3 قلم

پناه میبرم به الله از شرِّ شیطانِ مَطرودأَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
پس از نزول آیات ۱ تا ۵ سوره علق، سوره فاتحه، آیات ۱ تا ۱۰ سوره مدثر و آیات ۶ تا ۱۹ سوره علق، شهرت پیامبر در مکه افزایش یافت.

در همان روزهای آغازین، دعوت پیامبر اسلام مردم مکه را به‌شدت دچار هیجان و آشفتگی فکری کرد. استدلال نیرومندی که در آیات نازل‌شده دیده می‌شد، هر انسان آگاهی را به شگفتی و حیرت وامی‌داشت. اما متأسفانه، این سخنان با باورهای عموم مردم کاملاً ناسازگار بود. بزرگان و افراد بانفوذ قوم درمی‌یافتند که گسترش این اندیشه‌ها از نفوذشان می‌کاهد و راه سوءاستفاده از مردم را بر آنان می‌بندد. ازاین‌رو، چون در دنیا عاقل کسی دانسته می‌شود که در هر محیطی با جماعت همراه شود تا بتواند از نادانی مردم به سود خود بهره ببرد، شایع کردند که محمد دیوانه شده است.

البته پیامبر در برابر بت‌پرستی مردم قیام کرده بود و مردم نیز به‌آسانی حاضر نبودند از باورهای خود دست بکشند، هرچند آن باورها سراسر پندار و خرافه بود. این مبارزه که از سوی یک فرد در برابر جامعه‌ای آغاز می‌شود، معمولاً همه را بر ضد او تحریک می‌کند؛ او را دشنام می‌دهند، تهدید می‌کنند و هر نوع آزاری را که بتوانند به کار می‌گیرند تا شاید او را از صحنه مبارزه بیرون کنند. اما دیدند این کارها کمترین اثری بر محمّد ندارد؛ حتی او را فعال‌تر از گذشته یافتند و متوجه شدند برخی افراد به شنیدن سخنانش علاقه‌مند شده و او را ستایش می‌کنند. ازاین‌رو، چنان‌که در آیاتی که پس از این نازل می‌شود خواهید دید، گروهی از کسانی که گمان می‌کردند با تطمیع این مرد شجاع می‌توانند به نفوذ و ریاست برسند، نزد پیامبر اسلام آمدند؛ با دو هدف: نخست اینکه به او درس سیاست بدهند و بگویند رسیدن به نفوذ و ریاست از این راه ممکن نیست؛ زیرا انسان نباید برخلاف جریان جامعه حرکت کند و اکثریت مردم را علیه خود بشوراند. دوم اینکه به او پیشنهاد کنند اگر حاضر است روش خود را نرم‌تر کند تا بتواند افراد بیشتری را به سوی خود جذب نماید، آنان نیز ریاست و سروری او را بپذیرند و با ثروت، نفوذ، خویشاوندان و پسرانشان هر کمکی از دستشان برمی‌آید در اختیارش بگذارند. وگرنه باید منتظر باشد که همه او را دیوانه بشمارند، از جامعه طردش کنند و حتی شاید او را به قتل برسانند.

روشن است هر مصلحی که واقعاً پیامبر الله نباشد، از چنین فرصتی بیشترین بهره را می‌برد و می‌پذیرد که بهتر است شتاب نکند و با نرمی و مدارا با مردم سخن بگوید. او ابتدا با سازش و سخنان فریبنده، کسانی را که حاضرند مال و حمایت خود را در این راه صرف کنند، گرد خود جمع می‌کند و پس از به‌دست آوردن قدرت، حتی می‌تواند با تکیه بر همان قدرت، باورهای نادرست مردم را یک‌باره تغییر دهد.

