| آرى، الله چنین گروه ستمکاری را هدایت نخواهد کرد به ناچار ساختمانی که آنان کرده اند و آنرا روی شکی که در دلهاشان بود، ساختند، سرنوشتی نخواهد داشت، جز اینکه کاری نسبت به آن شود که دلهای ایشان پاره گردد و الله دانائی است پرحکمت (عده ای از کسانی که به ظاهر خود را مسلمان معرفی میکردند، قبل از اینکه پیغمبر اسلام برای جنگ تبوک برود در کناری از شهر مدینه مسجدی ساختند، تا پایگاهی برای دورویان امثال خودشان باشد و آنان با کشیشی مربوط بودند که نامش ابوعامر بود و او از با نفوذان قبیله خزرج بود، چون دید بیشتر مردم قبیله خزرج به اسلام گرویدند او بجای ایمان آوردن از روی حسادت به مخالفت پرداخت و بعد از جنگ بدر که مسلمانان قدرت مدینه را بدست گرفتند به مکه فرار کرد و همراه با کافران مکه در جنگ احد و حنین با مسلمانان جنگید و در اثر شکست کافران به روم فرار کرد و کوشش میکرد که به کمک امپراطور روم، لشگری برای حمله به مسلمانان فراهم نماید که موفق نشد و دورویان سازنده مسجد مذکور که آنرا مسجد ضرار گفته اند، امید داشتند، اگر ابوعامر موفقیتی حاصل کند از آن مسجد بر علیه مسلمانان قيام نمایند، آیات بالا تمام امید های ایشان را نقش بر آب کرد و مسجد ایشان را خراب و خود ایشان را تحت نظر گرفتند و باعث رنج روحی ایشان و عذاب خطرناکان ایشان شدند) (۱۱۰) |
| لا يَزالُ بُنيانُهُمُ الَّذي بَنَوا ريبَةً في قُلوبِهِم إِلّا أَن تَقَطَّعَ قُلوبُهُم ۗ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ آن بنایی که ساختند، همواره مایهٔ شک و دودلی در دلهایشان خواهد بود، مگر آنکه دلهایشان پارهپاره شود؛ و الله دانای حکیم است. لا يَزالُ بُنيانُهُمُ الَّذي بَنَوا ريبَةً في قُلوبِهِمآن بنایی که ساختند، همچنان مایهٔ شک و دودلی در دلهایشان خواهد بود. لا: ریشهٔ صرفی ندارد؛ حرف نفی است؛ در ترکیب «لا يزال» معنای «همچنان / پیوسته / از میان نرفتنِ حالت» میدهد. إِلّا أَن تَقَطَّعَ قُلوبُهُممگر آنکه دلهایشان پارهپاره شود. إِلّا: ریشهٔ صرفی ندارد؛ حرف استثنا و حصر؛ در اینجا معنای «مگر اینکه / تا هنگامی که» میدهد. وَاللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌو الله دانای حکیم است. وَ: ریشهٔ صرفی ندارد؛ حرف عطف یا استیناف؛ معنای «و» دارد و جملهای تازه را به جملهٔ پیشین پیوند میدهد. |
009-110-113-توبة
« Back to Glossary Index
