَّ» باشد؛ معنا: «او، همان او».

يَقْبَلُ: ریشه: «ق ب ل»؛ فعل مضارع مرفوع؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ معنا: «می‌پذیرد، قبول می‌کند».

التَّوْبَةَ: ریشه: «ت و ب»؛ اسم/مصدر؛ مفعول‌به برای «يَقْبَلُ» و منصوب؛ معنا: «توبه، بازگشت از گناه، پشیمانی همراه با بازگشت به فرمان الله».

عَنْ: حرف جر؛ معنا: «از، از سوی، دربارهٔ»؛ در این ترکیب معنای «از بندگانش» می‌دهد.

عِبَادِهِ: «عِبَادِ» ریشه: «ع ب د»؛ جمع «عَبْد»؛ اسم مجرور به «عَنْ» و علامت جر آن کسره است؛ مضاف است. «هِ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب و مضاف‌الیه است که به الله برمی‌گردد؛ معنا: «بندگانِ او».


وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ

و صدقه‌ها را می‌گیرد.

وَ: حرف عطف؛ پیونددهندهٔ این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنا: «و».

يَأْخُذُ: ریشه: «أ خ ذ»؛ فعل مضارع مرفوع؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ معنا: «می‌گیرد، می‌پذیرد، دریافت می‌کند».

الصَّدَقَاتِ: ریشه: «ص د ق»؛ جمع مؤنث سالم از «صَدَقَة»؛ مفعول‌به برای «يَأْخُذُ» و منصوب است، و چون جمع مؤنث سالم است علامت نصب آن کسره است؛ معنا: «صدقه‌ها، بخشش‌های مالی برای رضای الله».


وَأَنَّ الله هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ

و اینکه الله همان توبه‌پذیرِ مهربان است.

وَ: حرف عطف؛ این بخش را به محتوای پیشین پیوند می‌دهد؛ معنا: «و».

أَنَّ: حرف تأکید و نصب؛ جملهٔ اسمیهٔ پس از خود را مؤکد می‌کند؛ معنا: «اینکه، بی‌گمان که».

الله: اسم جلاله؛ اسم «أَنَّ» و منصوب از نظر محلّ نحوی؛ معنا: «الله».

هُوَ: ضمیر منفصل مفرد مذکر غایب؛ برای تأکید و اختصاص آمده است؛ می‌تواند ضمیر فصل دانسته شود یا مبتدا باشد؛ معنا: «او، همان او».

التَّوَّابُ: ریشه: «ت و ب»؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعَّال»؛ خبر برای «الله» یا خبر برای «هُوَ» در تحلیل نحوی؛ معنا: «بسیار توبه‌پذیر، بسیار بازگشت‌کننده با رحمت به سوی بندگان».

الرَّحِيمُ: ریشه: «ر ح م»؛ صفت مشبهه بر وزن «فَعِيل»؛ صفت برای «التَّوَّابُ» یا خبر دوم؛ معنا: «مهربان، دارای رحمت پایدار و ویژه نسبت به بندگان مؤمن».

Nach oben scrollen