068-042-003-قلم

« Back to Glossary Index
پس بدانند زمانی که نهفته های ایشان آشکار شود، آنان را به سجده و تسلیم خواهند خواند، امّا آنان نخواهند توانست ( روز قیامت، همه مایلند، اظهارِ اطاعت و تسلیم نسبت به الله کنند ولی نمی توانند) (42)
يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ

روزی که از ساقی پرده برداشته می‌شود و آنان به سجده فراخوانده می‌شوند، اما نمی‌توانند.

يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ سَاقٍ

روزی که از ساقی پرده برداشته می‌شود.

يَوْمَ
ریشه: «ی و م». اسمِ زمان و ظرفِ زمانِ منصوب است؛ یعنی «در روزی که». «یوم» به معنای روز، زمان، هنگام و دوره است.

يُكْشَفُ
ریشه: «ک ش ف». فعل مضارعِ مجهول، مفردِ مذکر و مرفوع است. از «کشف» به معنای برداشتنِ پوشش، آشکار کردن و نمایان ساختن می‌آید؛ «یُکشف» یعنی «پرده برداشته می‌شود» یا «آشکار می‌گردد».

عَنْ
حرف جر است. معنای اصلی آن «از»، «دربارهٔ» و «دور از» است؛ در اینجا با «ساق» آمده و معنای «از ساقی» می‌دهد.

سَاقٍ
ریشه: «س و ق». اسمِ مفرد، نکره و مجرور به سببِ «عَنْ» است. معنای اصلی آن «ساقِ پا» است؛ و در کاربرد عربی، تعبیر «کشفِ ساق» کنایه از آشکار شدنِ سختی و شدتِ بزرگ نیز به کار می‌رود.


وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ

و آنان به سجده فراخوانده می‌شوند.

وَ
حرف عطف است و معنای «و» می‌دهد؛ این بخش را به بخش پیشین پیوند می‌دهد.

يُدْعَوْنَ
ریشه: «د ع و». فعل مضارعِ مجهول، جمعِ مذکر و مرفوع است. «واو» پایانی، نائبِ فاعل است و به «آنان» بازمی‌گردد. معنای آن: «فراخوانده می‌شوند»، «دعوت می‌شوند».

إِلَى
حرف جر است و معنای «به سوی» و «به» دارد.

السُّجُودِ
ریشه: «س ج د». اسمِ مصدر، معرفه با «ال» و مجرور به سببِ «إلى» است. «سجود» یعنی سجده کردن، فروتنی کردن و بر زمین نهادنِ پیشانی برای عبادتِ الله.


فَلَا يَسْتَطِيعُونَ

پس نمی‌توانند.

فَ
حرف عطف و نتیجه است؛ معنای «پس»، «آنگاه» یا «اما در نتیجه» می‌دهد.

لَا
حرف نفی است و فعلِ پس از خود را منفی می‌کند؛ یعنی «نمی‌».

يَسْتَطِيعُونَ
ریشه: «ط و ع». فعل مضارع، جمعِ مذکر و مرفوع است و «واو» پایانی فاعل آن است. از «استطاع» به معنای توانستن، قدرت داشتن و قادر بودن می‌آید؛ «یستطیعون» یعنی «آنان می‌توانند»، و با «لا» یعنی «آنان نمی‌توانند».

Nach oben scrollen