068-017-003-قلم

« Back to Glossary Index
ما آنان را مانندِ صاحبانِ آن باغِ معروف به آزمایشی خطرناک مبتلا کرده ایم، صاحبانِ آن باغ قسم خوردند، بامدادان، محصولِ آن را زود بچینند (باغی در حومه شهر صنعا که داستانش معروفِ مردمِ مکه بود) (۱۷)
إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ

ما آنان را آزمودیم؛ همان‌گونه که صاحبان آن باغ را آزمودیم، آن‌گاه که سوگند خوردند حتماً بامدادان میوه‌های آن را بچینند.

إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ

ما آنان را آزمودیم، همان‌گونه که صاحبان باغ را آزمودیم.

إِنَّا
از «إِنَّ» و «نا» تشکیل شده است؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب است و «نا» ضمیر متصلِ مبنی در محل اسمِ «إِنَّ» است؛ معنا: همانا ما، قطعاً ما.

بَلَوْنَاهُمْ
از ریشهٔ «بَلَا / بَلْو» به معنای آزمودن و امتحان کردن است؛ فعل ماضیِ «بَلَا»، با «نا»ی فاعلی به معنای «ما آزمودیم» و «هُمْ» ضمیر متصل در محل مفعول‌به به معنای «آنان» است؛ معنا: آنان را آزمودیم.

كَمَا
از «كَ» و «ما» تشکیل شده است؛ «كَ» حرف تشبیه به معنای «مانندِ» و «ما» مصدریه است که جملهٔ پس از خود را به معنای مصدر می‌برد؛ معنا: همان‌گونه که، چنان‌که.

بَلَوْنَا
از ریشهٔ «بَلَا / بَلْو» به معنای امتحان کردن است؛ فعل ماضی، مبنی بر سکون به سبب اتصال به «نا»ی فاعلی؛ «نا» فاعل است؛ معنا: آزمودیم.

أَصْحَابَ
از ریشهٔ «ص ح ب» و جمع «صاحِب» است؛ اسم جمع، منصوب به عنوان مفعول‌بهِ «بَلَوْنَا» و مضاف است؛ معنا: صاحبان، همراهان، دارندگان.

الْجَنَّةِ
از ریشهٔ «ج ن ن» است؛ اسم مفرد مؤنث، مجرور به سبب اضافه و مضاف‌الیهِ «أَصْحَابَ» است؛ معنا: باغ، بوستانِ پر درخت. اصل ریشه به پوشیدگی اشاره دارد؛ زیرا درختان انبوه، زمین را می‌پوشانند.


إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ

آن‌گاه که سوگند خوردند قطعاً بامدادان میوه‌های آن را بچینند.

إِذْ
ظرف زمانِ مبنی بر سکون است و به فعل «بَلَوْنَا» تعلق دارد؛ معنا: هنگامی که، آن‌گاه که.

أَقْسَمُوا
از ریشهٔ «ق س م» به معنای سوگند خوردن است؛ فعل ماضی از باب «إفعال»، مبنی بر ضم به سبب اتصال به واو جماعت؛ «واو» ضمیر متصل در محل فاعل است؛ معنا: سوگند خوردند.

لَيَصْرِمُنَّهَا
از ریشهٔ «ص ر م» به معنای بریدن، چیدن و برداشت کردن محصول است؛ «لَ» لامِ سوگند است، «يَصْرِمُنَّ» فعل مضارعِ مؤکد با نون تأکید ثقیله و مبنی بر فتح است، و «هَا» ضمیر متصل در محل مفعول‌به است که به «الْجَنَّةِ» بازمی‌گردد؛ معنا: حتماً محصول آن را می‌چینند، قطعاً میوه‌های آن باغ را برداشت می‌کنند.

مُصْبِحِينَ
از ریشهٔ «ص ب ح» و اسم فاعلِ جمع مذکر از فعل «أَصْبَحَ» است؛ منصوب و در جایگاه «حال» برای واوِ فاعلیِ «أَقْسَمُوا» آمده است؛ معنا: در حالی که بامدادان وارد می‌شوند، صبح زود، در آغاز روز.

Nach oben scrollen