از آیاتی که در ادامه خواهید خواند، درمی‌یابید که این توصیه‌های سیاسی بر محمّد اثری نگذاشت. هرچند بر اساس سیاست بشری ممکن بود احساس کند راه پیشنهادی آنان برای رسیدن به مقصود الله و از میان بردن عقاید باطل، کوتاه‌تر و نزدیک‌تر است، اما چون او حقیقتاً مأمور الله بود، راه الله با سیاست‌بازی، شتاب برای رسیدن به هدف، و دعوت مردم به حقیقت از راه قدرت، دنیاطلبی و فریب‌های دنیوی تفاوت دارد. راه الله دشوار است و تنها کسانی شایستگی پیمودن آن را دارند که واقعاً می‌خواهند نیک باشند و نزد الله سربلند شوند. این نوع تربیت، نتیجه خود را پس از مرگ و در آخرت نشان می‌دهد و هدف اصلی آن صرفاً دنیا نیست. بنابراین، با دقت به آیات زیر توجه کنید؛ این آیات دومین سوره کاملی است که بر پیامبر اسلام نازل شد و برخلاف تصور او، چنین پیامی به او می‌دهد.

با انتخاب شمارهٔ آیه، جزئیاتِ بیشتری دربارهٔ آیه نمایش داده می‌شود.

01  پیش‌بینی، پیامبر دیوانه نبود، قوّت قلب به پیامبر، آگاهی الله

نون، سوگند به قلم و به آنچه می‌نگارند. (1)ن ۚ وَالقَلَمِ وَما يَسطُرونَ68:1
تو به لطف پروردگارت دیوانه نیستی. (2)ما أَنتَ بِنِعمَةِ رَبِّكَ بِمَجنونٍ68:2
و بی‌تردید برای تو پاداشی پایان‌ناپذیر و قطع‌نشدنی است. (3)وَإِنَّ لَكَ لَأَجرًا غَيرَ مَمنونٍ68:3
و یقیناً تو بر آیین و منشِ بزرگی هستی. (4)وَإِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظيمٍ68:4
پس به‌زودی خواهی دید و آنان نیز خواهند دید. (5)فَسَتُبصِرُ وَيُبصِرونَ68:5
کدام‌یک از شما دچار جنون است؟ (6)بِأَييِكُمُ المَفتونُ68:6
بی‌گمان پروردگارت بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است و او بهتر می‌داند هدایت‌یافتگان چه کسانی‌اند. (7)إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبيلِهِ وَهُوَ أَعلَمُ بِالمُهتَدينَ68:7

08  تلاش منکران برای فریب پیامبر

پس از تکذیب‌کنندگان فرمان مبر. (8)فَلا تُطِعِ المُكَذِّبينَ68:8
آنان دوست دارند که تو سازش و مدارا کنی، تا آنان نیز با تو سازش و مدارا کنند. (9)وَدّوا لَو تُدهِنُ فَيُدهِنونَ68:9
و از هیچ آدم پست و بی‌ارزشی که پیوسته قسم می‌خورد، فرمان مبر. (19)وَلا تُطِع كُلَّ حَلّافٍ مَهينٍ68:10
عیب‌جویِ طعنه‌زن، که پیوسته برای سخن‌چینی رفت‌وآمد می‌کند. (11)هَمّازٍ مَشّاءٍ بِنَميمٍ68:11
بسیار مانعِ کارِ خیر، تجاوزگر و گناهکار است. (12)مَنّاعٍ لِلخَيرِ مُعتَدٍ أَثيمٍ68:12
خشن و سنگدل است و افزون بر این‌ها، بداصل و وصله‌ناچسب به خاندان است. (13)عُتُلٍّ بَعدَ ذٰلِكَ زَنيمٍ68:13
چون او دارایی و پسرانی دارد. (14)أَن كانَ ذا مالٍ وَبَنينَ68:14
هرگاه آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید این‌ها افسانه‌های پیشینیان است. (15)إِذا تُتلىٰ عَلَيهِ آياتُنا قالَ أَساطيرُ الأَوَّلينَ68:15
به‌زودی بر پوزه‌اش داغ ننگ خواهیم زد. (16)سَنَسِمُهُ عَلَى الخُرطومِ68:16

