009-095-113-توبة

« Back to Glossary Index
وقتی که شما مؤمنان حقیقی از جنگ تبوک بسوی ایشان برگشتید تا از ایشان رو بگردانید، آنان برای اثبات عذرهای خود قسم ها خواهند خورد شما باید از ایشان روی بگردانید، زیرا آنان پلیدند و جایگاه ایشان دوزخ است به مجازات راههائی که برای خود بدست آوردند. (۹۵)
سَيَحلِفونَ بِاللَّهِ لَكُم إِذَا انقَلَبتُم إِلَيهِم لِتُعرِضوا عَنهُم ۖ فَأَعرِضوا عَنهُم ۖ إِنَّهُم رِجسٌ ۖ وَمَأواهُم جَهَنَّمُ جَزاءً بِما كانوا يَكسِبونَ

هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما به الله سوگند خواهند خورد تا از آنان صرف‌نظر کنید؛ پس از آنان روی بگردانید، زیرا آنان پلیدند و جایگاهشان جهنم است؛ کیفری در برابر آنچه همواره به دست می‌آوردند.


سَيَحلِفونَ بِاللَّهِ لَكُم إِذَا انقَلَبتُم إِلَيهِم لِتُعرِضوا عَنهُم

هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما به الله سوگند خواهند خورد تا از آنان صرف‌نظر کنید.

سَيَحلِفونَ: ریشه: ح ل ف؛ فعل مضارع مرفوع، از افعال خمسه، علامت رفع: ثبوت نون؛ واو: فاعل؛ «سـ» نشانهٔ آیندهٔ نزدیک؛ معنا: به‌زودی سوگند می‌خورند، قسم خواهند خورد.
بِاللَّهِ: ریشه/اصل: لفظ جلاله، نام خاص پروردگار؛ در تحلیل صرفی غالباً از أ ل هـ دانسته می‌شود؛ «بـ» حرف جر؛ «الله» اسم مجرور به باء، علامت جر: کسره؛ معنا: به الله، با نام الله.
لَكُم: «لـ» حرف جر؛ «كم» ضمیر متصل، مخاطب جمع، در محل جر؛ معنا: برای شما، نزد شما، خطاب به شما.
إِذَا: اسم شرط غیرجازم و ظرف زمان برای آینده؛ متعلق به فعل پس از خود؛ معنا: هنگامی که، وقتی که.
انقَلَبتُم: ریشه: ق ل ب؛ فعل ماضی، باب انفعال؛ مبنی بر سکون به سبب اتصال به «تُم»؛ «تُم» ضمیر متصل فاعل، مخاطب جمع؛ معنا: بازگشتید، برگشتید.
إِلَيهِم: «إلى» حرف جر؛ «هم» ضمیر متصل، غایب جمع مذکر، در محل جر؛ معنا: به سوی آنان، نزد آنان.
لِتُعرِضوا: ریشه: ع ر ض؛ «لـ» لام تعلیل؛ فعل مضارع منصوب به «أن» پنهان پس از لام تعلیل، از افعال خمسه، علامت نصب: حذف نون؛ واو: فاعل؛ معنا: تا روی بگردانید، تا صرف‌نظر کنید.
عَنهُم: «عن» حرف جر؛ «هم» ضمیر متصل، غایب جمع مذکر، در محل جر؛ معنا: از آنان، دربارهٔ آنان، نسبت به آنان.


فَأَعرِضوا عَنهُم

پس از آنان روی بگردانید.

فَأَعرِضوا: ریشه: ع ر ض؛ «فـ» حرف نتیجه و پیوند؛ «أعرضوا» فعل امر، مبنی بر حذف نون چون از افعال خمسه است؛ واو: فاعل؛ معنا: روی بگردانید، اعتنا نکنید، رها کنید.
عَنهُم: «عن» حرف جر؛ «هم» ضمیر متصل، غایب جمع مذکر، در محل جر؛ معنا: از آنان، نسبت به آنان.


إِنَّهُم رِجسٌ

بی‌گمان آنان پلیدند.

إِنَّهُم: «إنّ» حرف تأکید و نصب؛ «هم» ضمیر متصل، غایب جمع مذکر، در محل نصب به عنوان اسم «إنّ»؛ معنا: بی‌گمان آنان، همانا آنان.
رِجسٌ: ریشه: ر ج س؛ اسم مفرد نکره، خبر «إنّ»، مرفوع، علامت رفع: تنوین ضم؛ معنا: پلیدی، ناپاکی، آلودگی معنوی، چیز نفرت‌انگیز.


وَمَأواهُم جَهَنَّمُ جَزاءً بِما كانوا يَكسِبونَ

و جایگاهشان جهنم است؛ کیفری در برابر آنچه همواره به دست می‌آوردند.

وَ: حرف عطف یا آغاز جمله؛ معنا: و.
مَأواهُم: ریشه: أ و ي؛ «مأوى» اسم مکان، مبتدا، مرفوع به ضمهٔ مقدّر بر الف؛ «هم» ضمیر متصل، غایب جمع مذکر، در محل جر به اضافه؛ معنا: جایگاهشان، پناهگاهشان، محل بازگشتشان.
جَهَنَّمُ: نام خاص دوزخ؛ اسم علم، خبر مبتدا، مرفوع؛ از نظر صرفی غالباً غیرمنصرف دانسته می‌شود؛ معنا: جهنم، دوزخ.
جَزاءً: ریشه: ج ز ي؛ مصدر منصوب؛ در معنا مفعول مطلق برای فعل محذوف مانند «یُجزَونَ» یا بیانگر علت و نتیجهٔ کیفر؛ علامت نصب: تنوین فتح؛ معنا: کیفر، پاداش، جزا، سزای عمل.
بِما: «بـ» حرف جر؛ «ما» اسم موصول مبنی در محل جر به باء؛ همچنین می‌تواند در معنا مصدری فهمیده شود؛ معنا: به سبب آنچه، در برابر آنچه.
كانوا: ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، مبنی بر ضم به سبب اتصال به واو جماعت؛ واو: اسم «كان»؛ معنا: بودند، همواره بودند، پیوسته چنین می‌کردند.
يَكسِبونَ: ریشه: ك س ب؛ فعل مضارع مرفوع، از افعال خمسه، علامت رفع: ثبوت نون؛ واو: فاعل؛ جملهٔ فعلیه در محل نصب خبر «كان»؛ معنا: به دست می‌آورند، کسب می‌کنند، مرتکب می‌شوند.

Nach oben scrollen