5 مدثر

پناه میبرم به الله از شرِّ شیطانِ مَطرودأَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
پس از نازل شدن آیات ۱ تا ۱۰ این سوره، در صبح روز بعد از شبِ مبعث، پیامبر همان‌طورکه در مقدمه سوره علق توضیح داده شد، به کعبه رفت و رسالت خود را اعلام کرد.

با انتخاب شمارهٔ آیه، جزئیاتِ بیشتری دربارهٔ آیه نمایش داده می‌شود.

01  نخستین آیات بعد از شب مَبعث، اعلام پیامبری، دستورات خصوصی، اعلام قیامت و منکران

ای کسی که خود را در جامه پیچیده‌ای. (1)يا أَيُّهَا المُدَّثِّرُ74:1
برخیز و هشدار بده. (2)قُم فَأَنذِر74:2
و پروردگارت را بزرگ بدار. (3)وَرَبَّكَ فَكَبِّر74:3
و لباس‌هایت را پاکیزه کن. (4)وَثِيابَكَ فَطَهِّر74:4
و از هرگونه پلیدی و بت‌پرستی دوری کن. (5)وَالرُّجزَ فَاهجُر74:5
و عطا مکن در حالی که انتظار داری در برابرش بیشتر دریافت کنی. (6)وَلا تَمنُن تَستَكثِرُ74:6
و برای پروردگارت شکیبایی کن. (7)وَلِرَبِّكَ فَاصبِر74:7
پس آنگاه که در صور دمیده شود. (8)فَإِذا نُقِرَ فِي النّاقورِ74:8
پس آن روز، روزی سخت و دشوار خواهد بود.(9)فَذٰلِكَ يَومَئِذٍ يَومٌ عَسيرٌ74:9
برای کافران آسان نخواهد بود. (10)عَلَى الكافِرينَ غَيرُ يَسيرٍ74:10

قضاوتِ ولید بن مُغَیرَه

مشخص نیست چند روز یا چند ماه پس از آغاز پیامبری گذشته بود که گروهی از مردمِ مکه، آیاتی را که بر پیامبر اسلام نازل شده بود نزد ولید بن مُغَیرَه برای داوری و اظهار نظر بردند. ولید بن مُغَیرَه از بزرگان و اشرافِ ثروتمندِ قریش در مکه و از سران قبیلهٔ بنی‌مخزوم بود. او در میان قریش جایگاه نفوذ و داوری داشت.

از آنجا که ولید بن مُغَیرَه از شنیدنِ خبر پیامبریِ محمّد ناراحت شد و برای تحریک مردم علیه او، درباره‌ی آیاتِ نازل‌شده داوریِ مغرضانه‌ای کرد، در پیِ آن، ادامه‌ی سوره‌ی مدثر بر پیامبر اسلام نازل گردید:

11  واکنش الله در برابرِ قضاوتِ ولید بن مُغَیرَه

مرا با آن‌که او را تنها آفریدم واگذار. (11)ذَرني وَمَن خَلَقتُ وَحيدًا74:11
و برای او مالی فراوان و پیوسته فراهم کردم. (12)وَجَعَلتُ لَهُ مالًا مَمدودًا74:12
و پسرانی که همواره نزد او و در دسترسش هستند. (13)وَبَنينَ شُهودًا74:13
و برای او همه‌چیز را کاملاً فراهم و هموار کردم. (14)وَمَهَّدتُ لَهُ تَمهيدًا74:14
سپس طمع دارد که باز هم بر او بیفزایم. (15)ثُمَّ يَطمَعُ أَن أَزيدَ74:15
هرگز، او با آیات ما سرسختانه مخالفت می‌کرد. (16)كَلّا ۖ إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنيدًا74:16
به‌زودی او را به رنجی سخت و جان‌فرسا گرفتار می‌کنم. (17)سَأُرهِقُهُ صَعودًا74:17
او اندیشید و سنجید. (18)إِنَّهُ فَكَّرَ وَقَدَّرَ74:18
مرگ بر او، چه‌گونه سنجید و نقشه کشید. (19)فَقُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ74:19
باز هم نابود باد، چگونه سنجید و حساب کرد! (20)ثُمَّ قُتِلَ كَيفَ قَدَّرَ74:20
سپس نگاهی کرد. (21)ثُمَّ نَظَرَ74:21
سپس اخم کرد و چهره‌اش را درهم کشید. (22)ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ74:22
سپس روی برگرداند و تکبر ورزید. (23)ثُمَّ أَدبَرَ وَاستَكبَرَ74:23
پس گفت: این چیزی جز جادویی نیست که از گذشتگان نقل شده است. (24)فَقالَ إِن هٰذا إِلّا سِحرٌ يُؤثَرُ74:24
این چیزی جز سخنِ یک انسان نیست. (25)إِن هٰذا إِلّا قَولُ البَشَرِ74:25
او را در سَقَر می‌سوزانم. (26)سَأُصليهِ سَقَرَ74:26

27  توصیف دوزخ، نوزده نگهبان دوزخ

و تو چه می‌دانی که سقر چیست؟ (27)وَما أَدراكَ ما سَقَرُ74:27
نه چیزی را باقی می‌گذارد و نه چیزی را رها می‌کند. (28)لا تُبقي وَلا تَذَرُ74:28
پوست انسان‌ها را می‌سوزاند و سیاه می‌کند. (29)لَوّاحَةٌ لِلبَشَرِ74:29
بر آن نوزده نگهبان گماشته شده‌اند. (30)عَلَيها تِسعَةَ عَشَرَ74:30

