| پس ایشان را چه میشود که از این تعلیمات، که باید حتما به خاطر داشته باشند، دوری میکنند؟ (عجیب است که حتی مسلمانان ظاهراً دیندار و مطلع به این آیات قرآنی، به شفیعانی دلخوشاند و از این تذکرات روگرداندهاند و لذا گرفتار بزرگترین بدبختیهای اجتماعی هستند.) (49) |
| فَما لَهُم عَنِ التَّذكِرَةِ مُعرِضينَ پس آنان را چه شده است که از پند و یادآوری رویگرداناند؟ فَما لَهُم عَنِ التَّذكِرَةِ مُعرِضينَپس آنان را چه شده است که از پند و یادآوری رویگرداناند؟ فَ حرف استئناف یا عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با مطالب پیشین آمده است. معنای آن: «پس»، «بنابراین». ما اسم استفهام، مبنی بر سکون، در محل رفع مبتدا؛ برای پرسشِ همراه با شگفتی و نکوهش است. معنای آن: «چه»، «چه چیز». لَ حرف جرّ؛ بر سر ضمیر «هُم» آمده و خبرِ مقدمِ «ما» را ساخته است. معنای آن در این ساختار: «برایِ»، «بر آنان». هُم ضمیر پیوسته، مبنی بر سکون، در محل جرّ با حرف جرّ «لَ»؛ به مشرکان و منکران اشاره دارد. معنای آن: «آنان»، «ایشان». عَنِ حرف جرّ؛ بیانگر دوری، رویگردانی و فاصله گرفتن است. معنای آن: «از». التَّذكِرَةِ اسم، مؤنث، مفرد، معرفه با «ال»، مجرور به حرف جرّ «عن» و نشانهٔ جرّ آن کسره است. ریشهٔ آن «ذ ك ر» است. «تذکرة» یعنی پند، اندرز، یادآوری و چیزی که انسان را متوجه حقیقت میکند؛ در اینجا مقصود قرآن و پند الهی است. مُعرِضينَ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، منصوب و نشانهٔ نصب آن «یاء» است؛ حال برای ضمیر «هُم» به شمار میآید. مفرد آن «مُعرِض» و از ریشهٔ «ع ر ض» و فعل «أعرَضَ» است. معنای آن: رویگردانان، دوریکنندگان، کسانی که از شنیدن و پذیرفتن پند سر باز میزنند. |
074-049-005-مدثر
« Back to Glossary Index
