009-004-113-توبة

« Back to Glossary Index
این اعلان ربطی به مشركانی ندارد که چیزی از عهد و پیمان با شما را کم نکردند و بر ضرر شما به کسی کمک ننمودند. درباره اینان شما مسلمانان باید نسبت به ایشان عهد و پیمانشان را تا مدتی که در عهدنامه شان مقرر شده، بطور کامل مراعات کنید، زیرا الله اینگونه پرهیزکاران را دوست می دارد. (از این آیه چنین استنباط میشود که در هنگام معاهده حديبيه و قبل و بعد آن، غیر از بزرگان مکه و وابستگان آنان پیغمبر اسلام با قبیله های دیگری از مشرکان عهد و پیمانی جداگانه بسته بود که بعضی از آنان عهد خود را محکم مراعات کرده بودند.) (4)
إِلَّا الَّذينَ عاهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ ثُمَّ لَم يَنقُصوكُم شَيئًا وَلَم يُظاهِروا عَلَيكُم أَحَدًا فَأَتِمّوا إِلَيهِم عَهدَهُم إِلىٰ مُدَّتِهِم ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ

مگر آن کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستید، سپس چیزی از تعهدشان نسبت به شما نکاستند و هیچ‌کس را بر ضد شما پشتیبانی نکردند؛ پس پیمانشان را تا پایان مدتشان دربارهٔ آنان کامل نگه دارید؛ بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست دارد.

إِلَّا الَّذينَ عاهَدتُم مِنَ المُشرِكينَ

مگر آن کسانی از مشرکان که با آنان پیمان بستید.

إِلَّا: ریشه ندارد؛ حرف استثنا؛ معنی: مگر، جز، به‌استثنای.
الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول برای جمع مذکر؛ در اینجا پس از «إِلَّا» در جایگاه مستثنا آمده است؛ معنی: کسانی که، آنان که.
عاهَدتُم: ریشه: ع هـ د؛ فعل ماضی، باب مفاعله «عاهَدَ»، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تُم» فاعل است؛ معنی: پیمان بستید، عهد کردید.
مِنَ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ معنی: از، از میان.
المُشرِكينَ: ریشه: ش ر ك؛ اسم فاعل از «أَشرَكَ»، جمع مذکر سالم، مجرور به «مِن» و نشانهٔ جر آن «یاء» است؛ معنی: مشرکان، کسانی که شریک برای الله قرار می‌دهند.


ثُمَّ لَم يَنقُصوكُم شَيئًا

سپس چیزی از تعهدشان نسبت به شما نکاستند.

ثُمَّ: ریشه ندارد؛ حرف عطف برای ترتیب همراه با فاصله یا تأخیر؛ معنی: سپس، آنگاه.
لَم: ریشه ندارد؛ حرف نفی و جزم؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند؛ معنی: نکردند، هرگز نکردند.
يَنقُصوكُم: ریشه: ن ق ص؛ فعل مضارع مجزوم به «لَم»، اصل آن «يَنقُصونَكُم» بوده و به‌سبب جزم، «نون» حذف شده است؛ «واو» فاعل و «كُم» مفعول‌به است؛ معنی: از شما نکاستند، نسبت به شما کم نگذاشتند.
شَيئًا: ریشه: ش ي ء؛ اسم نکره، منصوب؛ در معنا بیانگر مقدار یا موردِ کم‌گذاشتن است؛ معنی: چیزی، هیچ چیز.


وَلَم يُظاهِروا عَلَيكُم أَحَدًا

و هیچ‌کس را بر ضد شما پشتیبانی نکردند.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنی: و.
لَم: ریشه ندارد؛ حرف نفی و جزم؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند؛ معنی: نکردند.
يُظاهِروا: ریشه: ظ هـ ر؛ فعل مضارع مجزوم به «لَم»، از باب مفاعله «ظاهَرَ»، اصل آن «يُظاهِرونَ» بوده و به‌سبب جزم، «نون» حذف شده است؛ «واو» فاعل است؛ معنی: یاری نکردند، پشتیبانی نکردند، همدستی نکردند.
عَلَيكُم: «عَلى» ریشه ندارد و حرف جر است؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع؛ جار و مجرور؛ معنی: بر ضد شما، علیه شما.
أَحَدًا: ریشه: أ ح د؛ اسم نکره، منصوب؛ مفعول‌به برای «يُظاهِروا»؛ معنی: هیچ‌کس، کسی.


فَأَتِمّوا إِلَيهِم عَهدَهُم إِلىٰ مُدَّتِهِم

پس پیمانشان را تا پایان مدتشان دربارهٔ آنان کامل نگه دارید.

فَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف و نتیجه؛ معنی: پس، بنابراین.
أَتِمّوا: ریشه: ت م م؛ فعل امر، باب افعال «أَتَمَّ»، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل است؛ معنی: کامل کنید، تمام نگه دارید، به‌طور کامل وفا کنید.
إِلَيهِم: «إِلىٰ» ریشه ندارد و حرف جر است؛ «هِم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ جار و مجرور؛ معنی: به سوی آنان، دربارهٔ آنان، نسبت به آنان.
عَهدَهُم: ریشه: ع هـ د؛ «عَهدَ» اسم منصوب و مفعول‌به برای «أَتِمّوا»؛ «هُم» ضمیر متصل و مضاف‌الیه؛ معنی: پیمانشان، عهدشان.
إِلىٰ: ریشه ندارد؛ حرف جر برای پایانِ زمان یا مقصد؛ معنی: تا، تا هنگامِ.
مُدَّتِهِم: ریشه: م د د؛ «مُدَّة» اسم مجرور به «إِلىٰ» و مضاف؛ «هِم» ضمیر متصل و مضاف‌الیه؛ معنی: مدتشان، زمان تعیین‌شدهٔ آنان، پایان مهلتشان.


إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ المُتَّقينَ

بی‌گمان الله پرهیزگاران را دوست دارد.

إِنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب؛ اسم پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنی: بی‌گمان، همانا، قطعاً.
اللَّهَ: نام خاص خداوند؛ اسم «إِنَّ» و منصوب است؛ معنی: الله.
يُحِبُّ: ریشه: ح ب ب؛ فعل مضارع مرفوع، فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «الله» برمی‌گردد؛ جملهٔ فعلیه خبر «إِنَّ» است؛ معنی: دوست دارد، محبت می‌ورزد.
المُتَّقينَ: ریشه: و ق ي؛ اسم فاعل از «اتَّقى»، جمع مذکر سالم، مفعول‌به برای «يُحِبُّ» و منصوب با «یاء»؛ معنی: پرهیزگاران، تقواپیشگان، کسانی که خود را از نافرمانی الله نگه می‌دارند.

Nach oben scrollen