009-107-113-توبة

« Back to Glossary Index
و آن نفراتی که قبل از این زمان، مسجدی برای خود گرفتند، تا باعث ضرر رساندن و کفران کردن و تفرقه اندازی میان مؤمنان شود و انتظاری باشد به نفع کسی که پیش از این با الله و رسولش جنگ کرده، با این حال در موقع بازخواست شما سوگند میخورند که از ساختن آن جز آن نتیجه نیکوتر در بهشت را نمی خواستیم، در حالی که الله گواهی میدهد آنان دروغگویانند (۱۰۷)
وَالَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا وَكُفرًا وَتَفريقًا بَينَ المُؤمِنينَ وَإِرصادًا لِمَن حارَبَ اللَّهَ وَرَسولَهُ مِن قَبلُ ۚ وَلَيَحلِفُنَّ إِن أَرَدنا إِلَّا الحُسنىٰ ۖ وَاللَّهُ يَشهَدُ إِنَّهُم لَكاذِبونَ

و کسانی که مسجدی ساختند برای زیان‌رساندن، و برای کفر، و برای جدایی‌افکندن میان مؤمنان، و برای کمینگاهی به سود کسی که پیش‌تر با الله و پیامبرش جنگیده بود؛ و بی‌گمان سوگند خواهند خورد که: «ما جز نیکی و بهترین هدف را نخواستیم»، و الله گواهی می‌دهد که آنان قطعاً دروغگویند.

وَالَّذينَ اتَّخَذوا مَسجِدًا ضِرارًا وَكُفرًا وَتَفريقًا بَينَ المُؤمِنينَ وَإِرصادًا لِمَن حارَبَ اللَّهَ وَرَسولَهُ مِن قَبلُ

و کسانی که مسجدی ساختند برای زیان‌رساندن، و برای کفر، و برای جدایی‌افکندن میان مؤمنان، و برای کمینگاهی به سود کسی که پیش‌تر با الله و پیامبرش جنگیده بود.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و»، برای پیوند دادن این بخش به سخن پیش از خود.
الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول، جمع مذکر، مبنی؛ معنای «کسانی که».
اتَّخَذوا: ریشه: أ خ ذ؛ فعل ماضی، باب افتعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «برگرفتند»، «قرار دادند»، «ساختند»، «انتخاب کردند».
مَسجِدًا: ریشه: س ج د؛ اسم مکان، مفرد، نکره، منصوب؛ «جای سجده»، «مسجد».
ضِرارًا: ریشه: ض ر ر؛ مصدر، منصوب، بیانگر هدف یا علت؛ «زیان‌رساندن»، «آسیب‌زدن»، «ضرر رساندن عمدی».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
كُفرًا: ریشه: ك ف ر؛ مصدر، منصوب و معطوف بر «ضِرارًا»؛ «کفر»، «ناسپاسی»، «انکار حق».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
تَفريقًا: ریشه: ف ر ق؛ مصدر باب تفعیل، منصوب و معطوف؛ «جدایی‌افکندن»، «پراکنده‌کردن»، «دور ساختن گروهی از یکدیگر».
بَينَ: ریشه: ب ي ن؛ ظرف مکان، منصوب، مضاف؛ «میان»، «بین».
المُؤمِنينَ: ریشه: أ م ن؛ اسم فاعل باب افعال، جمع مذکر سالم، مجرور به اضافه؛ «مؤمنان»، «ایمان‌آورندگان».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
إِرصادًا: ریشه: ر ص د؛ مصدر باب افعال، منصوب و معطوف؛ «کمین‌ساختن»، «آماده‌سازی»، «پایگاه قرار دادن»، «در انتظار نشستن برای هدفی».
لِمَن: «لِـ» ریشه ندارد، حرف جر به معنای «برای»، «به سودِ»؛ «مَن» اسم موصول، مبنی، به معنای «کسی که».
حارَبَ: ریشه: ح ر ب؛ فعل ماضی، باب مفاعله، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «جنگید»، «دشمنی و جنگ کرد».
اللَّهَ: اسم جلاله، عَلَم خاص، منصوب به عنوان مفعول فعل «حارَبَ»؛ معنای «الله».
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
رَسولَهُ: ریشه: ر س ل؛ «رَسولَ» اسم مفرد، منصوب و معطوف بر «اللَّهَ»؛ «پیامبر»، «فرستاده»؛ «ـهُ» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مذکر، مضاف‌الیه، به معنای «او / ـش».
مِن: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ «از»، «از زمانِ».
قَبلُ: ریشه: ق ب ل؛ ظرف زمان، در این ترکیب پس از «مِن» آمده و به سبب حذف مضاف‌الیه به صورت «قَبلُ» آمده است؛ «پیش‌تر»، «قبل از آن».


وَلَيَحلِفُنَّ إِن أَرَدنا إِلَّا الحُسنىٰ

و بی‌گمان سوگند خواهند خورد که: «ما جز نیکی و بهترین هدف را نخواستیم.»

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
لَيَحلِفُنَّ: ریشه: ح ل ف؛ «لَـ» لام تأکید و سوگند؛ فعل مضارع، باب فعل، سوم‌شخص جمع مذکر، همراه با نون تأکید سنگین؛ «حتماً سوگند خواهند خورد»، «بی‌گمان قسم خواهند خورد».
إِن: ریشه ندارد؛ حرف نفی؛ در اینجا به معنای «نه» و «نیست که»، و در ساختار «إِن … إِلّا» معنای حصر می‌دهد: «جز … نیست».
أَرَدنا: ریشه: ر و د؛ فعل ماضی، باب افعال، اول‌شخص جمع؛ «خواستیم»، «قصد کردیم»، «اراده کردیم».
إِلَّا: ریشه ندارد؛ حرف استثنا و حصر؛ «جز»، «مگر»، «فقط».
الحُسنىٰ: ریشه: ح س ن؛ اسم تفضیل/صفت مؤنث با الف و لام، منصوب به عنوان مفعول یا مقصودِ اراده؛ «نیکی»، «بهترین»، «هدف نیکو»، «کار نیکوتر».


وَاللَّهُ يَشهَدُ إِنَّهُم لَكاذِبونَ

و الله گواهی می‌دهد که آنان قطعاً دروغگویند.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنای «و».
اللَّهُ: اسم جلاله، عَلَم خاص، مرفوع به عنوان مبتدا یا فاعل معنایی جمله؛ معنای «الله».
يَشهَدُ: ریشه: ش ه د؛ فعل مضارع، باب فعل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «گواهی می‌دهد»، «شهادت می‌دهد»، «آگاهانه اعلام می‌کند».
إِنَّهُم: «إِنَّ» ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب، معنای «بی‌گمان»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، اسم «إِنَّ»، به معنای «آنان».
لَكاذِبونَ: ریشه: ك ذ ب؛ «لَـ» لام تأکید؛ «كاذِبونَ» اسم فاعل، جمع مذکر سالم، مرفوع به عنوان خبر «إِنَّ»؛ «دروغگویان»، «آنان که دروغ می‌گویند»، «قطعاً دروغگویند».

Nach oben scrollen