| لیکن در حالی که خواب بودند، بلائی از پروردگارت بر آن باغ رسید (۱۹) |
فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَپس در حالی که آنان خواب بودند، بلایی از سوی پروردگارت بر آن [باغ] فروگرفت. فَ حرف عطف یا استئناف است؛ معنای آن: «پس»، «آنگاه». این حرف، رخدادِ پس از تصمیم صاحبان باغ را بیان میکند. طَافَ فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ط و ف» است. معنای اصلی ریشه، گرد چیزی گشتن و احاطه کردن است؛ در اینجا یعنی: «فروگرفت»، «بر آن احاطه یافت». عَلَيْهَا «عَلَى» حرف جر است، به معنای «بر». «هَا» ضمیر متصلِ مؤنث مفرد و در محل جرّ با حرف جر است؛ به «جَنَّة» یعنی باغ، بازمیگردد. معنای مجموع: «بر آن [باغ]». طَائِفٌ اسم فاعل، مفرد مذکر، مرفوع و فاعلِ «طَافَ» است؛ از ریشهٔ «ط و ف». در این آیه به معنای حادثهای فراگیر، بلا، عذاب یا آفتی است که باغ را دربر گرفت. مِنْ حرف جر است و در اینجا برای بیان سرچشمه و منشأ بهکار رفته است؛ معنای آن: «از سویِ». رَبِّكَ «رَبِّ» اسم مجرور با «مِنْ» و مضاف است؛ از ریشهٔ «ر ب ب»، به معنای پروردگار، مالک، تدبیرکننده و پرورشدهنده. «كَ» ضمیر متصلِ مخاطب، مضافالیه است و به پیامبر بازمیگردد. معنای مجموع: «از سوی پروردگارت». وَ حرف «واو» است و در اینجا برای بیان حال بهکار رفته است؛ معنای آن: «در حالی که». هُمْ ضمیر منفصل، جمع مذکر غایب و مبتدا است؛ به صاحبان باغ بازمیگردد. معنای آن: «آنان». نَائِمُونَ جمع مذکر سالم، مرفوع با «واو» و خبرِ «هُمْ» است؛ از ریشهٔ «ن و م». مفرد آن «نَائِم» است و معنای آن: «خواببودگان»، «در خواب بودند». |
068-019-003-قلم
« Back to Glossary Index
