068-019-003-قلم

« Back to Glossary Index
لیکن در حالی که خواب بودند، بلائی از پروردگارت بر آن باغ رسید (۱۹)

فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ

پس در حالی که آنان خواب بودند، بلایی از سوی پروردگارت بر آن [باغ] فروگرفت.

فَ

حرف عطف یا استئناف است؛ معنای آن: «پس»، «آنگاه». این حرف، رخ‌دادِ پس از تصمیم صاحبان باغ را بیان می‌کند.

طَافَ

فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ط و ف» است. معنای اصلی ریشه، گرد چیزی گشتن و احاطه کردن است؛ در اینجا یعنی: «فروگرفت»، «بر آن احاطه یافت».

عَلَيْهَا

«عَلَى» حرف جر است، به معنای «بر». «هَا» ضمیر متصلِ مؤنث مفرد و در محل جرّ با حرف جر است؛ به «جَنَّة» یعنی باغ، بازمی‌گردد. معنای مجموع: «بر آن [باغ]».

طَائِفٌ

اسم فاعل، مفرد مذکر، مرفوع و فاعلِ «طَافَ» است؛ از ریشهٔ «ط و ف». در این آیه به معنای حادثه‌ای فراگیر، بلا، عذاب یا آفتی است که باغ را دربر گرفت.

مِنْ

حرف جر است و در اینجا برای بیان سرچشمه و منشأ به‌کار رفته است؛ معنای آن: «از سویِ».

رَبِّكَ

«رَبِّ» اسم مجرور با «مِنْ» و مضاف است؛ از ریشهٔ «ر ب ب»، به معنای پروردگار، مالک، تدبیرکننده و پرورش‌دهنده. «كَ» ضمیر متصلِ مخاطب، مضاف‌الیه است و به پیامبر بازمی‌گردد. معنای مجموع: «از سوی پروردگارت».

وَ

حرف «واو» است و در اینجا برای بیان حال به‌کار رفته است؛ معنای آن: «در حالی که».

هُمْ

ضمیر منفصل، جمع مذکر غایب و مبتدا است؛ به صاحبان باغ بازمی‌گردد. معنای آن: «آنان».

نَائِمُونَ

جمع مذکر سالم، مرفوع با «واو» و خبرِ «هُمْ» است؛ از ریشهٔ «ن و م». مفرد آن «نَائِم» است و معنای آن: «خواب‌بودگان»، «در خواب بودند».

Nach oben scrollen