068-051-003-قلم

« Back to Glossary Index
و اینکه پی در پی کافران میخواهند در هنگامِ شنیدنِ یاد آوریهای قرآن، تو را با چشمانِ غضب آلودِ خود از این راه بترسانند و منحرف کنند و یا تو را دیوانه میگویند، نترس (۵۱)
وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

و نزدیک است کسانی که کفر ورزیده‌اند، هنگامی که قرآن را می‌شنوند، با چشم‌های خود تو را از پا درآورند؛ و می‌گویند: بی‌تردید او دیوانه است.

وَإِنْ يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ

و نزدیک است کسانی که کفر ورزیده‌اند، با نگاه‌هایشان تو را از پا درآورند.

وَ
حرف عطف یا آغازِ جمله است؛ ریشه ندارد؛ معنا: «و».

إِنْ
حرف تأکیدِ مخفف از «إِنَّ» است؛ ریشه ندارد؛ در اینجا برای تأکید آمده است؛ معنا: «همانا، به‌راستی».

يَكَادُ
از ریشهٔ «ك ي د»؛ فعل مضارع مرفوع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ از افعال مقاربه است و نزدیک‌بودنِ رخ‌دادنِ کار را می‌رساند؛ معنا: «نزدیک است، چیزی نمانده است».

الَّذِينَ
اسم موصول برای جمع مذکر؛ ریشه ندارد؛ در محل رفع، اسم «يَكَادُ» است؛ معنا: «کسانی که».

كَفَرُوا
از ریشهٔ «ك ف ر»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر متصل و فاعل است؛ کفر در اصل به معنای پوشاندن است و در کاربرد دینی، انکار حق است؛ معنا: «کفر ورزیدند، منکر شدند».

لَ
لامِ تأکید یا لامِ فارقه است؛ ریشه ندارد؛ برای تأکید و تمایز «إِنْ» مخففه از «إِنْ» شرطی آمده است؛ معنا: «قطعاً، به‌راستی».

يُزْلِقُونَكَ
از ریشهٔ «ز ل ق»؛ فعل مضارع مرفوع، سوم‌شخص جمع مذکر، از باب اِفعال؛ «واو» فاعل و «كَ» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به است؛ معنای اصلی آن لغزاندن و افکندن است؛ معنا: «تو را می‌لغزانند، تو را از پا درمی‌آورند».

بِأَبْصَارِهِمْ
«بِ» حرف جر است؛ «أَبْصَار» از ریشهٔ «ب ص ر»، جمع «بَصَر» و اسم مجرور است؛ «هِم» ضمیر متصل در محل جر و مضاف‌الیه است؛ «بصر» به معنای چشم و نیروی بینایی است؛ معنا: «با چشم‌هایشان، با نگاه‌هایشان».


لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ

هنگامی که قرآن را شنیدند.

لَمَّا
ظرف زمان است و معنای «هنگامی که» دارد؛ ریشه ندارد؛ وقوعِ کارِ پس از خود را در هنگام رخ‌دادنِ کار پیشین بیان می‌کند؛ معنا: «وقتی که، هنگامی که».

سَمِعُوا
از ریشهٔ «س م ع»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر متصل و فاعل است؛ معنا: «شنیدند».

الذِّكْرَ
از ریشهٔ «ذ ك ر»؛ اسم مفرد مذکر، منصوب و مفعول‌بهِ «سَمِعُوا» است؛ «ذکر» به معنای یادآوری، پند و سخنی است که حق را یادآور می‌شود؛ در این آیه مقصود قرآن است؛ معنا: «ذکر، قرآن».


وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

و می‌گویند: قطعاً او دیوانه است.

وَ
حرف عطف است؛ ریشه ندارد؛ جملهٔ «يَقُولُونَ» را به بخش پیشین پیوند می‌دهد؛ معنا: «و».

يَقُولُونَ
از ریشهٔ «ق و ل»؛ فعل مضارع مرفوع، سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» ضمیر متصل و فاعل است؛ معنا: «می‌گویند».

إِنَّهُ
«إِنَّ» حرف تأکید و نصب است؛ ریشه ندارد؛ «هُ» ضمیر متصل در محل نصب و اسم «إِنَّ» است و به پیامبر اشاره دارد؛ معنا: «همانا او، قطعاً او».

لَ
لامِ مزحلَقه و برای تأکید است؛ ریشه ندارد؛ بر خبر «إِنَّ» وارد شده است؛ معنا: «قطعاً، بی‌تردید».

مَجْنُونٌ
از ریشهٔ «ج ن ن»؛ اسم مفعول بر وزن «مَفْعُول»، مرفوع و خبر «إِنَّ» است؛ ریشهٔ «جَنَّ» معنای پوشاندن دارد و «مجنون» به کسی گفته می‌شود که عقلش پوشیده و مختل شده باشد؛ معنا: «دیوانه».

Nach oben scrollen