009-064-113-توبة

« Back to Glossary Index
این دورویان از آن میترسند که سوره ای بر علیه ایشان نازل گردد و آنچه را ایشان در دلهای خود دارند، به ایشان خبر دهد، بگو هر چه میتوانید مسخره کنید و بدانید الله آنچه را از آن میترسید، آشکار خواهد ساخت. (64)
يَحذَرُ المُنافِقونَ أَن تُنَزَّلَ عَلَيهِم سورَةٌ تُنَبِّئُهُم بِما في قُلوبِهِم ۚ قُلِ استَهزِئوا إِنَّ اللَّهَ مُخرِجٌ ما تَحذَرونَ

منافقان بیم دارند که سوره‌ای بر ضد آنان نازل شود که آنان را از آنچه در دل‌هایشان است آگاه سازد. بگو: مسخره کنید؛ بی‌گمان الله آنچه را از آن می‌ترسید آشکار خواهد کرد.

يَحذَرُ المُنافِقونَ

منافقان بیم دارند.

يَحذَرُ: ریشه: «ح ذ ر»؛ فعل مضارع، صیغهٔ مفرد مذکر غایب؛ فاعل آن «المنافقون» است؛ معنا: می‌ترسد، بیم دارد، پرهیز می‌کند.
المُنافِقونَ: ریشه: «ن ف ق»؛ اسم فاعل از باب مفاعله، جمع مذکر سالم، فاعلِ «يَحذَرُ» و مرفوع با واو؛ معنا: منافقان، کسانی که در ظاهر ایمان نشان می‌دهند و در باطن کفر یا دشمنی پنهان دارند.


أَن تُنَزَّلَ عَلَيهِم سورَةٌ

که سوره‌ای بر آنان نازل شود.

أَن: حرف مصدری و ناصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: که، اینکه.
تُنَزَّلَ: ریشه: «ن ز ل»؛ فعل مضارع مجهول از باب تفعیل، منصوب به «أَن»؛ علامت نصب آن فتحه است؛ معنا: نازل شود، فرو فرستاده شود.
عَلَيهِم: «على» + «هم»؛ «على» حرف جر به معنای بر، بر ضد، دربارهٔ؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر؛ معنا: بر آنان، دربارهٔ آنان، علیه آنان.
سورَةٌ: ریشه: «س و ر»؛ اسم مفرد مؤنث، نکره، نائب فاعلِ «تُنَزَّلَ» و مرفوع؛ معنا: سوره، بخشی مستقل از قرآن.


تُنَبِّئُهُم بِما في قُلوبِهِم

که آنان را از آنچه در دل‌هایشان است خبر دهد.

تُنَبِّئُهُم: ریشه: «ن ب أ»؛ فعل مضارع از باب تفعیل، صیغهٔ مفرد مؤنث غایب، فاعل آن به «سورَةٌ» برمی‌گردد؛ «هم» ضمیر متصل، مفعول‌به؛ معنا: آنان را آگاه می‌کند، به آنان خبر می‌دهد.
بِما: «بِـ» + «ما»؛ «بِـ» حرف جر به معنای به، از، دربارهٔ؛ «ما» اسم موصول به معنای آنچه؛ معنا: از آنچه، دربارهٔ آنچه.
في: حرف جر؛ معنا: در، داخلِ.
قُلوبِهِم: ریشه: «ق ل ب»؛ «قُلوب» جمع «قلب»، اسم مجرور به «في»؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب و مضاف‌الیه؛ معنا: دل‌های آنان، درون‌های آنان.


قُلِ استَهزِئوا

بگو: مسخره کنید.

قُلِ: ریشه: «ق و ل»؛ فعل امر، صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ فاعل آن ضمیر مستتر «أنت» است؛ معنا: بگو.
استَهزِئوا: ریشه: «ه ز أ»؛ فعل امر از باب استفعال، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب؛ واو، فاعل؛ معنا: مسخره کنید، ریشخند کنید، استهزا کنید.


إِنَّ اللَّهَ مُخرِجٌ ما تَحذَرونَ

بی‌گمان الله آنچه را از آن بیم دارید آشکار خواهد کرد.

إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند؛ معنا: همانا، بی‌گمان، قطعاً.
اللَّهَ: اسم خاص؛ اسم «إِنَّ» و منصوب؛ معنا: الله.
مُخرِجٌ: ریشه: «خ ر ج»؛ اسم فاعل از باب إفعال، خبر «إِنَّ» و مرفوع؛ معنا: بیرون‌آورنده، آشکارکننده، ظاهرکننده.
ما: اسم موصول، در جایگاه مفعول برای «مُخرِجٌ»؛ معنا: آنچه.
تَحذَرونَ: ریشه: «ح ذ ر»؛ فعل مضارع، صیغهٔ جمع مذکر مخاطب، مرفوع با ثبوت نون؛ واو، فاعل؛ معنا: از آن می‌ترسید، از آن بیم دارید، از آن پرهیز می‌کنید.

Nach oben scrollen