074-052-005-مدثر

« Back to Glossary Index
آری، هر فردی از ایشان توقع دارد، از خالقِ خود نامه ای سر گشاده، در این مورد دریافت دارد (۵۲)
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً

بلکه هر یک از آنان می‌خواهد نامه‌هایی گشوده به او داده شود.

بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتَىٰ صُحُفًا مُنَشَّرَةً

بلکه هر مردی از آنان می‌خواهد که نامه‌هایی باز و گشوده به او داده شود.

بَلْ
حرف استدراک و اضراب است و ریشه ندارد؛ برای روی‌گرداندن از سخن پیشین و بیان مطلبی دیگر می‌آید؛ معنا: «بلکه»، «آری بلکه».

يُرِيدُ
از ریشهٔ «أ ر د» و فعل «أرادَ ـ يُريدُ» است؛ فعل مضارع مرفوع، مفرد مذکر غایب؛ معنا: «می‌خواهد»، «اراده می‌کند».

كُلُّ
اسمِ دالّ بر فراگیری است و ریشهٔ فعلی ندارد؛ مبتدا یا فاعلِ فعل «يُريدُ» و مرفوع است؛ معنا: «هر»، «همهٔ».

امْرِئٍ
از ریشهٔ «م ر ء» و اسم مفرد به معنای انسان و مرد است؛ مضاف‌الیه برای «كُلّ» و مجرور است؛ معنا: «مرد»، «شخص»، «انسان».

مِنْ
حرف جر است و ریشه ندارد؛ برای بیان جزئیت یا تبعیض آمده است؛ معنا: «از».

هُمْ
ضمیر متصلِ مبنی در محل جر با حرف «مِنْ» است؛ به کافران یا مخاطبان یادشده در آیات پیشین بازمی‌گردد؛ معنا: «آنان»، «ایشان».

أَنْ
حرف مصدری و نصب است و ریشه ندارد؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند و با آن تأویل به مصدر می‌شود؛ معنا: «که»، «این‌که».

يُؤْتَىٰ
از ریشهٔ «أ ت ي» و فعل «آتَى ـ يُؤْتِي» است؛ فعل مضارع مجهول و منصوب به «أَنْ»؛ نایب‌فاعل آن ضمیری پنهان است که به «كُلُّ امْرِئٍ» بازمی‌گردد؛ معنا: «داده شود»، «به او عطا گردد».

صُحُفًا
جمع «صَحيفَة» از ریشهٔ «ص ح ف» است؛ مفعول‌به دومِ «يُؤْتَىٰ» و منصوب است؛ معنا: «نامه‌ها»، «برگه‌ها»، «طومارها»، «نوشته‌ها».

مُنَشَّرَةً
از ریشهٔ «ن ش ر» و اسم مفعولِ «نَشَّرَ» است؛ صفتِ «صُحُفًا» و منصوب است؛ معنا: «گشوده‌شده»، «بازشده»، «پراکنده و منتشرشده».

Nach oben scrollen