| الله گناه تو را ندیده گرفت، تو چرا تا زمانی که برایت واضح نشده بود، از میان اجازه گیران کدام راستگو و کدام دروغگو میباشند، به ایشان اجازه دادی که به جنگ نیایند (این آیه میگوید با اینکه تو بد کاری کردی که بدون تحقیق کامل به دروغگویان اجازه دادی، چون شرکت آنان در جنگهای بزرگ اسلامی باعث خراب شدن روحیه لشگریان و شکست مسلمانان میشود، اجازه دادن تو از نظر ما قابل بخشش است) (43) |
| عَفَا الله عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُم حَتّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقوا وَتَعلَمَ الكاذِبينَ الله تو را بخشید؛ چرا به آنان اجازه دادی، پیش از آنکه کسانی که راست گفتند برای تو روشن شوند و دروغگویان را بشناسی؟ عَفَا الله عَنكَالله تو را بخشید. عَفَا: ریشه: «ع ف و»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ معنای اصلی: بخشید، گذشت کرد، عفو کرد. لِمَ أَذِنتَ لَهُمچرا به آنان اجازه دادی؟ لِمَ: ترکیب «لِـ» حرف جر + «ما»ی استفهامی که الف آن در نوشتار حذف شده است؛ معنا: چرا، برای چه. حَتّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقواتا کسانی که راست گفتند برای تو روشن شوند. حَتّىٰ: حرف غایت و تعلیل؛ در این ساختار بر فعل مضارع پس از خود اثر نصب دارد؛ معنا: تا، تا اینکه. وَتَعلَمَ الكاذِبينَو دروغگویان را بشناسی. وَ: حرف عطف؛ معنا: و. |
009-043-113-توبة
« Back to Glossary Index