17  داستان باغداران، عذاب این گونه است

ما آنان را آزمودیم، همان‌گونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم، آن‌گاه که سوگند خوردند بامدادان حتماً میوه‌هایش را بچینند. (17)إِنّا بَلَوناهُم كَما بَلَونا أَصحابَ الجَنَّةِ إِذ أَقسَموا لَيَصرِمُنَّها مُصبِحينَ68:17
و هیچ استثنایی قائل نمی‌شدند. (18)وَلا يَستَثنونَ68:18
پس در حالی که آنان خواب بودند، بلایی از سوی پروردگارت بر آن باغ فرود آمد. (19)فَطافَ عَلَيها طائِفٌ مِن رَبِّكَ وَهُم نائِمونَ68:19
پس آن باغ چنان شد که گویی محصولش را درو کرده‌اند و به زمینی سیاه و بی‌حاصل بدل شده است. (20)فَأَصبَحَت كَالصَّريمِ68:20
پس صبحگاهان یکدیگر را صدا زدند. (21)فَتَنادَوا مُصبِحينَ68:21
بامدادان به کشتزار خود بروید، اگر قصد دارید محصول را بچینید. (22)أَنِ اغدوا عَلىٰ حَرثِكُم إِن كُنتُم صارِمينَ68:22
پس به راه افتادند، در حالی که پنهانی با یکدیگر آهسته سخن می‌گفتند. (23)فَانطَلَقوا وَهُم يَتَخافَتونَ68:23
که امروز هیچ نیازمندی نباید پیش شما وارد آن باغ شود. (24)أَن لا يَدخُلَنَّهَا اليَومَ عَلَيكُم مِسكينٌ68:24
و بامدادان با تصمیمی قاطع، در حالی که خود را قادر می‌دانستند نیازمندان را محروم کنند، به سوی باغ رفتند. (25)وَغَدَوا عَلىٰ حَردٍ قادِرينَ68:25
پس وقتی آن را دیدند، گفتند: ما حتماً راه را گم کرده‌ایم. (26)فَلَمّا رَأَوها قالوا إِنّا لَضالّونَ68:26
بلکه ما خودمان هم محروم شده‌ایم. (27)بَل نَحنُ مَحرومونَ68:27
میانه‌روترینشان گفت: مگر به شما نگفتم که چرا الله را تسبیح نمی‌گویید؟ (28)قالَ أَوسَطُهُم أَلَم أَقُل لَكُم لَولا تُسَبِّحونَ68:28
گفتند: پروردگار ما پاک و منزّه است، ما واقعاً ستمکار بودیم. (29)قالوا سُبحانَ رَبِّنا إِنّا كُنّا ظالِمينَ68:29
سپس رو به یکدیگر کردند و همدیگر را سرزنش می‌کردند. (39)فَأَقبَلَ بَعضُهُم عَلىٰ بَعضٍ يَتَلاوَمونَ68:30
گفتند وای بر ما، ما واقعاً سرکش و از حد گذرنده بودیم. (31)قالوا يا وَيلَنا إِنّا كُنّا طاغينَ68:31
امید است پروردگارمان آن را برای ما با چیزی بهتر جایگزین کند، زیرا ما با امید و اشتیاق به سوی پروردگارمان روی آورده‌ایم. (32)عَسىٰ رَبُّنا أَن يُبدِلَنا خَيرًا مِنها إِنّا إِلىٰ رَبِّنا راغِبونَ68:32
عذاب این‌گونه است، و بی‌تردید عذاب آخرت بزرگ‌تر است، اگر می‌دانستند. (33)كَذٰلِكَ العَذابُ ۖ وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَكبَرُ ۚ لَو كانوا يَعلَمونَ68:33
بی‌تردید برای پرهیزگاران نزد پروردگارشان باغ‌های پرنعمت و سرشار از خوشی است. (34)إِنَّ لِلمُتَّقينَ عِندَ رَبِّهِم جَنّاتِ النَّعيمِ68:34
آیا ما مسلمانان را مانند مجرمان قرار می‌دهیم؟ (35)أَفَنَجعَلُ المُسلِمينَ كَالمُجرِمينَ68:35

