009-023-113-توبة

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آوردید، پدران و برادران خود را که دیدید کفر را بر ایمان ترجیح میدهند، دوست مورد اعتماد خود نگیرید و هر کس از شما که آنان را دوست مورد اعتماد خود گیرد، ستمکار حقیقی خواهد بود. (۲۳)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَتَّخِذوا آباءَكُم وَإِخوانَكُم أَولِياءَ إِنِ استَحَبُّوا الكُفرَ عَلَى الإيمانِ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند، آنان را سرپرست و هم‌پیمان خود نگیرید؛ و هر کس از شما آنان را به سرپرستی و دوستیِ ولایی بگیرد، پس آنان همان ستمکاران‌اند.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید،

يا: حرف ندا؛ برای خطاب کردن؛ معنی: «ای».
أَيُّهَا: «أَيُّ» منادا، مبنی بر ضم در محل نصب؛ «ها» حرف تنبیه و هشدار؛ معنی: «ای …» برای خطاب محترمانه و تأکیدی.
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ در اینجا صفت یا بدل برای «أيّ»؛ معنی: «کسانی که».
آمَنوا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو ضمیر فاعلی؛ معنی: «ایمان آوردند»، «باور کردند»، «امنیت و اطمینان ایمانی یافتند».


لا تَتَّخِذوا آباءَكُم وَإِخوانَكُم أَولِياءَ

پدرانتان و برادرانتان را سرپرست و هم‌پیمان خود نگیرید،

لا: حرف نهی؛ برای منع و بازداشتن از انجام کار؛ معنی: «نکنید»، «نگیرید».
تَتَّخِذوا: ریشه: أ خ ذ؛ فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ اصل معنایی: «گرفتن»؛ در این ساختار معنی: «برنگیرید»، «قرار ندهید»، «انتخاب نکنید».
آباءَكُم: ریشه: أ ب و / أ ب؛ «آباء» جمع مکسّر «أب» به معنی «پدران»؛ منصوب به عنوان مفعول‌به اول؛ «كم» ضمیر متصل، مضاف‌الیه، معنی: «شما»؛ معنی کامل: «پدرانتان».
وَ: حرف عطف؛ معنی: «و».
إِخوانَكُم: ریشه: أ خ و؛ «إخوان» جمع «أخ» به معنی «برادران»؛ معطوف بر «آباءكم» و منصوب؛ «كم» ضمیر متصل، مضاف‌الیه؛ معنی کامل: «برادرانتان».
أَولِياءَ: ریشه: و ل ي؛ جمع «وليّ»؛ منصوب به عنوان مفعول‌به دوم برای «تتخذوا»؛ معنی: «سرپرستان»، «دوستانِ ولایی»، «یاران نزدیک»، «هم‌پیمانان»، «کسانی که پیوند فرمان‌بری و حمایت با آنان برقرار می‌شود».


إِنِ استَحَبُّوا الكُفرَ عَلَى الإيمانِ

اگر کفر را بر ایمان ترجیح دهند،

إِنِ: حرف شرط جازم؛ معنی: «اگر».
استَحَبُّوا: ریشه: ح ب ب؛ فعل ماضی، باب استفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو ضمیر فاعلی؛ در جملهٔ شرطی آمده و معنی شرطی می‌دهد؛ معنی: «ترجیح دادند»، «دوست‌تر داشتند»، «پسندیدند».
الكُفرَ: ریشه: ك ف ر؛ اسم مصدر، منصوب به عنوان مفعول‌به؛ معنی: «کفر»، «پوشاندن حق»، «ناسپاسی»، «انکار ایمان و حقیقت».
عَلَى: حرف جر؛ معنی: «بر»، «برتر از»، «در برابرِ ترجیح نسبت به».
الإيمانِ: ریشه: أ م ن؛ اسم مصدر، مجرور به «على»؛ معنی: «ایمان»، «باور قلبی همراه با پذیرش»، «ایمنی و اطمینان دینی».


وَمَن يَتَوَلَّهُم مِنكُم فَأُولٰئِكَ هُمُ الظّالِمونَ

و هر کس از شما آنان را به سرپرستی و دوستیِ ولایی بگیرد، پس آنان همان ستمکاران‌اند.

وَ: حرف عطف یا آغاز جملهٔ تازه؛ معنی: «و».
مَن: اسم شرط جازم؛ برای شخص عاقل؛ معنی: «هر کس».
يَتَوَلَّهُم: ریشه: و ل ي؛ فعل مضارع، باب تفعّل، مجزوم به سبب «مَن» شرطیه؛ اصل آن «يتولّى» است و به سبب جزم، حرف علّهٔ پایانی حذف شده؛ «هم» ضمیر متصل مفعولی، معنی: «آنان»؛ معنی کامل: «آنان را ولیّ و سرپرست بگیرد»، «با آنان پیوند ولایی برقرار کند»، «آنان را دوست و تکیه‌گاه نزدیک خود قرار دهد».
مِنكُم: «مِن» حرف جر، معنی: «از»؛ «كم» ضمیر متصل در محل جر، معنی: «شما»؛ معنی کامل: «از میان شما».
فَأُولٰئِكَ: «فَـ» فای جواب شرط؛ «أولئك» اسم اشاره برای جمع دور، در محل مبتدا؛ معنی: «پس آنان»، «پس ایشان».
هُمُ: ضمیر منفصل جمع مذکر؛ در اینجا برای تأکید و جداسازی خبر از صفت؛ معنی: «خودِ آنان»، «همان‌ها».
الظّالِمونَ: ریشه: ظ ل م؛ اسم فاعل جمع مذکر سالم از «ظالم»؛ مرفوع به عنوان خبر؛ معنی: «ستمکاران»، «کسانی که از حد حق گذشته‌اند»، «کسانی که با قرار دادن چیزی در جای نادرست، به خود و حق ستم کرده‌اند».

Nach oben scrollen