068-030-003-قلم

« Back to Glossary Index
و شروع کردند، یکدیگر را ملامت کردن (۳۰)

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ

پس برخی از آنان رو به برخی دیگر آوردند و یکدیگر را سرزنش می‌کردند.

فَ
حرف عطف یا استئناف است و بر پی‌آمد و ترتیب دلالت دارد؛ در فارسی: «پس»، «آنگاه».

أَقْبَلَ
ریشه: «ق ب ل». فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از باب إفعال. معنای اصلی آن «رو آورد»، «متوجه شد»، «پیش آمد» است.

بَعْضُهُمْ
«بَعْضُ» اسم مفرد و مرفوع است و در اینجا فاعلِ «أَقْبَلَ» به‌شمار می‌آید؛ به معنای «برخی» یا «بعضی». «هُمْ» ضمیر پیوسته در محل جرّ مضاف‌الیه است؛ یعنی «آنان». مجموعاً: «برخی از آنان».

عَلَىٰ
حرف جرّ است. معنای اصلی آن «بر» است، ولی همراه با «أَقْبَلَ» مفهومِ «رو آوردن به سوی» و «متوجه شدن به» می‌دهد.

بَعْضٍ
ریشه: «ب ع ض». اسم مفرد مجرور به سبب حرف جرّ «عَلَىٰ» است. معنای آن «برخی»، «بعضی» یا «یکدیگر» است؛ در ترکیب آیه: «به برخی دیگر».

يَتَلَاوَمُونَ
ریشه: «ل و م». فعل مضارع، جمع مذکر غایب، از باب تفاعل؛ اصل آن «يَتَلَاوَمُونَ» است. معنایش «یکدیگر را سرزنش می‌کنند»، «همدیگر را ملامت می‌کنند» و «به تقصیر متهم می‌سازند» است. واو پایانی، ضمیر فاعلی و به معنای «آنان» است.

Nach oben scrollen