009-047-113-توبة

« Back to Glossary Index
اگر آنان در میان شما برای جنگ خارج میشدند، جز تباهی ای بر شما نمی افزودند و در میان شما دخالت ها میکردند و شما را به آشوب می کشاندند و جاسوسانی به نفع آنان در میان شما هستند و الله به آن ستمکاران داناست. (47)
لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ۗ وَاللهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ

اگر آنان در میان شما بیرون آمده بودند، جز آشفتگی و تباهی بر شما نمی‌افزودند، و حتماً در میان شما شتابان رفت‌وآمد می‌کردند، در حالی که برای شما فتنه می‌خواستند؛ و در میان شما کسانی هستند که به آنان گوش می‌دهند؛ و الله به ستمکاران داناست.

لَوْ خَرَجُوا فِيكُمْ

اگر آنان در میان شما بیرون آمده بودند.

لَوْ: حرف شرط غیرجازم و امتناعی؛ ریشه ندارد؛ برای شرط خلاف واقع یا شرطی که تحقق نیافته می‌آید؛ معنی: اگر، اگر می‌بود که.
خَرَجُوا: فعل ماضی معلوم، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ ریشه: خ ر ج؛ معنی: بیرون رفتند، خارج شدند، برای حرکت یا جنگ بیرون آمدند.
فِيكُمْ: «فِي» حرف جر + «كُمْ» ضمیر متصل مخاطب جمع؛ ریشه ندارد؛ جار و مجرور؛ معنی: در شما، میان شما، همراه شما.


مَا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا

جز آشفتگی و تباهی بر شما نمی‌افزودند.

مَا: حرف نفی؛ ریشه ندارد؛ معنی: نه، نمی، هیچ.
زَادُوكُمْ: «زَادُوا» فعل ماضی معلوم، سوم‌شخص جمع مذکر + «كُمْ» ضمیر متصل مفعولی؛ ریشه: ز ي د؛ معنی: افزودند، زیاد کردند؛ در اینجا: بر شما افزودند.
إِلَّا: حرف حصر و استثنا؛ ریشه ندارد؛ معنی: جز، مگر، فقط.
خَبَالًا: اسم منصوب؛ مفعول یا بیانِ افزوده‌شده پس از «زاد»؛ ریشه: خ ب ل؛ معنی: فساد، تباهی، آشفتگی، اختلال، پریشانی در فکر و کار.


وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ

و حتماً در میان شما شتابان رفت‌وآمد می‌کردند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنی: و.
لَأَوْضَعُوا: «لَـ» لام جواب شرط و تأکید + «أَوْضَعُوا» فعل ماضی معلوم، باب إفعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر فاعلی؛ ریشه: و ض ع؛ معنی: شتاب کردند، تند رفتند، با سرعت حرکت کردند؛ در اینجا: با شتاب در میان شما رفت‌وآمد می‌کردند.
خِلَالَكُمْ: «خِلَالَ» ظرف مکان منصوب و مضاف + «كُمْ» ضمیر متصل مضاف‌الیه؛ ریشه: خ ل ل؛ معنی: میان، لابه‌لا، در بین؛ در اینجا: در میان شما.


يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ

برای شما فتنه می‌خواستند.

يَبْغُونَكُمُ: «يَبْغُونَ» فعل مضارع معلوم، سوم‌شخص جمع مذکر، از افعال پنج‌گانه و مرفوع به ثبوت نون + «كُم» ضمیر متصل مفعولی؛ ریشه: ب غ ي؛ معنی: می‌جویند، می‌طلبند، می‌خواهند؛ در اینجا: برای شما می‌خواستند یا علیه شما می‌جستند.
الْفِتْنَةَ: اسم معرفه با «ال»، منصوب؛ مفعول به؛ ریشه: ف ت ن؛ معنی: فتنه، آشوب، آزمایش سخت، گمراهی، اختلاف‌افکنی.


وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ

و در میان شما کسانی هستند که به آنان گوش می‌دهند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنی: و.
فِيكُمْ: «فِي» حرف جر + «كُمْ» ضمیر متصل مخاطب جمع؛ جار و مجرور و در این جمله خبر مقدم؛ ریشه ندارد؛ معنی: در شما، میان شما.
سَمَّاعُونَ: اسم مبالغه یا صفت، جمع مذکر سالم، مرفوع به واو، مبتدای مؤخر؛ ریشه: س م ع؛ معنی: بسیار گوش‌دهندگان، گوش‌سپاران، کسانی که سخن دیگران را می‌پذیرند؛ در اینجا: کسانی که به منافقان گوش می‌دهند یا تحت تأثیر آنان قرار می‌گیرند.
لَهُمْ: «لِـ» حرف جر + «هُمْ» ضمیر متصل غایب جمع؛ جار و مجرور متعلق به «سَمَّاعُونَ»؛ ریشه ندارد؛ معنی: برای آنان، به آنان.


وَاللهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ

و الله به ستمکاران داناست.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنی: و.
اللهُ: لفظ جلاله، اسم خاص؛ مرفوع و مبتدا؛ معنی: الله.
عَلِيمٌ: صفت مشبهه بر وزن «فعيل»، مرفوع و خبر؛ ریشه: ع ل م؛ معنی: بسیار دانا، آگاه، دانای کامل.
بِالظَّالِمِينَ: «بِـ» حرف جر + «الظَّالِمِينَ» اسم فاعل جمع مذکر سالم، مجرور به یاء؛ ریشه: ظ ل م؛ معنی: به ستمکاران، به کسانی که ظلم می‌کنند، به حق‌ستیزان.

Nach oben scrollen