و نگهبانان دوزخ را جز از فرشتگان قرار ندادیم و شمار آنان را جز مایهٔ آزمایش برای کسانی که کفر ورزیده‌اند قرار ندادیم، تا کسانی که کتاب به آنان داده شده است یقین کنند و ایمانِ مؤمنان افزوده شود و کسانی که کتاب به آنان داده شده‌اند و مؤمنان دچار تردید نشوند، و تا آنان که در دل‌هایشان بیماری است و کافران بگویند: الله از این مثال چه خواسته است؟ الله هر که را بخواهد گمراه می‌کند و هر که را بخواهد هدایت می‌کند، و سپاهیان پروردگارت را جز او کسی نمی‌داند، و این جز هشداری برای انسان‌ها نیست. (31)

وَما جَعَلنا أَصحابَ النّارِ إِلّا مَلائِكَةً ۙ وَما جَعَلنا عِدَّتَهُم إِلّا فِتنَةً لِلَّذينَ كَفَروا لِيَستَيقِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ وَيَزدادَ الَّذينَ آمَنوا إيمانًا ۙ وَلا يَرتابَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ وَالمُؤمِنونَ ۙ وَلِيَقولَ الَّذينَ في قُلوبِهِم مَرَضٌ وَالكافِرونَ ماذا أَرادَ اللَّهُ بِهٰذا مَثَلًا ۚ كَذٰلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَن يَشاءُ وَيَهدي مَن يَشاءُ ۚ وَما يَعلَمُ جُنودَ رَبِّكَ إِلّا هُوَ ۚ وَما هِيَ إِلّا ذِكرىٰ لِلبَشَرِ

74:31

32  قسم به ماه و شب و صبح، بزرگ‌ترین هشدار، انسان در گرو کردارش

نه، چنین نیست، سوگند به ماه. (32)كَلّا وَالقَمَرِ74:32
سوگند به شب، هنگامی که رو به رفتن می‌گذارد. (33)وَاللَّيلِ إِذ أَدبَرَ74:33
و سوگند به صبح، آن‌گاه که روشن و آشکار می‌شود. (34)وَالصُّبحِ إِذا أَسفَرَ74:34
بی‌تردید، آن یکی از بزرگ‌ترین هشدارهاست. (35)إِنَّها لَإِحدَى الكُبَرِ74:35
هشداری برای همهٔ انسان‌ها. (36)نَذيرًا لِلبَشَرِ74:36
برای هر کس از شما که بخواهد پیش برود یا عقب بماند. (37)لِمَن شاءَ مِنكُم أَن يَتَقَدَّمَ أَو يَتَأَخَّرَ74:37
هر انسانی در گروِ کارهایی است که انجام داده است. (38)كُلُّ نَفسٍ بِما كَسَبَت رَهينَةٌ74:38

39  گفتگوی بهشتیان با دوزخیان، پاسخ دوزخیان

مگر یارانِ دستِ راست. (39)إِلّا أَصحابَ اليَمينِ74:39
در باغ‌های بهشتی، از یکدیگر پرس‌وجو می‌کنند. (40)في جَنّاتٍ يَتَساءَلونَ74:40
دربارهٔ گناهکاران. (41)عَنِ المُجرِمينَ74:41
چه چیزی شما را به سَقَر درآورد؟ (42)ما سَلَكَكُم في سَقَرَ74:42
گفتند ما از نمازگزاران نبودیم. (43)قالوا لَم نَكُ مِنَ المُصَلّينَ74:43
و به نیازمندان غذا نمی‌دادیم. (44)وَلَم نَكُ نُطعِمُ المِسكينَ74:44
و ما همراه با یاوه‌گویان به یاوه‌گویی می‌پرداختیم. (45)وَكُنّا نَخوضُ مَعَ الخائِضينَ74:45
و ما روز جزا را دروغ می‌پنداشتیم. (46)وَكُنّا نُكَذِّبُ بِيَومِ الدّينِ74:46
تا آن‌که یقین به سراغمان آمد. (47)حَتّىٰ أَتانَا اليَقينُ74:47
پس شفاعتِ شفاعت‌کنندگان هیچ سودی به حالشان نخواهد داشت. (48)فَما تَنفَعُهُم شَفاعَةُ الشّافِعينَ74:48

49  روی‌گردانان و دلایل آنها، توقع زیادی

پس چه شده است که آنان از این پند و یادآوری روی‌گردان‌اند؟ (49)فَما لَهُم عَنِ التَّذكِرَةِ مُعرِضينَ74:49
گویی آنان گورخرانی رمیده و هراسان‌اند. (50)كَأَنَّهُم حُمُرٌ مُستَنفِرَةٌ74:50
گویی از شیری درنده گریخته‌اند. (51)فَرَّت مِن قَسوَرَةٍ74:51
بلکه هر یک از آنان می‌خواهد نوشته‌هایی گشوده و آشکار به او داده شود. (52)بَل يُريدُ كُلُّ امرِئٍ مِنهُم أَن يُؤتىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً74:52
نه، چنین نیست، بلکه آنان از آخرت نمی‌ترسند. (53)كَلّا ۖ بَل لا يَخافونَ الآخِرَةَ74:53
هرگز چنین نیست، بی‌تردید این یک یادآوری است. (54)كَلّا إِنَّهُ تَذكِرَةٌ74:54
پس هر که بخواهد، آن را به یاد می‌آورد. (55)فَمَن شاءَ ذَكَرَهُ74:55

56  خواست الله، پندگیران

و آنان جز آن‌که الله بخواهد، پند نمی‌گیرند. او سزاوار آن است که از او پروا شود و سزاوار آن است که ببخشد.(56)وَما يَذكُرونَ إِلّا أَن يَشاءَ اللَّهُ ۚ هُوَ أَهلُ التَّقوىٰ وَأَهلُ المَغفِرَةِ74:56
Nach oben scrollen