068-003-003-قلم

« Back to Glossary Index
و برای تو بی‌شک، مزدی غیر مقطوع خواهد بود (مزد دنیایی‌اش را پس از فتح مکه همه دیدند و مزد آخرتش را الله می‌داند که چه مقامی است) (۳)

وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ

و بی‌گمان برای تو پاداشی قطع‌نشدنی و همیشگی است.

وَ
حرف عطف یا استیناف است؛ ریشه ندارد. معنا: «و».

إِنَّ
حرف تأکید و نصب است؛ ریشه ندارد. بر جملهٔ اسمیه وارد می‌شود، اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند. معنا: «همانا»، «بی‌تردید».

لَكَ
از «لِـ» و ضمیر پیوستهٔ «كَ» تشکیل شده است. «لِـ» حرف جر است و ریشه ندارد؛ معنا: «برای». «كَ» ضمیر مخاطب مفرد مذکر، مبنی در محل جر با حرف جر است؛ معنا: «تو». مجموعاً: «برای تو».

لَـ
لامِ تأکید، یا لامِ مزحلَقه است؛ ریشه ندارد. برای تأکید بر خبر «إنّ» می‌آید. معنا: «قطعاً»، «به‌راستی».

أَجْرًا
اسم مفرد، نکره، منصوب و خبر «إنّ» است؛ علامت نصب آن فتحهٔ ظاهر است. ریشهٔ آن «أ ج ر» است. معنا: «پاداش»، «مزد»، «ثواب».

غَيْرَ
اسم، منصوب و صفتِ «أجرًا» است؛ علامت نصب آن فتحه است و مضاف است. ریشهٔ آن «غ ي ر» است. معنا: «غیرِ»، «نه»، «فاقدِ».

مَمْنُونٍ
اسم مفعول، مجرور و مضاف‌الیهِ «غیر» است؛ علامت جر آن کسره است. ریشهٔ آن «م ن ن» است. «ممنون» در اینجا یعنی «قطع‌شده»، «پایان‌پذیر» یا «کاهش‌یافته»؛ پس «غیر ممنون» یعنی «قطع‌نشدنی، پایان‌ناپذیر و بدون کاهش».

Nach oben scrollen