009-097-113-توبة

« Back to Glossary Index
آن عربهای بیابانی (که مانند اشخاص ذکر شده از جنگ سرباز زدند) کفر و نفاقشان شدیدتر است، چون برای ندانستنِ حدود آنچه الله بر پیغمبرش نازل کرده، مستعدتر میباشند و الله دانائی است پرحکمت. (۹۷)
الأَعرابُ أَشَدُّ كُفرًا وَنِفاقًا وَأَجدَرُ أَلّا يَعلَموا حُدودَ ما أَنزَلَ اللَّهُ عَلىٰ رَسولِهِ ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ

بادیه‌نشینان در کفر و نفاق سخت‌ترند و سزاوارترند که حدود و احکام آنچه را الله بر فرستاده‌اش نازل کرده است، ندانند؛ و الله دانا و حکیم است.

الأَعرابُ أَشَدُّ كُفرًا وَنِفاقًا

بادیه‌نشینان در کفر و نفاق سخت‌ترند.

الأَعرابُ — ریشه: ع ر ب؛ از نظر گرامری: اسم جمع، معرفه با «ال»، مبتدا و مرفوع؛ معنا: بادیه‌نشینان، عرب‌های صحرانشین، کوچ‌نشینان عرب؛ در اینجا مقصود همهٔ عرب‌ها نیست، بلکه گروه‌های بادیه‌نشین‌اند.

أَشَدُّ — ریشه: ش د د؛ از نظر گرامری: اسم تفضیل، خبر برای «الأعرابُ»، مرفوع؛ معنا: سخت‌تر، شدیدتر، نیرومندتر، غلیظ‌تر.

كُفرًا — ریشه: ك ف ر؛ از نظر گرامری: مصدر، منصوب، تمییز برای «أشدّ»؛ معنا: کفر، پوشاندن حق، ناسپاسی، انکار ایمان.

وَ — حرف عطف، ریشه ندارد؛ از نظر گرامری: پیونددهندهٔ دو واژه یا دو بخش جمله؛ معنا: و.

نِفاقًا — ریشه: ن ف ق؛ از نظر گرامری: مصدر، منصوب، معطوف به «كفرًا»؛ معنا: نفاق، دورویی، پنهان کردن کفر و نشان دادن ایمان.


وَأَجدَرُ أَلّا يَعلَموا حُدودَ ما أَنزَلَ اللَّهُ عَلىٰ رَسولِهِ

و سزاوارترند که حدود و احکام آنچه را الله بر فرستاده‌اش نازل کرده است، ندانند.

وَ — حرف عطف، ریشه ندارد؛ از نظر گرامری: پیونددهندهٔ این بخش با جملهٔ پیشین؛ معنا: و.

أَجدَرُ — ریشه: ج د ر؛ از نظر گرامری: اسم تفضیل، معطوف بر «أشدّ» و در حکم خبر برای «الأعرابُ»، مرفوع؛ معنا: سزاوارتر، شایسته‌تر، نزدیک‌تر به اینکه چنین باشند.

أَلّا — مرکب از «أَنْ» و «لا»؛ از نظر گرامری: «أن» حرف نصب و مصدری، «لا» حرف نفی؛ معنا: اینکه نه، که نـ، تا نـ.

يَعلَموا — ریشه: ع ل م؛ از نظر گرامری: فعل مضارع منصوب به «أن»، نشانهٔ نصب آن حذف «ن» است چون از افعال پنج‌گانه است، «واو» ضمیر فاعل؛ معنا: بدانند، آگاه شوند، بشناسند.

حُدودَ — ریشه: ح د د؛ از نظر گرامری: اسم جمع، مفعول‌به برای «يَعلموا»، منصوب، و مضاف؛ معنا: حدود، مرزها، احکام، مقررات، اندازه‌های تعیین‌شده.

ما — از نظر گرامری: اسم موصول، مبنی، مضاف‌الیه برای «حدود»؛ معنا: آنچه، چیزی که.

أَنزَلَ — ریشه: ن ز ل؛ از نظر گرامری: فعل ماضی، باب إفعال؛ معنا: نازل کرد، فروفرستاد، فرستاد.

اللَّهُ — از نظر گرامری: اسم جلاله، فاعل فعل «أنزل»، مرفوع؛ معنا: الله، خداوند یکتا.

عَلىٰ — حرف جر، ریشه ندارد؛ از نظر گرامری: حرف اضافه؛ معنا: بر، بر روی، به سوی.

رَسولِهِ — ریشهٔ «رَسول»: ر س ل؛ از نظر گرامری: «رسول» اسم مجرور به «على» و مضاف، «ـه» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب و مضاف‌الیه؛ معنا: فرستادهٔ او، پیامبر او.


وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ

و الله دانا و حکیم است.

وَ — حرف استئناف یا عطف، ریشه ندارد؛ از نظر گرامری: پیونددهندهٔ جملهٔ پایانی با پیش از آن؛ معنا: و.

اللَّهُ — از نظر گرامری: اسم جلاله، مبتدا، مرفوع؛ معنا: الله، خداوند یکتا.

عَليمٌ — ریشه: ع ل م؛ از نظر گرامری: صفت مشبهه یا صیغهٔ مبالغه، خبر اول برای «الله»، مرفوع؛ معنا: بسیار دانا، کاملاً آگاه، دانای مطلق.

حَكيمٌ — ریشه: ح ك م؛ از نظر گرامری: صفت مشبهه، خبر دوم برای «الله»، مرفوع؛ معنا: حکیم، دارای حکمت، استوارکار، کسی که کارهایش بر پایهٔ دانایی و درستی است.

Nach oben scrollen