068-008-003-قلم

« Back to Glossary Index
پس آن نصیحت‌کنندگان را که منکر پیامبری تو هستند، اطاعت مَنما.

(عده‌ای که خود را سیاستمدار می‌دانستند، برای تطمیع پیامبر اسلام نزدش آمده بودند تا به او بگویند: روش تو که این همه خوب و محکم سخن می‌گویی و حقاً لیاقت ترقی زیادی را داری، دور از سیاست است، زیرا در سیاست باید برای جلب نفرات بیشتر، بر خلاف جریان عقیده توده مردم سخنی نگفت.) (۸)

فَلَا تُطِعِ الْمُكَذِّبِينَ

پس از کسانی که حق را تکذیب می‌کنند، فرمان مبر.

فَ
ریشه ندارد؛ حرف عطف یا تفریع است و معنای «پس»، «بنابراین» یا «در نتیجه» می‌دهد.

لَا
ریشه ندارد؛ «لایِ نهی» است، بر سر فعل مضارع می‌آید و آن را مجزوم می‌کند؛ معنای آن «مکن» یا «نباید» است.

تُطِعِ
ریشه: «ط و ع»؛ فعل مضارع، مخاطب مفرد مذکر، از باب إفعال: «أَطاعَ ـ يُطيعُ». به سبب «لای نهی» مجزوم است و کسرهٔ پایانی آن برای جلوگیری از برخورد دو حرف ساکن آمده است. معنای آن: «اطاعت می‌کنی» و در اینجا: «اطاعت مکن» یا «فرمان مبر».

الْمُكَذِّبِينَ
ریشه: «ك ذ ب»؛ اسم فاعلِ جمع مذکر سالم از باب تفعیل، مفرد آن «مُكَذِّب» از فعل «كَذَّبَ ـ يُكَذِّبُ» است. در این آیه مفعول‌بهِ فعل «تُطِعْ» و منصوب است و نشانهٔ نصب آن «یاء» است. معنای آن: «تکذیب‌کنندگان»، «دروغ‌شمارندگان» یا «کسانی که حق را انکار می‌کنند».

Nach oben scrollen