36  پرسش الله، داوری نادرست، نداشتن دلایل، آشکاری، خواری، مهلت

شما را چه شده است که این‌گونه داوری می‌کنید؟ (36)ما لَكُم كَيفَ تَحكُمونَ68:36
یا مگر کتابی دارید که در آن می‌خوانید و می‌آموزید؟ (37)أَم لَكُم كِتابٌ فيهِ تَدرُسونَ68:37
که بی‌تردید در آن، هرچه خود برگزینید، برای شماست. (38)إِنَّ لَكُم فيهِ لَما تَخَيَّرونَ68:38
یا مگر از ما تا روز قیامت پیمان‌های استواری دارید که هرچه حکم می‌کنید، حتماً برای شما باشد؟ (39)أَم لَكُم أَيمانٌ عَلَينا بالِغَةٌ إِلىٰ يَومِ القِيامَةِ ۙ إِنَّ لَكُم لَما تَحكُمونَ68:39
از آنان بپرس کدام‌یک از ایشان ضامن و عهده‌دارِ این ادعاست؟ (40)سَلهُم أَيُّهُم بِذٰلِكَ زَعيمٌ68:40
یا مگر برای آنان شریکانی هست؟ پس اگر راست می‌گویند، شریکان خود را بیاورند. (41)أَم لَهُم شُرَكاءُ فَليَأتوا بِشُرَكائِهِم إِن كانوا صادِقينَ68:41
روزی که آشکار و کار بسیار سخت و هولناک می‌شود و آنان را به سجده فرا می‌خوانند، اما توان سجده کردن ندارند. (42)يَومَ يُكشَفُ عَن ساقٍ وَيُدعَونَ إِلَى السُّجودِ فَلا يَستَطيعونَ68:42
چشمانشان فرو افتاده است و خواری آنان را فرا می‌گیرد، در حالی که وقتی سالم و تندرست بودند، به سجده فراخوانده می‌شدند. (43)خاشِعَةً أَبصارُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّةٌ ۖ وَقَد كانوا يُدعَونَ إِلَى السُّجودِ وَهُم سالِمونَ68:43
پس مرا با کسانی که این سخن را دروغ می‌شمارند واگذار؛ به‌زودی آنان را از جایی که نمی‌دانند، گام‌به‌گام به سوی عذاب می‌کشانیم. (44)فَذَرني وَمَن يُكَذِّبُ بِهٰذَا الحَديثِ ۖ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَيثُ لا يَعلَمونَ68:44
و به آنان مهلت می‌دهم؛ بی‌تردید تدبیر من سخت و استوار است. (45)وَأُملي لَهُم ۚ إِنَّ كَيدي مَتينٌ68:45
آیا از آنان مزدی می‌خواهی که از بارِ بدهی سنگین شده‌اند؟ (46)أَم تَسأَلُهُم أَجرًا فَهُم مِن مَغرَمٍ مُثقَلونَ68:46
یا مگر به غیب دسترسی دارند که آن را می‌نویسند؟ (47)أَم عِندَهُمُ الغَيبُ فَهُم يَكتُبونَ68:47

48  داستان یونس، صاحب ماهی، لغزاندنِ پیامبر با چِشمانِ غضب‌آلود

پس در برابر حکم پروردگارت شکیبا باش و مانند صاحب ماهی نباش، آن‌گاه که ندا داد و از اندوه و خشمِ فروخورده لبریز بود. (48)فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ وَلا تَكُن كَصاحِبِ الحوتِ إِذ نادىٰ وَهُوَ مَكظومٌ68:48
اگر نعمتی از سوی پروردگارش به او نمی‌رسید، قطعاً در بیابان افکنده می‌شد، در حالی که نکوهیده بود. (49)لَولا أَن تَدارَكَهُ نِعمَةٌ مِن رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالعَراءِ وَهُوَ مَذمومٌ68:49
ليكن پروردگارش او را دوباره به پیامبری فرستاد و از نیکو کارانش گردانید (59)فَاجتَباهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ الصّالِحينَ68:50
و کسانی که کافر شدند، هنگامی که این ذکر را می‌شنوند، با نگاه‌هایشان چنان به تو خیره می‌شوند که گویی می‌خواهند تو را از پا درآورند، و می‌گویند: او قطعاً دیوانه است. (51)وَإِن يَكادُ الَّذينَ كَفَروا لَيُزلِقونَكَ بِأَبصارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّكرَ وَيَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ68:51

52  پندی برای همهٔ جهانیان

و این چیزی جز یادآوری و پندی برای همهٔ جهانیان نیست. (52)وَما هُوَ إِلّا ذِكرٌ لِلعالَمينَ68:52
Nach oben scrollen